فرستنده :
محمد حسن اسايش
يكشنبه 6/1/91
تاابد پاينده اسلام از قيام زينب است مهر وامضاي فداکاري بنام زينب است
از قيام شمس دين ،حق وحقيقت زنده شد کاخ استبداد ويران از قيام زينب است
آبياري نهال دين شد از خون حسين اين دوام واستقامت از دوام زينب است
اي که وارد مي شوي در روضه ي کرببلا با ادب بگذار پا کآن جا مقام زينب است
صبر وتسليم ورضا وبردباري وقيام ازبراي ياري قر آن مرام زينب است
تلخي هجران وناکامي واشک دم بدم ارث مظلومي وحق گويي ز مام زينب است
ديده ي صاحب زمان گريان به هر صبح ومسا از جفاي دشمن ورنج مدام زينب است
روز رستاخيز بنويسد با خط درشت (کربلايي) سالها باشد غلام زينب است
شکوفه هاي غم -جلد دوم -ص 199 -نادعلي کربلايي -انتشارات خزر -تهران
فرستنده :
محمد حسن اسايش
يكشنبه 2/11/90
بار الها در غريبي بيکس وبي ياورم محرم رازم بود اين سينه ي پر آذرم
زهر مامون ستمگر رشته ي عمرم گسيخت روز روشن تيره شد در پيش چشمان ترم
زندگي جز رنج ودرد وغم براي من نبود مي روم از اين جهان اکنون به پيش مادرم
من شدم راحت زدست دشمن بيدادگر واي بر حال دل اهل وعيال وخواهرم
آنچنان زهر جفا کرده براعضايم اثر بسته راه ناله ي جانسوز رادر حنجرم
من پي ترويج قرآن آمدم دراين سفر جان سپارم در ره دين همچو جد اطهرم
نور چشمانم تقي تعجيل کن بر ديدنم اين دم آخر جمال دلربايت بنگرم
دوست دارم اين دم آخر ببينم روي تو روي زانو لحظه اي گيريدراين غربت سرم
من غريبانه سپارم جان ولي دروقت مرگ ياد دشت کربلاوزاده ي پيغمبرم
هر زمان خواهم بنوشم آب سرد خوشگوار از حسين وکودکان تشنه لب ياد آورم
چون ببينم روي فرزندعزيز بيکسم يادعاشورا وجسم غرقه خون اکبرم
گفت با آن لشکر خونخوار سبط مصطفي از عطش جان مي دهد بر روي دستم اصغرم
(کربلايي) مرگ باعزت به از ذلت بود اين بود درسي براي آنکه دارد باورم
----به نقل ازشکوفه هاي غم -جلد اول -صص316-317-ا-نادعلي کربلايي -انتشارات خزر-تهران---زهر سوزان -حضرت امام رضا ----------
از شرارزهر سوزان يا علي موسي الرضا کشته گشتي در خراسان يا علي موسي الرضا
بر حريمت امر گريه داده اي اي شاه دين جملگي بودند گريان يا علي موسي الرضا
کرد تبعيدت چو مامون ستمکار لعين خون دل خوردي به دوران يا علي موسي الرضا
از نماز فطر مامون منع کردي چون ترا شد دلت زآن غصه نالان يا علي موسي الرضا
در غريبي مانده اي بي يار اي سلطان دين زاين جفا هستم در افغان يا علي موسي الرضا
ريخت مامون زهر قتاله به کام اقدست گشته اي زآن زهر بي جان يا علي موسي الرضا
چون گزيده مار در حجره بپيچيدي بخويش هر زمان نالان وگريان يا علي موسي الرضا
از مدينه خودتقي آمد چواندر شهر طوس در برت آن نورتابان يا علي موسي الرضا
سر نهادي برسر زانوي فرزندت جواد ازشرارزهر سوزان يا علي موسي الرضا
گاه جان دادن سرت بودي به دامان پسر اي خديو ملک ايمان يا علي موسي الرضا
ليک معصومه نبودي خواهرت ، کاندرغمت او کند گيسو پريشان يا علي موسي الرضا
همچنان(آهي) بگو در روز وشب با خون دل اي پناه بيپناهان يا علي موسي الرضا
--نقل از: ديوان آهي -جلد دوم-ص 210-211 -علي آهي -انتشارات خزر -تهران ---
فرستنده :
محمد حسن اسايش
پنج شنبه 8/10/90
مژده زمیلاد عزیز بتول حجت حق باقر علم رسول مژده زمیلاد شهنشاه دین سبط نبی باقر علم یقین
شبل علی نوثمر عابدین مفخر آباء وهمه طیبین در ثمین دوحه ی وحدت اصول حجت حق باقر علم رسول
مژده که ماه رجب ذوالعطاء گشته دومه ظاهرش از یک لقا یک زهلال رخ ماه سماء یک زجمال مه برج هدی
بیت علی ابن حسین رانگر فاطمه ی بنت حسن راپسر چون مه تابنده نموده نزول حجت حق باقر علم رسول
مژده که دریای علوم آمده واقف اسرار نجوم آمده روشنی دهر ظلوم آمده مظهر تقوا وقیوم آمده آمده آن جامع فقه وآصول حجت حق باقر علم رسول
به نقل ازدیوان آذرخراسانی جلداول-ص-99- افست اسلا میه- نوبت چهارم-مشهد1348 شمسی