سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
یاد، کلید اُنس گرفتن است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :663
بازدید دیروز :822
کل بازدید :1311708
تعداد کل یاداشته ها : 845
95/9/20
6:1 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی ►▌ استان قدس ▌ ◄ سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید شهر صبح سارا احمدی ساده دل سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد تنهایی......!!!!!! محمدمبین احسانی نیا جـــیرفـــت زیـبا ماتاآخرایستاده ایم ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق بیصدا ترازسکوت... ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد ....افسون زمانه هم نفس مهاجر مردود دهکده کوچک ما پیامنمای جامع گروه اینترنتی جرقه داتکو شقایقهای کالپوش بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران سکوت ابدی هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز .: شهر عشق :. سایت روستای چشام (Chesham.ir) بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان بچه مرشد! پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه طراوت باران زنگ تفریح

نقش قرآن بر روی اوراقی از ابریشم

برای اولین بار در تاریخ، آیات قرآن کریم توسط هنرمند جوان خانم «تُنزاله محمدزاده» اهل جمهوری آذربایجان  به دو رنگ طلایی و نقره ای بر روی برگهایی از پارچه ابریشم سرمه ای رنگ نقش بست. خانم محمدزاده در مدت سه سال این کار هنری و قدسی را انجام داده است و 50 متر پارچه صرف این کار ارزشمند نموده است. وی دانشجوی دکترای رشته تاریخ هنر در ترکیه است، منبع:نشریه «دنیز» شماره 99 - چاپ ارومیه

 


  

برگی از خاطرات و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی؛

ملاطفت امام خمینی (ره) با شاعر عاشورائی مرحوم خوشدل تهرانی

به دستور امام خمینی(ره)، خانه خوشدل به او بازگردانده شد و حاج احمد آفا از طرف امام به عیادت خوشدل در بیمارستان رفت و هزینه بیمارستان خوشدل را که آن زمان 60 هزار تومان تومان می شد از طرف امام پرداخت گردید و از خودش هم دلجویی شد.

در خرداد سال 1369 همزمان با نخستین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، از تبریز عازم مشهد مقدس برای شرکت در اولین کنگره شعر طلاب بودم که در تهران پیاده شدم و به حوزه هنری رفتم ... قرار بود عصر با قطار راهی مشهد شویم. در حوزه موفق شدم مرحوم محمدعلی مردانی شاعر اهل ببت (ع) را ببینم که ساعتی در خدمتش نشستم.

ایشان عنایت خاص امام خمینی(ره) آن بزرگ مرد ایمان و علم و جهاد و عرفان و ذوق و هنر و ادب را نسبت به شاعران متعهد یادآور شد و ماجرای جالب مرحوم علی اکبر خوشدل تهرانی را نقل کرد که خلاصه اش این است:
خوشدل تهرانی سراینده آن غزل عاشورائی معروفی است که مطلعش این است:
بزرگ فلسفه نهضت حسین این است
که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو
که این پیام حسین است و منطق دین است
که در اوایل دهه چهل سروده و مشهور شده بود درست زمانی که قیام 15 خرداد به رهبری امام خمینی اتفاق افتاد ... و خوشدل با این شعر نزد انقلابیون و علماء و در محافل دینی و هیئتهای مذهبی مشهور گردید... تا اینکه سالها گذشت ... کار آیینه کاری حرم امام رضا (ع) پایان یافت و از سوی آستانه قدس رضوی با همکاری دربار پهلوی مسابقه ای اعلام شد که شاعران شعر بسرایند ... مرحوم خوشدل در این مسابقه شرکت کرد و شعری سرود و مقام اول شد و از سوی دربار یک قطعه زمین در شمران به عنوان جایزه به او تعلق گرفت! بعدها خانه ای ساخت و ازدواج کرد البته زمان ازدواج سن و سالی از او گذشته بود و با ما دوست هیئتی در تهران بود.
تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد و خانه خوشدل در لیست زمینهای طاغوتی بود و توسط هیئت 7 نفره مصادره گردید!
خوشدل که چند بچه قد و نیم قد و کوچک هم داشت، مجبور شد مستاجر شود و چون زمینش از سوی رژیم طاغوت اعطاء شده بود، در آن ایام بحبوحه انقلاب و آشفتگی اوضاع، صدایش به جایی نرسید و هیچ کس هم نتوانست از او دفاع کند... ما در هیئتهای عزاداری تهران پولی جمع کردیم و در اختیارش گذاشتیم تا کمی سرو و سامان بگیرد. چند ماهی گذشت و مرحوم خوشدل به شدت بیمار شد و مدت طولانی به گوشه بیمارستان افتاد! تا اینکه ایام محرم سال 58 رسید. ما تعدادی از سردسته های هیئتهای عزاداری تهران، به دیدار امام خمینی رفتیم. امام در ابتدای سخنان خود همان دو بیت از غزل معروف خوشدل را خواند! حال همه ما به دو جهت متحول شد هم به نام امام حسین (ع) و هم به خاطر سرگذشت غم انگیز مرحوم خوشدل....
امام سوال کرد آیا آقای خوشدل هم در بین شماهاست؟!... هیچ کس چیزی نگفت! امام فرمود: خدا خیرش دهد آقای خوشدل را به خاطر این شعرش.
در این حال یکی از پیر غلامان حسینی تهران اجازه خواست و ماجرای تاسف برانگیز خوشدل را به عرض امام رساند. امام با شنیدن ماجرا، بسیار ناراحت شد و ابروهایش را درهم کشید و متاثر شد و بلافاصله فرزندش حاج احمد آقا را صدا کرد و دستور داد کار خوشدل را زود پیگیری و حل کند! ... رنگ ما همه باز شد و همه در خدمت امام به گریه افتادیم.
خلاصه همان روز به دستور امام خمینی(ره)، خانه خوشدل به او بازگردانده شد و حاج احمد آفا از طرف امام به عیادت خوشدل در بیمارستان رفت و هزینه بیمارستان خوشدل را که آن زمان 60 هزار تومان تومان می شد از طرف امام پرداخت گردید و از خودش هم دلجویی شد و سرو و سامان یافت و با خانواده اش به همان خانه برگشت!
امام در همان دیدار فرمود: آقای خوشدل با این شعرش خدمتی بزرگ به مکتب عاشورایی سیدالشهداء (ع) و انقلاب اسلامی ما کرده است.
مرحوم مردانی گفت: در این دیدار دیگر موضوع دیگری مطرح نشد و حتی عزاداری دیگری هم نشد. همه ما از این اتفاق خوب خدایی خوشحال شدیم و اشک می ریختیم. بعدها مرحوم خوشدل خیلی هم انقلابی تر شد و اشعاری در موضوع انقلاب و امام و شهداء سرود و حتی در جبهه ها هم حضور یافت.
رحمت خدا به روان ملکوتی امام خمینی، خوشدل و محمدعلی مردانی باد.
من که آن زمان 28 سال داشتم اکنون بعد از گذشت 26 سال از آن دیدارم با مرحوم استاد محمدعلی مردانی، آن ماجرای سراسر حکمت و حماسه را نقل می کنم. شکر خدا.
مصطفی قلیزاده علیار

ارومیه/ 15 مهر1395

 


95/8/13::: 2:27 ص
نظر()
  

 

نویسنده و پژوهشگر ارومیه ای؛ 

شهریار، شاعری به معنای حقیقی کلمه است/ حیدربابا در ارومیه ضبط شد/ شهریار محبوبترین و پرمخاطب ترین شاعر ایرانی است

 

نویسنده و پژوهشگر ارومیه ای گفت: یک نکته تاریخی در باره شهریار و شهر ارومیه این است که منظومه حیدربابایه سلام با صدای خود استاد شهریار که شهره آفاق است در سال 1349 در ارومیه ضبط شده است.

 به گزارش اروم نیوز،  27شهریورماه سالروز درگذشت یکی از بزرگترین مفاخر ادبیات جهان است. استاد شهریار در سال 1367 و در این روز دارفانی را وداع گفت. محمدحسین بهجت تبریزی شاعری بود شیرین سخن که آثارش شهرتی جهانی دارد و تنها شاعر معاصر ایران است که توانسته در سرتاسر جهان برای خود ردپایی بگذارد و در دانشگاه های جهان شعرها و منظومه هایش در سرفصل تدریس برای دوره های تخصصی ادبیات قرار گیرد.

همزمان با سالروز درگذشت این استاد بزرگوار شعر و ادب فارسی و ترکی، به سراغ یکی از شاعران و نویسندگان شهر ارومیه رفته و مباحثی را با وی مطرح کردیم. مصطفی قلیزاده علیار، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات است که علاوه بر این به کار روزنامه نگاری نیز می پردازد و مدیرمسئول دوهفته نامه دنیز است. وی آثار و کتابهای متعددی نیز در ادبیات دارد.

به مصاحبه با این شاعر و نویسنده پرداخته ایم که به شرح ذیل است:

1- جایگاه شهریار در ادبیات فارسی و ترکی را به صورت جداگانه چگونه ارزیابی می کنید؟

شهریار در ادببات فارسی حافظ دوران محسوب می شود یعنی روح غزل فارسی را زنده کرد و البته با حافظ بسیار متفاوت است و اصلا سبک و سیاق شهریار معاصر و متفاوت از همه شاعران گذشته و معاصر است هم به لحاظ ساختار زبان و هم رقت احساس و هم نزدیک شدن به زبان مردم. به سبب اقامت طولانی در تهران زبان شعری اش تحت تاثیر لهجه پایخت واقع شد به قول خودش:

سی چهل سال من از عمر به تهران طی شد

زین جهت لهجه من نیز به تهرانی بود

زبان شعری شهریار البته در حد زبان کوچه و بازار تنزل پیدا نمی کند، لذا شل نیست، اما ساده است. شهریار بزرگ ترین شاعر کهن سرای معاصر زبان فارسی است این البته حرف بنده نیست سخن بزرگانی مثل مهرداد اوستا و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و سایه و دیگران است. همچنین پرمخاطب ترین و جهانی ترین شاعر معاصر ایران است.

در زبان ترکی هم در دنیا دو شاعر پرمخاطب و محبوب از ایران داریم اولی شهریار و دومی استاد کریمی مراغه ای است. شهریار زبان ترکی آذربایجانی و فرهنگ ما را در دنیا مطرح کرد.

2- شاهکار شهریار هم در شعر فارسی و هم در شعر ترکی را نام ببرید؟

شاهکارهای شهریار در شعر فارسی زیاد است و حداقل 30 درصد از غزلهای فارسی اش واقعا شاهکار است اما به نظر بنده مثنوی بلند "افسانه شب" را باید از شاهکارهای شهریار دانست. همچنین بعضی از قصایدش در حد شاهکار است ازجمله

مهرش افزود که از ماه رخش کاسته بود

هر چه از ماه رخش کاست به مهرش افزود

و شعر "زفاف شاعر" هم واقعا بی نظیر است.

در ادببات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هم که مصادف با دهه آخر عمرش بود توانست آثاری ماندگار بیافریند هم در فارسی و هم در ترکی.

در زبان ترکی شاهکار او همان "حیدربابا" است یک منظومه بزرگ با شهرت جهانی و محبوبیت و مقبولیت همه ترک زبانها. بقیه آثار ترکی اش هم برجسته است

3- اخیراً وزیر ارشاد خواستار این شده که روز شعر و ادب(فارسی) از وفات شهریار به روز بزرگداشت فردوسی تغییر یابد و در بین ادبای مشهد قول آن را داده، چگونه ارزیابی می کنید؟ حرکت مثبتی است یا منفی؟ چه تبعاتی دارد؟

این یک حرف سخیف است که فراتر از فهم وزیر ارشاد است و اصلا حرف دهن او نیست این حرف را رنود چپ اندر قیچی پشت پرده به ایشان املا و دیکته کرده اند همان رنودی که سوار بر وزارت ارشادند و از اول از انتخاب این روز به نام شهریار مخالف بودند. البته جایگاه بزرگانی مثل فردوسی و حافظ و سعدی و عطار و نظامی و خاقانی در ادب فارسی بالاتر از شهریار است اما شهریار هم امتیازاتی دارد که قابل ملاحظه است از جمله معاصر بودن، جهانی بودن، همراه انقلاب بودن، شیعی بودن، عامل وحدت کشورهای فارسی زبان و ترکی زبان و ... .

این خواب آن رنود که به وزیر دهن بین نقل و تکلیف کرده اند، فکر نکنم قابل تعبیر باشد! چرا که چنین حرف سخیف و تصمیم ناسیونالیستی افراطی در واقع توهین به ارزشهای ملی و معنوی همه ایرانبان است. یک کسی باید وزیر را از ابن ناآگاهی دربیاورد و حالیش کند که برو اول اجرای کنسرت در مشهد را حل کن بعد روز شعر و ادب را.

از اول انتخاب روز 27 شهریور به نام شهریار به همت آقای شعردوست و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و مراکز دیگر، حرف و حدیثهای داشته و گاه حرفهای به ظاهر منطقی و حق هم در مخالفت با این انتخاب می زنند اما به تعبیر حضرت امیرمومنان (ع) در نهج البلاغه: "کلمه حق یراد بها باطل" یعنی حرف خوارج حق است اما اراده شان ک منظورسان باطل است

این آقایان هم از همان 14 سال پیش در مواردی حرف شان در باب روز 27 شهریور و شهریار و فردوسی، قابل تامل است اما اراده و هدفشان گزاف و بیهوده و نامقدس است!

4- شهریار در ملل منطقه و دیگر کشورها چه تأثیری گذاشته و چه جایگاهی دارد؟

شهریار محبوب ترین و پرمخاطب ترین و وحدت آفرین ترین شاعر ایران در منطقه آسیا و آسیای میانه است از چین، روسیه، ازبکستان، تاجیکستان، پاکستان، هندوستان، افغانستان، آذربایجان، ترکیه، عراق، ترکمنستان و ... و ایران مرکز این حماسه و وطن شهریار است.

5- دلایل موفقیت شهریار چیست که روز به روز بر شهرتش حتی پس از وفاتش افزوده می شود؟

راز موفقیت بی نظیر شهریار و شهرت جهانی اش در بین همه شاعران ایران و منطقه و محبوبیتش در بین مردم دنیا، به نظر بنده شکوفایی آن گوهر اصلی استعداد خدادادی اش است که به لطف خدا شکوفا شد به ثمر نشست. او شاعر بشریت است یعنی در اغلب اشعارش از زبان همه عاشقان و همه خداپرستان و همه انقلابیون و همه روستائیان و همه انسانهای آزاده حرف می زند و احساسات رقیقش نه تنها بر دلها می نشیند بلکه دلها را تسخیر می کند

شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق

به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی.

6- شهریار را در یک جمله و یا عبارت تعریف کنید؟

شهریار شاعر به معنی حقیقی کلمه است. به قول خودش:

کار دیگر نیاید از دستم    چه کنم شاعر آفریدستم!

 

7- در پایان چنانچه سخن  دیگری در باره شهریار دارید بفرمایید؟

با تشکر از مدیریت سایت اروم نیوز، یک نکته تاریخی در باره شهریار و شهر ارومیه عرض کنم که اخیرا در مراسم نکوداشت استاد غلامرضا دانش فروز هم در حضور آقای هادی بهجت فرزند ارجمند شهریار برای حضار عرض کردم و آن این بود که منظومه حیدربابایه سلام با صدای خود استاد شهریار که شهره آفاق است در سال 1349 در ارومیه ضبط شده است که سومین سفر شهریار به ارومیه بوده و فرزندش آقای سید هادی بهجت هم حضور داشته که ده ساله بوده و همراه پدر آمده بود.

در این اثر صوتی حیدربابا با صدای استاد شهریار چهار امتیاز است: اول متن حیدربابا، دوم صدای شهریار، سوم لحن شهریار و چهارم لهجه خاص در ساختار زبان محلی حیدربابا که در متن چاپی این امتیازات وجود ندارد و معتبرترین نسخه حیدرباباست.

 

 

 

 


95/6/28::: 12:55 ص
نظر()
  

ایکی شاعره بیر شعر!

اوستاد شامی­دن بیر خاطیره

حمید واحدی

اورمودا منیم یول تاپدیغیم ایلک ادبی انجمن، ارشاد اداره سی­نین شهرچای پارکیندا یئرله­شن دهخدا کتابخانسیندا تشکیل ائتدیگی هفته لیک شعر انجمن ایدی. او زمانلار بیر ایکی ایل ایدی شعر یازیردیم. انجمنه گلن شاعرلردن چوخونون آدی ایندی ده یادیمدادیر، میرحسن سربلند (پولاد)، عبدالحسین شیرپنجه رضایی (تنها)، حاج علی رضایی، محمود صادقپور (شامی)، ... الله تعالی هامیسینا رحمت ائله سین. همچنین عزیز دوستوم کریم گلندام، میر حبیب زمانی، ابراهیم نژادی، بیت­الله جعفری و بیر نئچه گنج شاعر ده اورا گل – گئت ائدیردی.

من بو شاعرلرین آراسیندا ایکی نفر ایله داها آرتیق علاقه ساخلاییردیم؛ شعرلریمی اولارا اوخویور، فکیرلرینی بیلمک ایسته ییردیم. بیری مرحوم «شامی» و ایکینجی ایسه رحمتلیک «تنها» ایدی.

شامی و تنهانین شعرلری او زمانلار منیم اوچون چوخ ماراقلی و تاثیر ائدیجی ایدی. شعرلریمی شامی یه اوخویاردیم او دا ائشیدیب، معین یانلیشلارا دوزه لیش وئرردی. حتی انجمن دن علاوه اونون ایش یئرینه (تعاونی روستایی فروشگاهلاریندا) ده هر دن گئدیب، اونونلا گؤروشوردم، اونا شعر اوخویاردیم، او مرحوم دا دوزلیش دقتله ائشیدیب، نقطه نظرلرینی سؤیلردی. بونا گؤره اونون منیم بوینومدا اوستادلیق و معلیم­لیک حقی وار. او بو گؤروشلرده حتی اؤز شعرلریندن ده منه اوخویاردی. من اونون شعرلریندن چوخونون الیازمالارینی آلیب ساخلامیشام.

او زمانین گنج شاعرلری آراسیندا من شامی یه داها چوخ یاخینلاشدیم، 17 – 18 یاشیم وارایدی؛ اونون دا تخمیناً 35 یاشی. البته شامی­نین شاعر دوستلاری چوخ ایدی، مرحوم عباس بزرگ­امین، کریم گول­اندام، علی شریف دلجویی (آدسیز)، عسگر شاهین پر، حبیب زمانی، عادل پیر شاهوردی (آرمان) و ...

من او زمانلار چوخ فارسجا شعرلر یازیردیم، تورکجه شعرلریم ایسه شامی و تنهانین شعرلری­نین تاثیری آلتیندا ایدی. شامی­یه بیر فارسجا غزل اتحاف ائتمیشدیم، اونو بیه­نیبب، منی آلقیشلادی و بیر - ایکی مصراعسینی دا اصلاح ائتدی. غزل بو ایدی:

دل از زیارت یاران ز شوق لبریز است

شنیدن سخن دوستان دل­انگیز است

کنیم گفته تاریخ گوشواره گوش

که زندگانی اسلاف عبرت­آمیز است

شکوفه­های دلم زردگونه گردد از آن

که در درون دل من همیشه پاییز است

چنان محبت تو گشته با دل من عجین

«شکنجه­های تو بر من محبت­آمیز است»

مجال گفتن حق بر همه میسر نیست

چرا که در پس هر پرده تیغها تیز است

به شهر اورمیه «شامی» است شهریار سخن

اگر چه جایگه شهریار تبریز است.

***

دئدیگیم کی مرحوم عبدالحسین تنها ایله ده سیخ علاقه ده ایدیم، بیر مدت ده بینالارا رنگ وورماق و رئمونت ایشلرینده اونون یانیندا شاگردلیک ائتمیشدیم. تنهانین عالمی شامی ایله فرقلی اولماغینا باخمایاراق، من هر ایکیسیندن تاثیر آلیردیم. شامی­یه یازدیغیم فارسجا غزلین سونوندا «شامی» کلمه­سینی «تنها» کلمه سی­ایله عوضله ییب، مرحوم تنهایا تقدیم ائتدیم! البته بو ایش منیم خاملیغیمدان تؤرنمیشدی! ... نه ایسه، تنها رحمتلیک ده به­یه­ندی و منی تحسین ائتدی. حتی ازبرله میشدی و هر یئره بیرگه گئتسیدیک، منی هوسلندیرمک اوچون، او غزلی اوخویاردی! قضادن بیر گون تنها ایله بیرگه اونون ماتاسکلتینه (موتورسیکلتینه) اوتوروب اورمیه­نین اطرافیندا اولان «بارجوق» کندینه شامی­گیله قوناق گئتدیک. دانیشیقلار آراسیندا شامی بیردن اوزونو تنها مرحوما توتوب: «حمید بیر تزه غزل یازیب!» دئدی. من ایسه بو سؤزو ائشیدنده ائله بیر حالا قالدیم کی، الله بیلیر! ... تنها سؤیله دی: هه، منه ده اوخوموشام، یاخشی دیر!

من بو سؤزدن داها آرتیق آجیناقلی بیر حس کئچیردیم. شامی رحمتلیک اؤز شعرلرینی یاددا ساخلامازدی و دفتر – کاغاذ اوزوندن اوخویاردی، آمما منیم او غزلیمی حفظ ائله میشدی! ... باشلادی شعری اوخوماغا؛ هر بیتی اوخودوقجا من تر تؤکوردوم! اور­کده آللها یالواریردیم که سون بیتینی اوخوماسین!!

شامی سون بیته یاخینلاشدیقجان منیم حالیم ده­ییشیردی ... بئشینجی بیتی اوخودوقدان سونرا، اوزونو تنهایا توتوب دئدی: سونونجو بیتی ده بیلیرسن دا!...

تنها دا باشینی ترپتمکله اونون سؤزونو تایید ائله­دی.... ندنسه، رحمتلیک شامی آلتینجی و سونونجو بیتی اوخومادی و من داها چوخ خجالت چکمکدن خلاص اولدوم .... مجلس قورتاردی.

البته آیدین دیر کی، او مرحوم نه اوچون سونونجو بیتی اوخومادی! ... هر حالدا بو دا بیر درس ایدی من اوچون، ائله او ساعتدن عهد ائله­دیم کی بیر ده بو ایشلردن گؤرمه ییم!

تانری­دان هر ایکی شاعریمیزه رحمت دیله ییرم.

منبع: نشریه «دنیز» شماره 97


95/6/7::: 2:14 ص
نظر()
  

بهرام پور، مرد عرصه­ های زندگی

نمایش تصویر در وضیعت عادی

جدم «بهرام­بیگ» یکی از سرداران بزرگ ایل قاراپاپاق سولدوز در اواخر دوره قاجاریه بود که در جنگهای قدیمی شهر سلماس در فتنه هجوم قوای مسلح «مارشیمون» و خواهرش سورمه و برادرش ایشا؛ با نفرات خود به منطقه عزیمت کرد و در دفاع از شهر سلماس نقش به سزایی داست.     پدرم «بخشعلی» نیز از قهرمانان ایل قره پاپاق نقده بود و سواد قدیمی هم داشت؛ زمانی که رضا شاه پهلوی به ارومیه آمد و ارومیه به «رضائیه» تغییر نام یافت، پدرم خدابیامرز به خاطر اعتراض به وضع اسف­بار  و نامناسب سربازان در سربازخانه­ها، موجب خشم رضا شاه شد و به امر رضا شاه زندانی گردید! ...»

این جملات آغازین مردی فزرانه و متواضع بود که در دفتر نشریه دنیز در باره پیشینه خاندان پرافتخار خویش، برزبان آورد؛ او «بهمن بهرام­پور» مرد عرصه اقتصاد و پژوهشگر مسایل اجتماعی و فرهنگی ایران است، همچنین صاحب ذوقی لطیف و قریحه­ای شاعرانه است و از فرزانگان فرهنگی و از فعالان پرتلاش اقتصادی استان آذربایجان غربی به شمار می­رود.

 تولد و تحصیل

بهمن بهرام­پور در سال 1329 در روستای طالقان – دهستان حسنلو در بخش «محمدیار» شهرستان نقده چشم به جهان گشود.  دروس ابتدائی را تا کلاس ششم در دهستان حسنلو خواند که شش کیلومتر راه پیاده از زادگاهش فاصله داشت و متوسط رشته ادبیات را در شهرستان نقده به پایان برد. در ارومیه دوره کاردانی را در هنرستان کشاورزی (انیستیتو تکنولوژی سابق) گذراند و فوق دیپلم ادبیات و زبان انگلیسی را به عنوان شاگرد ممتاز و به صورت غیابی و مکاتبه­ای از کالج لندن انگلستان اخذ نمود.

می­گوید: قبل از انقلاب  که در ارومیه درس می خواندم، در منزل عمویم مرحوم حبیب بهرام­پور اقامت داشتم و از دوستان دوره تحصیل با «حمید صداقت پیشه» بسیار صمیمی بودم، در اوقات نماز باهم به مسجد سردار و مسجد مناره می­رفتیم، مخصوصا در ماه مبارک رمضان که شبهای قدر هم احیا می­داشتیم و از طریق مسجد با علما مرتبط شدیم از جمله با حاج اقا حسنی امام جمعه مجاهد ارومیه، که در بیداری ما و همه نسل جوان قبل از انقلاب در ارومیه ایشان بسیار موثر بود و ما او را خیلی دوست داشتیم

 مبارزه با بهائیت

حمایت رژیم شاه از فرقه ضاله بهائیت و صاحب منصب بودن برخی از پیروان متنفذ این گروه وابسته به اسرائیل در دربار شاه، وزارتخانه­ها، ادارات، سازمانها و ساواک، واقعیتی انکارناپذیر است و احتیاجی به ارائه سند و مدرک ندارد. بنابر این فعالیت این فرقه ضد اسلام در جامعه اسلامی ایران آن روز به مثابه یک آیین رسمی، از نظر سران رژیم شاه امری قانونی و رسمی بود گرچه مردم و رهبران دینی ایران و علما و روحانیون، این فرقه را دشمن اسلام می دانستند. بهرام­پور می­گوید: در سال 1351 عالم برجسته و پژوشگر معروف مرحوم شیخ عبدالرحیم عقیقی بخشایشی از قم به ارومیه آمده، در مسجد دادخواه محله «دره­چایی» این شهر منبر می­رفت. ایشان یک روز در افشای ماهیت گمراه کننده گروه بهائیت، سخنرانی روشنگرانه­ای ایراد کرد. بعد از این سخنرانی، من در حضور مردم بیاناتی در مورد لزوم محدودسازی فعالیت این گروه ضد اسلام ایراد کردم و یکی از کتابهای بهائیت را که از دوستی گرفته بودم و گاه نگاه می کردم، جلو چشم مردم آتش زدم! ... این اقدام من منجر به دستگیریم از سوی سواک گردید که دو ماه در ساواک ارومیه و سه ماه هم در ساواک تهران نگه داشتند. رییس ساواک در تهرانشخصی بود به نام «زند کریمی» که مرا به اهانت به مذاهب و ادیان متهم می کرد! من می گفتم: من به هیچ مذهبی توهین نکرده ام، بهائیت که نه مذهب است و دین. خلاصه بعد از سه ماه بازداشت و شکنجه آزاد ­شدم و به ارومیه برگشتم و هنوز هم با گذشت بیش از چهل سال از آن ایام، آثار شکنجه ساواک در سر و رویم و میان ابروهایم باقی است!

در میدان اقتصاد

بهمن بهرام­پور بعد از انقلاب اسلامی به امور اقتصادی و تولیدات کشاورزی و پرورش ماهی و ماکیان مشغول شده و به موفقیتهایی درخشان دست یافته، بارها به عنوان کارآفرین ممتاز انتخاب شده، تقدیرنامه گرفته (نزدیک 80 مورد) و علاوه بر داخل، از سوی کشور ترکیه هم به خاطر پرورش ماهی مورد تقدیر قرار گرفته است. مشوق اصلی او در تولیدات اقتصادی و خدمت به کشور در این عرصه، دوست همولایتی­اش روحانی شهید شیخ «علی علمی نیک» بوده است.

او خود می­گوید: «بعد از انقلاب می­خواستم به کارهای دولتی بپردازم که هم سابقه انقلابی خوبی داشتم، هم مدرک تحصیلی و هم در صف یاران انقلاب بسیار فعال بودم، اما به پیشنهاد روحانی نیکنام و دوست شهیدم «شیخ علی علمی نیک» به کارهای اقتصادی و تولیدی روی آوردم، من از دوران نوجوانی و مدرسه با شهید علمی نیک دوست و آشنا بودم،

او می­گوید: در سال 1342 که امام خمینی قیام کرد و دستگیر شد، ما بچه بودیم من و شهید علمی نیک؛ اما می­دیدیم که پدرانمان هر شب در خانه یکی از روستایان منطقه جمع می­شدند و در باره حوادث قم و تهران و ورامین، صحبت می­کردند ... ما  هم در حواشی این ماجراها، در فضایی صمیمی و دوستانه بزرگ می­شدیم و مسایل اجتماعی و سیاسی را کمابیش می­فهمیدیم.»

بهرام­پور در تاریخ 20 خرداد 1358 از سوی عوامل راهزن حزب منحله دمکرات در جاده پیرانشهر – جلدیان دستگیر شد و بیش از دو ماه در زندان دولوتوی سردشت محبوس ماند و مورد شکنجه و آزار از سوی عوامل حزبی قرار ­گرفت.

وی از سال 1359 با توصیه شهید والامقام حجت­الاسلام علی علمی نیک، به فعالیت در عرصه زراعت و تولیدات کشاورزی و خوراکی، همت گماشت و با احداث گاوداری اصیل و پرورش ماهی سردابی (قزل آلا) در محل سکونتش در این زمینه توانست خدمات شایان توجه و تحسینی به کشور و ملتش به سامان برساند و حتتی کارآفرین نمونه جهانی، کشوری و استانی شناخته شد و مورد توجه تمامی  کارشناسان و مسئولان کشوری و استانی گردید.

 در عرصه فرهنگ و پژوهش

بهمن بهرام­پور که از سالهای جوانی اهل مطالعه و تحقیق و نوشتن بود، فعالیت­های گسترده اقتصادی و تولید محصولات زراعی و گوشتی، هرگز وی را از تلاشهای علمی، پژوهشی و تولید آثار فکری و قلمی باز نداشت، او در این عرصه نیز به موقعیت­های چشمگیر پژوهشی در موضوعات فرهنگی و اجتماعی دست یافت. تاکنون آثار متعدد قلمی از وی منتشر شده از جمله:

آتش در خرمن، مخدر در جهان امروز، بررسی و روانکاوی جوانان امروز، روانکاوی و علل ازدواجهای ناشناخته،، شخصیت و تربیت کودکان، زنان عاشق و ...

آثار در دست انتشار :

مجموعه­ اشعار ترکی و فارسی، طلاق، دلیرمردان آذربایجان غربی (ایل قره پاپاق سولدوز)، حجاب، روانکاوی و علل ازدواجهای جوانان کجاست؟ به حق و حقوق زنان احترام بگذاریم، بهائیت دست­نشانده انگلیس و اسرائیل؛  آینده­نگری تحلیلی پسران و دختران امروزی.

او همچنین مدیر انتشارات «سولدوزبایجان» است در شهر نقده است و تاکنون کتب چندی را منتشر کرده است. بهرام­پور مرد زندگی است و قدردان همسر و فرزندانش؛ می­گوید: همسرم خانم دل­آرا برزگر» در کارها و فعالیت هایم پشتیبان و کمک­کار من بوده، همسری مهربان است و فرزندان­مان را خوب تربیت کرده است. فرزندانم ­همگی متدین و تحصیل کرده­اند و دخترم «یاسمن» اهل تحقیق و نویسنده است.

مبارزه با اعتیاد در کشور جدی نیست!

بهرام­پور به عنوان کسی که نزدیک به بیست سال در موضوع علل و انگیزه­های اعتیاد به مواد مخدر، تحقیق و پژوهش میدانی می­کند، معتقد است که امروزه مبارزه دستگاه­های دولتی و رسمی با بلای خانمانسوز  اعتیاد جدی نیست و این مبارزات اغلب روی کاغذ است! و در محدوده تبلیغات پر سر و صدا و برپایی نمایشگاه­های پرزرق و برق و برگزاری همایش­های پرهزینه و ارائه گزارشهای تبلیغاتی و چاپ بنرهای تبلیغاتی خلاصه می­شود و جدی نیست؛ برای همین است که هر چه دامنه این به اصطلاح مبارزه با اعتیاد بیشتر می­شود، آمار اعتیاد هم هر سال به همان مقدار بیشتر بالا می­رود! ... پس نتیجه این می­شود که یا در اصل مبارزه­ای با اعتیاد صورت نمی­گیرد یا الکی و غیر جدی است، این واقعیت تلخ را به خود مسئولان هم گفته­ام.

منبع:دوهفته نامه «دنیز» شماره 96

 

 

 



  
   1   2      >