سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
[ و به یکى از کسانى که بدو سخنى گفته بود و از مقدار وى بزرگتر مى‏نمود فرمود : ] پر نیاورده پریدى و در خردسالى بانگ در کشیدى . [ و شکیر ، نخست پرهاست که بر پرنده روید ، پیش از آنکه نیرومند و استوار شود ، و سقب شتر خردسال است و شتر بانگ بر نیاورد مگر آنگاه که فحل گردد . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، باکو ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، انقلاب ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، حمید ، رضا ، صادق ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، نامه ، نارداران ، اهر ، فاطمه ، فاطمه زهرا ، عاشورا ، مقاله ، کربلا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، ترکیه ، بسیج ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، شهر ، صابر ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، شامی ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، بیت ، تاریخ ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، فرهنگ ، نقد ، محمود ، قم ، هفته ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، مجلس ، فرهنگی ، فضولی ، عشق ، عید ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، سلیمانپور ، زبان ، رمضان ، سال ، ایرانی ، آمریکا ، حاج علی اکرام ، ترجمه ، تهران ، به ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، زینب ، روز ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، مجتبی ، محفل ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، وطن ، ولی ، هفته نامه ، نویسندگان ، نویسنده ، شجاع ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فتح الهی ، فلسطین ، فیلم ، فرانسه ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، شاهرخ ، زلزله ، زندگی ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، حزب ، جواد ، پیام ، بعثت ، جاوید ، حسینی ، حدیث ، آذری ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، دینی ، رزم آرای ، دانشگاه ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، شب ، هادی ، هنر ، یاد ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، ملی ، نماز ، نوروزی ، موعود ، موسی ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، مایل ، محمدی ، مراغه ای ، یادداشتهای ، وفات ، هریس ، صادقپور ، صمداف ، صدر ، طلعت ، طلاب ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، خوی ، دوزال ، رهبر ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، حضرت ، توهین ، بیداری ، تبلیغات ، پناه ، تمثیل ، بیر ، بهمن ، بهجت ، باکری ، بشیری ، جاذبه ، جدید ، جعفری ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، آغری ، اسلامگرایان ، از ، ارزشها ، ارمنستان ، ارمنی ، الله ، اسماعیل ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ، سریال ، سهلاب ، دنیز نیوز ، دفاع مقدس ، دکتر ، دولت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :603
بازدید دیروز :614
کل بازدید :1925145
تعداد کل یاداشته ها : 867
97/7/24
9:46 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[267]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ►▌ استان قدس ▌ ◄ هم نفس جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش ساده دل طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

 

 برگی از دفتر زندگی سیاوش جمال ­زاده «رائف»

مصطفی قلیزاده علیار

 اشاره: آنچه در ذیل می­ خوانیم، زندگی­نامه خودنوشت دوست شاعرم مرحوم سیاوش جمال­ زاده «رائف» است که چند سال پیش در حوزه هنری آذربایجان غربی در ارومیه به اینجانب تحویل داد ... شاید قسمت این بود که امروز در فراق او این نوشته را رونمایی کنم. افسوس! ...

باری، جمال­زاده علاوه بر شعر و ادب و رشته تحصیلی و فعالیتهای تعلیمی و تربیتی و ادبی، انسان به معنی حقیقی بود انسانیت را با عنصر معنویت به هم آمیخته بود همان عنصر نایابی که در بسیاری از اهل هنر و ادب و تعلیم و تربیت و دکانداران مدعی و معاریف و مجاهیل ریش و سبیل­دار دوره ما یافت نمی­ شود

شایان ذکر است که هیچ دستی در محتوای زندگی­نامه خودنوشت مرحوم جمال­زاده نبرده ­ام جز مواردی جزئی و ظاهری که نیاز به ویرایش صوری داشت از قبیل نقطه، ویرگول، گیومه، نقطه چین، پاراگراف بندی ... و حذف برخی جملات حشو و زاید و یا افزودن نام اشخاص و شاعرانی که فقط نام خانوادگی یا تخلص و لقب شان آمده بود، و ... متن نوشته آن عزیز از دسته رفته در واحد ادبیات حوزه هنری آذربایجان غربی و در دفتر شاعران (پوشه جمال­ زاده) نگهداری می ­شود. بی شک اگر آن مرحوم این نوشته را در سالهای اخیر نوشته بود حجم و محتوایش شاید متفاوت­ تر از این بود که الان هست. طنز ظریف و نرم جاری در برخی قسمتهای این نوشته هم شایان دقت است.

با عرض تسلیت دوباره به خانواده داغدار و خاندان محترم جمال ­زاده و آرزوی سلامت و آینده ­ای خوشبخت و پربار برای تنها فرزندش «محمدمهدی» عزیز، در نشر این زندگینامه خودنوشت دوست فقیدم سیاوش جمال­ زاده که برای اولین بار در نشریه «دَنیز» (شماره 101 مورخ: چهارشنبه 22 دی ماه 95) منتشر می­شود، خدا را شکر می­کنم که توفیق داد تا در این حد حق دوستی را به جا آورم هر چند دیر! ... رحمة­الله علیه

زندگی­نامه خودنوشت مرحوم سیاوش جمال­ زاده

 بسم الله الرحمن الرحیم

یازدهم بهمن ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در منطقه­ ای به نام قازلی و روستایی به نام «جمال کندی» خوش آب وهواترین و تمثالی از بهشت برین – مرزی ­ترین روستا با سرزمین ترکیه، در خانواده ­ای کشاورز پیشه پای به عالم هستی گذاردم. پدر و مادری بسیار سخت­کوش، دلسوز و پایبند به اصول مسلمانی و عاشق اهل بیت (ع) دارم.

مادر بزرگ مادری­ ام (ننه ­ام که خدایش بیامرزاد) از مشاهیر آن دیار بود. وی در طبابت سنتی و قریحه­ ی شعری بسیار کوشا و توانمند می­ نمود و پدرم در حالی که این سطور را رقم می­زنم در قید حیات است و او نیز دارای سواد قرآنی و از ذوق شعری بهره مند است. بنا به گفته­ ی مادر بزرگم سه سال اول زندگیم را در همین روستا پیموده ­ام. ولی گاهی سالی در میان به همراه وی به روستای عسگرآباد ارومیه که وطن اصلی ننه­ ام بود سفر می­ کردیم و این مسافرت گاه ماهها طول می­کشید. سال اول ابتدایی را در همین روستا تحصیل کردم و خاطره­ها دارم. جالب اینجاست که هی چ­کدام از همکلاسی­ های روستائی آن دوران به اندازه­ ی من با این اوضاع پلنگی، دلمشغول نبودند.

از آنجا که تعلق بسیار شدیدی نسبت به مادر بزرگم داشتم، قرار شد که به همراه او که پس از فوت همسرش با تنها پسرش که دائی گرامی من باشد زندگی می­کرد، به شهرستان قصر شیرین از توابع استان کرمانشاه، محل کار دائی که کارمند گمرک خسروی بود، برویم. چهار سال دیگر دوره­ ی ابتدائی را در دبستانهای شهریار و یزدان­فر شهرستان قصر شیرین به اتمام رساندم. در دبستان دولتی یزدان­فر آموزگار فرشته­ خویی به نام خانم «خاکی» داشتم در نهایت مهربانی.

دائی­ ام در برداشتن قدم های اولیه من در ساحت علم و ادبیات سهم بسزائی داشت به طوری­ که ایشان در اوقات فراغت می ­خواستند که پایان نامه­ هایی را که چاپ می­ کردند برای وی قرائت کنم و حتی ایشان تکلیف می­ کردند که داستانهای مختلف را خوانده و در نواری به طور خلاصه ضبط کنم تا اینکه ایشان به این صدای ضبط شده گوش فرا می­داد و پاداشت های تشویقی و جایزه­ ها تقدیم می ­کرد. عمرش دراز باد و مرحمتش فزون.

پس از ازدواج دائی، خانه ­ی او را به همراه مادر بزرگ ترک گفتم. من و برادر دیگرم و یکی از پسر عموهایم، سال اول راهنمائی را در روستای آواجیق ماکو که حالا تبدیل به شهر شده، گذراندیم و من تا آن زمان خیلی از رمانهای مشهور جهان را خوانده بودم. به جرأت می­ توانم بگویم که بیشتر از نود در صد کتابهای موجود در کتابخانه­ ی مدرسه را که احتمالا افزون از هفتصد جلد بود، مطالعه کرده بودم. زبان فارسی را بسیار روان و شیوا و اخباری قرائت می­کردم حتی تمامی معلمان خواندن متون قرائتی را به من می­ سپردند. بیشتر گفته­ هایم را به زبان ترانه و موزون و گاهی وزن دست و پا شکسته با نزدیکان خودم طی می­کردم.

سال بعد با همین ترکیب خانوادگی یعنی ننه­جانم و من و برادر و پسر عمو در روستای «گوگ تپه» از توابع شهرستان ارومیه در منزل شخصی یکی از فامیل­های مادرم به نام «حسن آقا» که بعدها پدر زن محترم اینجانب شدند، اقامت کردیم، و جالب آنکه با دختر پدر زنم – که بعدها همدل و همسر و شریک زندگی­ ام شدند - در یک مدرسه بودیم و اغلب اوقات به حالت قهر و دعوا به سر می­ بردیم!! و البته سالها بعد که بزرگتر شدیم، اوضاع کلی فرق کرد! ...

سال دوم راهنمائی را بسر کردم. چون موقعیت زندگی مناسب نمی ­نمود، پدرم در شهرستان ماکو خانه ­ای خریدند و ما سال دیگر با همین ترکیب به شهرستان ماکو نقل مکان کردیم. سال سوم راهنمائی و چهار سال متوسطه را در شهرستان ماکو طی کردم. از سال اول دبیرستان بود که زندگی ادبی من به طور رسمی با حضور شخصیتی شیفته به شعر و ادب جناب آقای «بالغ صمدزاده» شروع شد هر چند که آقای محمد معصومی به عنوان دبیر ادبیات که بعداً در شهرستان ارومیه با ایشان همکار هم شدیم اشعار مرا جهت چاپ به جراید آن زمان ارسال می­کرد در روند تقویت و بهبود ذوق بنده موثر شدند. با شخصیت شاعر دیگری به نام «حامد ماکوئی» نشست­ های شعری فراوان به همراه آقای صمدزاده داشته ­ام.

در مدرسه نیز همچنان می­ درخشیدم و همکلاسی­ ها لقب شومپیتر (نام یکی از اقتصاد دانان غربی) را به من داده بودند و این بدان علت بود که دیپلمم رشته­ ی اقتصاد اجتماعی بود. قبول شدنم از دانشگاه دولتی تهران در رشته ­ی علوم قضائی به علت داغ غیبت دیدن دفتر چه­ ی آماده به خدمتم برای سربازی «کان لم یکن» اعلام شد و من ماندم و کوله­ باری از حسرت و بی ­سر و سامانی ... تا اینکه از روی اجبار و یا تقدیر و یا هر چه که می­توان نامش را گذارد به مرکز تربیت معلم شهرستان خوی برای تحصیل در رشته­ی آموزش ابتدائی پذیرفته شدم و در طی دوسال هم ارشد کلاس و هم مسئول خوابگاه دانشجویان بودم.

مرکز تربیت معلم شهید مطهری با معاونت آقای وحدت­جو و ریاست آقای فتحی خاطره ­ها داشت. روزهای سه­ شنبه ناهار چلو مرغ صرف می­کردیم. چند هفته ­ای بود که از مرغ خبری نبود، آقای فتحی را به کلاس دعوت کردیم که علت را جویا شویم، ایشان با لهجه ­ی منحصر به فردی که فارسی را صحبت می­ کردند فرمودند: چیکار کنیم برادران؟ در بازار خبری از میرغ نیست، شما اگر جایی سوراغ دارید بیایید سوراخ ما! ... «نجف نوه­ سی» از خوش ذوق های کلاس بلند شد و گفت: آقا ما اگر سوراخ داشتیم خودمان می­ گرفتیم، دست شما درد نکند زحمت نکشید! ...» 

در طول این دوسال روزهای چهارشنبه اغلب هفته­ ها به کتابخانه­ ی قدیمی خوی برای شرکت در انجمن شعری که با مسئولیت شاعر غزلسرای نامی مرحوم آقاسی متخلص به «دانش» برگزار می­ شد، می­ رفتم از حضور شادروان سید منصور دیبا، عابدین­ زاده و آقای آیرملو فیض می­ بردم و مرحوم استاد دانش عنایت خاصی به من داشتند و معتقد بودند که من در آینده از شاعرانی مشهور خواهم شد. در آن موقع با شاعران ارومیه هم از جمله حاج بیت­ الله جعفری و مرحوم «تنها» دورادور آشنائی داشتم. کانون ادبی شهرستان ماکو و کتابفروشی شاعر ارجمند جناب آقای حامد ماکوئی پاتق ها و دارالامان هایی بودند که زندگی عاطفی و هنری مرا، هر از چند گاهی بهبود می ­بخشیدند.

پس از دو سال آموزگاری در منطقه ­ی «آرخاشان آواجیق» و روستای «امامقلی کندی» از روستاهای توابع چالدران که از جمله سالهای بسیار پر اضطراب و حساس و پر از خاطرات اسف بار زندگی دوره جوانی ­ام بود همراه با بی مهری ها از طرف مدیریت آموزش وپرورش وقت ... برای ادامه تحصیل در دانشگاه دولتی و روزانه تربیت معلم تهران در رشته مشاوره و راهنمائی پذیرفته شدم و در طول چهار سال به صورت مأمور به تحصیل در آن دانشگاه تحصیل و در نواحی چهارگانه کرج از جمله «حصارک» و شهر هشتگرد، در منطقه «خور» آن شهر مشغول به تدریس دروس مختلف دینی و قرآن و پرورشی و عربی و زبان انگلیسی شدم. مسئولیت شب شعر و انجمن ادبی دانشگاه را که از طرف جهاد دانشگاهی برگزار می­شد به مدت سه سال بر عهده داشتم، در این میان با شاعرانی چون استاد حمید سبزواری، موسوی گرمارودی، حسینجانی، مرحوم محمدرضا آقاسی (شاعر بسیجی) علی آذری (آتش)، ترکی (از شاعران کرجی) ارتباط نزدیک و تبادل فکری و مراوده ­های سرشاری داشتم. غنای شعرم به تدریج فزونی می­گرفت. ولی هنوز برایم رضایتبخش نبود. به نظر من تنها شعری از اشعارم برایم ماندگار می­نمود که پس از مدتی که از سرایش آن می­گذشت و شور طراوت و لطف خود را همچنان حس می­کردم و از جمله آن اشعار هنوز اندک بود.

پس از اتمام تحصیلات کارشناسی دوباره به منطقه مامور به تحصیلی خودم برگشته و مشغول به تدریس روانشناسی و کارهای مشاوره شدم و از آنجا که به شهرستان ماکو تردد بیشتری داشتم. از مزایای زوجه فرهنگی بودن استفاده کرده و توانستیم به شکل دائم انتقال­ گرفته و به شهرستان ارومیه بیاییم! در طول اقامتم در این شهرستان که فعلاً نیز ادامه دارد توانستم به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی تربیتی در دانشگاه قبلی خودم یعنی دانشگاه تربیت معلم تهران شده و موفق به کسب کارشناسی ارشد در این رشته گشتم.

با انجمن های شعر و کانونهای ادبی ارومیه جسته - گریخته در ارتباطم و با شاعرانی چون آقایان علی محمدیان (مسافر) حمید واحدی، بهرام اسدی، علی شجاع، محمود شامی، غلامرضا دانش­فروز، سعید سلیمانپور، محمدعلی ضیائی، مصطفی قلیزاده علیار و دیگر دوستان مجالستها داشته و الهام­ها گرفته­ ام. (پایان)

 


95/12/26::: 1:43 ص
نظر()
  

ویژگی‌های خانواده برتر در اسلام

دوهفته نامه «دنیز» در شماره این هفته مقاله ای در خصوص ویژگی‌های خانواده برتر از دیدگاه دین اسلام منتشر کرده است.

در این مطلب می خوانیم: خـانـواده، کـانـونـی است مقدس که در سایه پیوند زناشویی 2 انسان از 2 جنس مخالف پـایـه گـذاری شـده است و بـا پـیـدایـش و تـولیـد فـرزنـدان کامل تر می شود.
به عقیده صاحب نظران، خانواده از نـخـسـتـین نظام های نهادی عمومی و جهانی است که برای رفع نیازمندی های حیاتی و عاطفی انـسـان و بـقـای جامعه ضرورت تام شریفه "وَاجعَلنا لِلمُتّقینَ اِماما" (فرقان : 74)، آرمانی است که خانواده‌های اسلامی باید آن را عینیت بخشند و صلاحیت الگویی اسلام را برای تربیت شایستگان و خانواده های برتر برای جهانیان به اثبات برسانند.
اسـلام در روش تـربـیـتـی خـود، انـسان‌ها را به الگوها، ایده آل‌ها و نمونه‌های برتر تـوجـه مـی‌دهـد؛ تاثیر الگوهـا در ساخته شدن فرد و اجتماع بر کسی پوشیده نیست. خـانـواده، کـوچـک‌تـریـن واحـد اجـتـمـاعـی اسـت کـه سـلول اولیـه آن را زن و شـوهـر تـشـکـیـل مـی‌دهـنـد.
الگـوی اسـلام بـرای خـانـواده ایـده آل کـدام است؟ اسلام چه خانواده‌ای را برتر می شمارد؟ خانواده برتر از نظر اسلام چه ویژگی هایی دارد؟

** خانواده برتر
در اسلام بـرای تـشـکیل خـانـواده استانداردهایی معرفی شده است. هر قدر رکن های تـشکیل دهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند به همان مقدار از شایستگی و برتری بـرخـوردار خـواهـنـد بـود. در روایت ها، ویژگی های فراوان برای شایسته ترین زنان و مردان بیان شده است و در سیره معصومین (ع ) نیز ارشادهایی وجود دارد که می توان از آنها خـانـواده هـای بـرتـر و شـایـسـتـه را شـنـاخـت. از ایـن رو، بـه طـور اجـمـال مـی توان گفت خانواده برتر از نظر اسلام، آن است که رکن های آن شایسته و منطبق بـا اسـتـانـداردهـای اسـلامـی باشد، مناسبت ها و رابطه های منطبق با آموزه های دینی بر آنها حـاکـم بـاشـد، خـروجـی آن انـسـان هایـی شـایـسـتـه و مـوثـر در سـاخـته شدن جامعه ایده آل اسـلامـی بـاشـد.
مـلاک بـرتـری از نـظـر اسـلام مـال و ثروت و مانند آن نیست که کسی به آنها ببالد از این رو، اگر خانواده‌ای را برخوردار یافتید نباید شگفت زده شوید "فَلا تـُعـجِبُک اَموالُهم وَلا اَولادُهُم" (توبه : 55) زور و قوت مادی نیز معیار برتری نیست که کسی در ارزیابی افراد در خانواده ها به آن ببالد: "کانواُ اَشَدَّ مِنکم قُوّةً" (توبه :9) چنانکه برخورداری از قوم و قبیله و عشیره، جاه و مقام و شهرت نیز ملاک برتری نیست.
بـرتـری خـانـواده بـه انـطـباق آن با استانداردهای اسلامی و برخورداری از ویژگی های ارزشـی و فـضـیـلت هـاست. هر خانواده از آن استانداردها بهره مند باشد برتر است. بـنـابـرایـن، مـنـظـور از بـرتـری خـانـواده، بـرتـری در فـضـایـل انـسانی و ارزش های اسلامی است که برخی از آنها با عنوان ویژگی های خانواده برتر خواهد آمد.

** خانواده برتر از منظر قرآن
قرآن کریم بهترین الگوها را برای شناسایی خانواده برتر به جهانیان معرفی کرده است. خاندان حضرت ابراهیم (ع ) از آن جمله است. اِنَّ اللهَ اصـطـَفـی ادَمَ وَ آلَ ابـراهـیـمَ و آلَ عـِمـرانَ عـَلَی العـالَمـیـن (آل عمران: 33)
هـنـگـامـی کـه فرشته های الهی نزد حضرت ابراهیم (ع) آمدند و تولد حضرت اسحاق را بـه او بـشارت دادند ساره، همسر اولش نیز در آنجا حاضر و ایستاده بود، تبسمی بر لب داشت و ناظر بر این جریان بود؛ ترجمه آیه 71ـ73 سوره هود چنین است: و زن او ایستاده بود. خندید. پس وی را به اسحاق و از پی اسحاق به یعقوب مژده دادیم. (هـمـسـر ابـراهـیم) گفت: ای وای برمن، آیا فرزند آورم با آنکه من پیر زنم و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعا این چیز عجیبی است. گفتند: آیا از کار خدا تعجب می کنی؟ رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان (رسالت ) باد، بی گمان، او ستوده ای بزرگوار است .
این آیه ها افزون بر معرفی حضرت ابراهیم (ع) برجستگی های اخلاقی و معنوی همسران آن حضرت را نیز تبیین می کنند.
قـرآن کـریـم خـانـواده حـضـرت مـریـم (ع) را نـیـز بـرتـر دانـسـتـه و از آن بـه «آل عـمـران» یاد می کند. در این خانواده برتر 2 بانو یعنی حضرت مریم و مادرش به عنوان صفوه و برگزیده الهـی بـه جـهـانـیـان مـعـرفـی شده اند. حضرت مریم با آن همه کمال هایی که قرآن کریم گـوشـه هـایـی از آن را ذکـر کرده، دست پرورده مادری نمونه است که او را به پناه خدا سـپـرد، خـدا هم به او پناهندگی داد. آن پناه خواستن نیز در کنار محراب عبادت بود و به استجابت رسید.
نـمـونـه دیـگر خانواده برتر در قرآن، خانواده حضرت یحیی (ع) است. او نمونه ای از فـرزنـدی صـالح در خـانواده ای شایسته است خانواده حضرت موسی (ع) نیز از این جمله اسـت. او پـدر و مادری نمونه دارد. قرآن کریم داستان مرارت های مادرش را در آن شایسته بـرای هـمـسـرش اسـت. چـنـانکـه هـمـسـر او نیز دختر حضرت شعیب (ع) دارای صلاحیت های اخلاقی و معنوی فراوانی است که قرآن کریم نجابت و حیای او را ستوده است .«فَجاءَتهُ اِحداهُما تَمشی عَلَی استحیاء...» (قصص : 25)

** برترین خانواده در اسلام
اسـلام اهـل بـیـت پـیـغـمـبـر اکـرم (ص) را بـه عـنـوان نـمـونـه ای کـامـل از خـانواده برتر معرفی و صلاحیت الگویی آن را برای جهانیان امضا کرده است. خـداونـد سـبـحـان ایـن خانواده را از هرگونه رجس و پلیدی مبرا دانسته است. آیه شریفه «اِنَّمـا یـُریـدُ اللهُ لِیـُذهبَ عَنکم الرّجسَ اهلَالبیتِ وَ یطَهّرکم تَطهیرا» (احزاب : 23)، خطاب به همین خانواده است .
آیـه مـبـاهـله (آل عـمـران :61) دربـاره اعـضای این خانواده وارد شده و عظمت مقام های معنوی و عرفانی آنان را به نمایش ‍ گذاشته است. سوره انسان فضیلت های آنان را ستوده است و خلاصه جای جای قرآن از فضایل و ویژگی های آنان سخن گفته است.
ایـن خـانـواده از پـیـونـد مـلکـوتـی وجـود نـازنـیـن حـضـرت عـلی (ع) و فـاطـمه اطهر (ع) تـشـکـیـل شـده اسـت و آن 2 مـصـداق بارز انـسـان کـامـل و ایـده آل هستند. علی (ع) و فاطمه (ع) کفو یکدیگرند؛ اگر علی (ع) نبود فاطمه (ع) در عالم هـمـتـایـی نـداشـت و اگـر فـاطـمـه (ع) نـبـود برای علی (ع) کفوی نبود. پیوند آن 2 در آسـمـان هـا و نـزد عـرشـیـان بـرقـرار شـد و در جـمـع زمـیـنـیـان تـحـقـق عـیـنـی یـافـت. رسـول خـدا(ص ) در جـریـان ازدواج آن 2 وجود عرشی، آنان را اسوه و الگوی امت خویش خواند و فرمود: زنـدگـی عـلی (ع) و فـاطمه (ع) سراسر الگوست. همسرداری علی (ع)، مدیریت او در خـانـه و خـانـواده، شـوهرداری فاطمه (ع)، خانه داری و تربیت فرزند او در عالم نظیر ندارد و تا قیامت برای جهانیان نورافشانی می کند.

** ویژگی های خانواده برتر
بـا تـوجـه به اینکه اهل بیت پیامبراکرم (ص) از نظر اسلام برترین خانواده شمرده می شـونـد از تـمـام ویـژگـی هـای ارزشـی و اسـتـانـداردهـای مـکـتـبـی بـه صـورتـی کامل برخوردارند، امام علی (ع) پیروان خود را به اهل بیت و الگوگیری از آنان فرا خوانده است و می فرماید: به اهل بیت پیامبر بنگرید، از آن سمت که آنان گام برمی دارند منحرف نشوید و قدم به جـای قـدمشان بگذارید، آنان هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هـلاکـت بـاز نـمی گردانند. اگر سکوت کنند سکوت کنید و اگر قیام کردند قیام کنید، از آنها پیشی نگیرید که با این توضیح ویژگی های خانواده برتر را از دیدگاه اسلام در محورهای زیر پی می گیریم.

** اصالت خانوادگی
اولیـن ویـژگـی خـانـواده بـرتـر در اسـلام، اصـالت خـانـوادگـی و اصل و نسب پاکیزه است. اصلاب ارزشمند پدران و دامن های مطهر و پاک مادران که به هیچ گـونـه پـلیـدی آلوده نشده اند. بسیاری از نابسامانی های اجتماعی از همین ناحیه صورت مـی گـیـرد کـه زن و مرد حریم خود را نمی شناسند و به موازین شرع مقدس بی اعتنایی نشان می دهند. اسلام هرگز با حضور زن در صحنه اجتماع مخالف نیست؛ اسلام با بی حجابی، بی عفتی، اختلاط زن و مرد مخالف است.

** ویژگی های نفسانی
خـانـواده بـرتـر از لحـاظ ویـژگـی های نـفـسـانـی رکن های تشکیل دهنده آن برجستگی هایی از جمله دین و ایمان، علم و دانش، معنویت، تقوا، احـتـرام متقابل، مدیریت ایده آل، تـحـمـل یـکـدیـگر، تربیت نسل صالح و داشتن شیوه متعادل در زندگی دارد.

** شیوه متعادل در زندگی
خـانـواده بـرتر در شیوه زندگی خود حد و اندازه را نگه می دارند، نعمت های الهی را بی حـسـاب و کـتـاب مـصرف نمی کنند و آنها را ضایع نمی سازند. در زندگی آنها اثری از تجملات و تشریفات وجود ندارد. آنها کرامت انسانی خود را ارزشمندتر از آن می دانند که اسـیـر زرق و بـرق و تـجملات دنیا شوند. نه اینکه نتوانند از امکانات دنیوی برخوردار باشند، بلکه دارایی و ناداری هیچ تغییری در شیوه زندگی آنها ندارد.
منبع: دوهفته نامه «دنیز»، ارومیه، آذربایجان غربی، (شماره 104، مورخ 25 اسفند 1395)

آدرس اینترنتی: خبرگزاری ایرنا آذربایجان غربی: www3.Irna/fa/news/8244937/

تاریخ نشر در ایرنای آذربایجان غربی: 1395/12/08

 

 

 


  

نگاهی به مسلک پوچ بهائیت

نگارش و پژوهش: استاد بهمن بهرام­پور

جریان شناسی تاریخ معاصر، با بررسی و تجزیه و تحلیل آنچه بر گذشته­ ی جامعه­ ی مسلمان ایران رفته است، می ­تواند ابزاری مؤثر برای شناخت نسل حاضر و نسل­های آینده، از تاریخ این مرز و بوم باشد. هر فرد علاقمند به تاریخ سرزمین ایران،  می­تواند به ریشه ­یابی حوادث بپردازد و  تاریخ گذشتگان را آیینه­ی عبرتی بداند. اگر چه، حوادث تاریخی تکرار ناپذیرند اما، علم تاریخ قابل تعقل و تجربه است و ریشه و علل مشابه، حوادثی مشابه را خلق می­کنند. اگر نگاهی اجمالی به تاریخ این سرزمین کهن بیندازیم متوجه می­شویم که همواره این تجربه­پذیری انجام شده و برخی از حکومت­ های مشابه روی کار آمدند و علل و  زمینه­ ها فراهم شده و آنها از میان رفته ­اند. کتاب مقدس قرآن کریم، قرن­ها پیش این حقیقت را در ضمن آیه­ای پر محتوا بیان شده است.

« شَرَعَ لَکُم مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ اَلَّذی أوحَینا إِلَیکَ وَ مـا وَصَّینا بِـهِ إِبراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أن أقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُـوا فیهِ کَبُرَ عَلَی المُشرِکینَ ما تَدعُوهُم إِلَیهِ اللهُ یَجتَبی إِلَیهِ مَن یَشاءُ وَ یَهدی إِلَیهِ مَن یُنیبُ»

برای شما آیینی مقرر کرد، از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحی کرده­ایم و به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه کرده ­ایم که دین را بر پای نگه دارید و در آن فرقه فرقه مشوید. تحمل آنچه بدان دعوت می­کنید بر مشکران  دشوار است، خدا هر که را که خواهد برای رسالت خود برمی­گزیند و هر که را بدو باز گردد به خود راه می­ نماید.

گلادستون نخست وزیر وقت انگلیس در قرن نوردهم با حضور در مجلس این کشور، در حالی که یک جلد قرآن را بر سر دست گرفته بود، به نمایندگان خطاب کرد و گفت، تا این کتاب در دست مسلمین است کاری از انگلستان بر نمی­آید و نمی­توانیم بر آنها حکومت کنیم. ریشه یابی سیاست­های ضد اقتدار تشیع، پیرامون این که شیعه به تمام معنا از برقراری حکومت اسلامی دور نگاه داشته شود، یا اگر حکومت بر اساس مبانی حکومتی اسلام نیست، حکمرانی از تبار شیعیان در رأس کشوری مسلمان قرار نگیرد، به دوران بعد از رحلت رسول خدا (ص) بر می­گردد که امثال کعب الاحبار یهودی در شکل گیری شورای تعیین خلیفه مؤثر بودند. هدف اصلی قدرت های استکباری به چالش کشیدن موقعیت رهبری تشیع در تعیین سرنوشت سیاست کشورهای اسلامی است. زیرا مقام ولایت امر مبارزه با هیولای استعمار در هرکجای دنیا را وظیفه حکومتی داسته، به هرنوع ممکن جنبش های  ضـد استــکباری را حمایت یا دلالــت و هــدایت می­کند. چنــان کــه ائمه  طاهرین – علیهم السلام- نیز این روش را داشته­ اند.

 در فرقه ضاله بهائیت که ساخته انگلیس در دوره قاجار است، مرجعیت و رهبری دینی جایگاهی ندارد. بهائیان با جشن و پایکوبی در روز دوم محرم به خاطر تولد علی محمد باب شیرازی، عاشورا را معدوم و نیست شده می­دانند. بنابر این مبارزه با اسلام و عاشوراستیزی در رأس برنامه ­های آنها قرار گرفت و با توجه به این که هدفشان مبارزه با اسلام و مواجهه با دو گروه سنی و شیعه بود، برای رسیدن به توطئه­های خود، همزمان با ایجاد فرقه ضاله بهائیت در میان شیعیان، سراغ اهل سنت رفته، فرقه وهابیت را توسط محمدبن عبدالوهاب در میان اهل سنت ساختند. با مطالعه کتب تاریخی می­توان به جهات و علل تأسیس فرقه­ها و مسلک­ه ای ضد دینی با نام دین، پی برد. محمدرضا آشتیانی­زاده ، سیاستمدار آگاه و پر اطلاع عصر پهلوی در گزارش خود، به یک نکته مهم که بسیار حائز اهمیت می باشد اشاره کرده و می نویسد: «در سفارت انگلیس اگر می­خواستند از ایرانیان استمداد کنند، حتما یهودی یا ارمنی یا بهائی یا زردشتی [انتخاب می کردند]  و برای مشاغل نازل­تر از قبیل فراشی یا نامه رسانی، باغبانی و غلامی از پیروان فرقه «علی­ اللهی» برمی­ گزیدند و به عبارت دیگر مستخدمین بومی سفارت انگلیس در تهران، از هر فرقه­ای بودند غیر از شیعه اثنی عشری.»

تشکیللژهای وابسته به استعمار خارجی و فریبکاران داخلی است که از همان آغاز پیدایش استعمار در جهان اسلام به صورت تقویت جرگه­های سابقه­دار صوفیانه و به وجود آوردن مسلک وهابیت­، وبه شهرت رساندن امثال شیخ احمد احسائی (بنیانگذار فرقه شیخیه) ایجاد شده  و به نحو مستمر تا امروز ادامه دارد. این اقدمات استعماری در کنار تحریف احکام، نظیر «خمس» به «عشیریه» موسوم در یهود، یا تجدید بت­پرستی دوران قبل از اسلام به دستور «تجسم صورت» مخلوقی از مخلوقات در «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و ادعای نیابت خاصه تحت عنوان قُطبیت صوفیه و رُکنیت شیخیه، چنان عمل کردند که نتیجه­اش ایجاد ناسازگاری در بین دیانت و ملیت، ایران و اسلام، جدائی دین از سیاست و دینداران از سیاستمداران بود، در صورتی که به استناد نظر فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی ملاصدرا، سیاست هیچ راهی ندارد مگر این که در ظل شریعت قرار گیرد. زیرا اینها مانند روح و جسد در یک کالبد هستند

...ادامه دارد