سفارش تبلیغ
صبا
هرکه با همنشینِ بد دوستی کند، ایمن نمی ماند . [لقمان علیه السلام ـ به فرزندش ـ]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، حاج ، ایران ، فارسی ، باکو ، قرآن ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، کتاب ، عاشیق ، اکبر ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، انقلاب ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، نامه ، حمید ، رضا ، صادق ، فاطمه ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، نارداران ، مقاله ، عاشورا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، کربلا ، واقف ، همایش ، ترکیه ، بسیج ، بیت ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، صابر ، شهر ، شامی ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، خامنه ای ، هفته ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، نقد ، محمود ، قم ، کانون ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، جنبش ، جشنواره ، تاریخ ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، عکس ، فرهنگی ، فرهنگ ، فضولی ، عید ، عشق ، سلیمانپور ، سیاسی ، سوریه ، شاعران ، سال ، رمضان ، زبان ، ایرانی ، آمریکا ، ترجمه ، تهران ، به ، حاج علی اکرام ، وبلاگ ، واحدی ، محفل ، مدح ، مجلس ، مجتبی ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، نویسنده ، حیدر ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، روز ، زندگی ، زینب ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، شاهرخ ، شجاع ، علیزاده ، علمیه ، علمدار ، فلسطین ، فتح الهی ، فرانسه ، فیلم ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، زلزله ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، آثار ، پیام ، حزب ، جواد ، هفته نامه ، نویسندگان ، وطن ، ولی ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، مایل ، نماز ، ملی ، هنر ، هادی ، نوروزی ، یاد ، جاوید ، حسینی ، حضرت ، حدیث ، بهمن ، بعثت ، آذری ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اکرام ، اورمیه ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، رزم آرای ، دینی ، دانشگاه ، غدیر ، غفاری ، شب ، صادقپور ، صدر ، صمداف ، طلاب ، طلعت ، علامه ، عرب ، عرفان ، فرزند ، فارس ، خوی ، دوزال ، رهبر ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، امین ، الله ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، بهرامپور ، بیداری ، تبلیغات ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، جعفری ، توهین ، یادداشتهای ، هریس ، وفات ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، موعود ، موسی ، ماهر ، مراغه ای ، محمدی ، مایل اوغلو ، گرمان ، مولانا ، میلاد ، نمایندگان ، نباتی ، مسجد ، مسئول ، مرسی ، مرگ ، معلم ، وحید ، نوروز ، یحیی ، یک ، کردستان ، کربلا ، جاذبه ، جدید ، جوان ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، پناه ، تمثیل ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :609
بازدید دیروز :558
کل بازدید :1951959
تعداد کل یاداشته ها : 873
97/9/20
5:12 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[268]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
ساده دل ►▌ استان قدس ▌ ◄ جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نغمه ی عاشقی سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید هم نفس سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

عظمت اشعار شهریار

آبروی شعر کهن را حفظ کرد

(گفتگوی مصطفی قلیزاده علیار با دو هفته نامه «شهامت» چاپ ارومیه، شماره 27 (نیمه دوم شهریور 91)

گفتگو از : سولماز جلیلی

اشاره

روز 27 شهریور، سالروز وفات یکی از شاعران بزرگ استاد شهریار عرصه ادبیات ترکی آذربایجانی و فارسی (تسلط زیاد به هر دو زبان در سردون اشعار) به عنوان روز شعر و ادب فارسی نامیده شده که دلیل نامگذاری این مناسبت، به دلیل عظمت شهریار و تاثیرگذاری او در شعر فارسی بوده است. سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در یکی از مناطق زیبای آذربایجان به نام خشکناب متولد شد. شهریار تنها شاعری است که در زمان خود قبل از مرگ و در زمان حیاتش در دو زبان ترکی و فارسی بسیار مشهور شد . بنابراین جا داشت که در ایران روزی به نام روز بزرگداشت شهریار نامگذاری می شد  .   به مناسبت روز بزرگداشت شعر و ادب فارسی و همچنین روز بزرگداشت مرحوم استاد شهریار به سراغ مصطفی قلی زاده علیار؛ مسئول کانون آفرینش های ادبی حوزه هنری آذربایجان غربی رفتیم و گفتگویی به بهانه همین مناسبت با وی انجام دادیم  .

چرا روز 27 شهریور به نام روز بزرگداشت شعر و ادب فارسی و همچنین روز  بزرگداشت استاد شهریار نامگذاری شده است؟

به دلیل تاثیرگذاری و نوآوری هایی که استاد شهریار در شعر فارسی دارد و جایگاه بلندی که این شاعر فرزانه و هنرمند ملی در شعر فارسی و ترکی دارد این روز به همین مناسبت نامگذاری شده است  .

 

استاد شهریار را در مقایسه با دیگر شاعران بزرگ چگونه توصیف می کنید؟

   در مقایسه غزلیات حافظ با اشعار استاد شهریار  می توان گفت آن شور و حالی که در غزلیات حافظ  موج می زند بعد از حافظ  شهریار توانست آن  شور و حال را دراشعارش در زمان خود احیا کند. یعنی در قرن بیستم، زمانی که شعر مدرن و شعر نو ، شعر نیمایی، شعر آزاد و شعر نثر در ایران رواج پیدا می کرد و شعر کلاسیک در قالب های کهن تحقیر می شد و شاعرانی که بیشتر کهن سرا بودند نمی توانستند در مقابل موج نوگرایی شعر مقاومت بکنند، شهریار ظهور کرد و با غزلهای شورانگیز و با مثنوی ها و شعرهایی که حتی در قالب نو می گفت، شوری و حالی حافظانه در شعر فارسی آفرید، که از جمله آن می توان به اشعار مکتب شهریار و افسانه شب اشاره کرد که از هر جهت دارای نوآوری بودند و محتوا و بینش و اندیشه ای که در این شعرها است نو است، هرچند در قالب کهن است   .

شعرهای «هذیان دل» و «دو مرغ بهشتی» از شعرهای شاهکار شهریار است. شعرهای دیگر او، غزلهای عاشقانه اش، غزلهای مذهبی او از جمله غزل «علی ای همای رحمت»،  همه نوآوری بود. بنابراین در مقابل موج شاعران نوگرا و پیروان نیما، شهریار خود عظمتی را در شعرفارسی آفرید که  آبروی شعر فارسی و شعر کهن را حفظ کرد  .

به نظر شما چرا استاد شهریار جایگاه منحصر بفردی دارد؟

   هیچ شاعر کهن سرایی در بین معاصران به اندازه شهریار آثار فراگیر نداشته است، ما می بینیم در بین شاعران معاصر فارسی، بزرگانی همچون ملک الشعرای بهار که به حق شاعری بزرگ است همچنین استاد امیری فیروزکوهی و مرحوم رهی معیری که  از شاعران کهن سرا  بوده و از خود نام و نشانی در عرصه ادبیات و شعر فارسی به جا گذاشته اند، هیچ کدام به اندازه شهریار نه مشهورند،  نه تاثیرگذار  و نه شعرهایشان را  به اندازه شعرهای شهریار عامه مردم می خوانند. امروز شاعران بزرگ فارسی اغلب در بین اهل ادب شناخته می شوند اما استاد شهریار هم در بین شاعران کهن سرا، هم نوگرا، هم پیروان نیما و هم قدیمی ها از جمله شاعرانی است که مشهور و شناخته شده است و عموم مردم از جمله دانش آموزان، دانشجویان، اساتید، اهل فلسفه، اهل سیاست، اهل ریاضیات، روستایی و شهری  همه او را می شناسند و شعرهایش هر روز خوانده می شود و اشعارش در مجالس مذهبی، محافل عرفانی، در جامعه، صدا و سیما، رسانه، در ایران، در افغانستان، در تاجیکستان و اشعار ترکی او هم در آذربایجان، ترکیه و جاهای دیگر خوانده می شود  .

              از مهم ترین ویژگیهای شعر و سخن شهریار چه می باشد؟   

یکی از رازهای موفقیت شهریار زبان ساده اوست. شهریار با اینکه شاعری بزرگ است اما زبانی ساده دارد همین سادگی زبانش باعث می شود اشعارش عامه گیر باشد و همه مردم شعر او را فهم کنند بخوانند و هر کس سهم خود را از اشعار او بردارد یک عالم دینی، فقیه، فیلسوف، ریاضیدان، سیاستمدار، عاشق، عارف همه از شعر شهریار سهم خود را بر می دارند و این خود خیلی مهم است و با توجه به اینکه جامعه ما جامعه مذهبی و شیعی است شعرهای مذهبی شهریار هم برخلاف همه نوحه ها و اشعار مذهبی دیگر، شعرهای موفقی است «علی ای همای رحمت»، «علی و شب» ، شعر «محمد»، شعر «امیرالمومنین»، یا «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین»، شعری است خیلی زیبا که هرسال محرم خوانده می شود  .

یا شعر معروف شهریار  :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا / بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

این شعر، سهل و ممتنع است و در عین حال بسیار عامه گیر است که هیچ کس نتوانسته است مثل آن را بسراید، تمامی جنبه های شعر شهریار، پرش خیال یا گستردگی خیال، رقت عاطفه، رقت قلب، رقت حال  در شعر شهریار واقعاً منحصر بفرد است کمتر شاعری در طول ادبیات هزار ساله فارسی می توان یافت که مانند شهریار رقت قلب داشته باشد،  شکستگی روحی و عاطفی در شعر شهریار موج می زند و هر کس شعر او را  می شنود یا می خواند بلافاصله تارهای روحی و عاطفی دلش به  صدا  در می آید و با دلش همنوا می شود، «نالد به حال زار من امشب سه تار من ...» این شعر با این عظمت و با این سادگی دل همه می نوازد و همه را به سوی خود می کشد.

            آیا قبول دارید که راز موفقیت شهریار اشعار فارسی اش بوده است؟

به نظر من شهریار هم در عرصه شعر فارسی و هم در عرصه شعر ترکی منحصر بفرد و موفق بوده، و همانطور که مقام معظم رهبری و سایر صاحب نظران هم گفته اند از عوامل موفقیت این شاعر بزرگ و جهانی شدنش اشعار ترکی او و منظومه بی سابقه «حیدر بابایه سلام» است. به هر تقدیر شهریار هم در شعر فارسی و هم در شعر ترکی شاعری صاحب سخن بوده و کم نظیر است و در برخی جاها بی نظیر، گرچه اغلب اشعار او فارسی است ، همچنین به جرات می توان گفت 30 درصد از آثار او شاهکار است .

تا هستم ای رفیق ندانی که چیستم /روزی سراغ وقت من آیی که نیستم

پیداست از گلاب سِرشکم که من چو گل / یک روز خنده کردم و عمری گریستم

شعری با این تاثیرگذاری روحی کمتر شاعری در این حد گفته است.

            در مورد عقاید و اندیشه های این شاعر بزرگ بفرمایید.

انس و الفت شهریار با قرآن کریم و اهل بیت نشاندهنده آراستگی او به کمالات و فضایل اخلاقی بود، این شاعر بیشتر اشعار مذهبی خود را در دهه 20 و 30 گفته است و این نشان می دهد که شهریار یک مسلمان انقلابی نیست که بعداز انقلاب اظهار اسلام و یا اظهار دین بکند و تمامی شعرهایی که با الهام از قرآن کریم گفته، همه را در دهه های 20 و یا 30 سروده است.

این نشان می دهد که شهریار در طول زندگی به حق به قرآن ایمان داشته و از کتاب خدا  الهام گرفته است.

 

             

سخن آخرتان  ...

   ما از نزدیک دیدیم که مرحوم شهریار ده سال آخر عمرش را وقف امام، رهبری، رزمندگان و انقلاب اسلامی کرد  که اینها  برای نسل امروز سند زنده ای است  .

27 شهریور ماه سال 1376  شمسی سالروز وفات آن شاعر عاشق و عارف بزرگ است و در آن روز پیکرش بر دوش ده ها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار بزرگان ادب و هنر به خاک سپرده شد. اینکه روز وفات شهریار را روز شعر و ادب فارسی نامگذاری کردند سبب پاره ای اختلافات شد چراکه اگر روز وفات شهریار روز شعر و ادب فارسی باشد پس جای شاعران بزرگ دیگر از قبیل حافظ، فردوسی، سعدی و....  کجاست؟

لذا بهتر بود که روزی به عنوان روز بزرگداشت استاد شهریار نامگذاری می شد تا سبب برخی اختلافات و عوامل جاذبه و دافعه نمی شد چراکه شهریار خود عامل وحدت اقوام ایرانی بود.


91/6/28::: 11:38 ص
نظر()
  

یادی از استاد شهریار در ارومیه

امروز دوشنبه 27 شهریور 91 – سالروز وفات شاعر بزرگ معاصر استاد شهریار- در کانون عاشیق های حوزه هنری آذربایجان غربی در ارومیه هم همزمان با تبریز و تهران و قم یادی از استاد شد. بنده درآغاز برنامه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره استاد، دقایقی به بیان نقش و جایگاه شهریار در ادبیات فارسی و ترکی پرداختم و برخی از ابیاتش را خواندم و نیز فرازهایی از شعر فاخر سهندیه اش را. در ضمن گفتم که نامگذاری روز وفات شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی در اصل چندان جالب و منطقی نبود اما به هر حال، «کاری است گذشته است و سبویی است شکسته است!»... لابد نامگذاری کنندگان این روز به این نام و بستن آن به نام نامی شهریار، اهدافی داشتند که البته در سایه نام شهریار به آن اهدافشان هم رسیدند و نان و نوایی و مقامی دست و پا کردند!

گروه موسیقی آقای شکرالله احمدی هم با تار آذربایجان و دف و با صدای خود آقای احمدی اشعاری از شهریار را رمزمه کردند و وقت حاضران را خوش داشتند.

دو روز پیش هم خبرنگاری جوان از سایت شبستان – ظاهراً- آمده بود و در باره شهریار با من مصاحبه کوتاهی انجام داد که نمی دانم چه کارش کرد و به کجا انداخت! همچنین دو هفته نامه وزین «شهامت» در ارومیه توسط خانم جلیلی گفتگویی با بنده داشت که در شماره 27 - نیمه دوم شهریور 91 چاپ کرده است . البته با چند اشتباه تایپی به ویژه در ابیات چاپ شده. با این حال تشکر می کنم از مدیر مسئول محترم آقای ظاهر و خانم جلیلی و سایر عزیزان در آن نشریه.

این را هم بگویم که در برنامه امروز کانون عاشیق ها باز بنده به عنوان مجری در کنار آقای عاشیق علی کریمی قره آقاجی، کار زشت آمریکایی ها در ساخت فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام و مسلمانان توسط عوامل صهیونیستی و با پشتیبانی دولت آمریکا، مطالبی را گفتم و از طرف هنرمندان و عاشیق ها این اقدام آمریکایی – اسرائیلی را محکوم کردم و جماعت حاضر در کانون هم در مقام تأیید سخنان بنده صلواتی غرّا فرستادند! ... بعد در ادامه برنامه آقایان عاشیق علی کریمی قره آقاجی، عاشیق نباتعلی علیزاده و عاشیق علی عباسی با نوختن آهنگهای حماسی، اشعاری حماسی و شورانگیز در مدح و شأن و منزلت و معراج حضرت محمد مصطفی (ص) خواندند. برنامه کانون عاشیق ها امروز جالب بود.


  

جلوه‌های موسیقی در شعر شهریار - قسمت دوم

نوشته جواد کریم نژاد(پژوهشگر موسیقی و فعال فرهنگی)

در باب موسیقی دانی شهریار، جای هیچ شبهه ای نیست.  در شعر و زبان شهریار و در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، ریزه کاریهای موسیقائی یافت می شود که گویای علاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمه ها و ساختمان آلات موسیقی است. جای جای دیوان اشعار وی مملو از واژه ها و اصطلاحات تخصصی موسیقی است و همه اینها از نغمه آگاهی شهریار به موسیقی سخن می گویند.....

       ...استاد شهریار، شعر و موسیقی را که بهترین محرک عواطف و احساسات بشری و ملموس ترین و مهمترین ابزار برای بیان احساسات است با هم دارد و صدای ساز و آواز و طنین موسیقی و گلبانگ روح لطیفش از اشعارش به گوش می رسد ، گلبانگی که از اعماق جان مشتاقش بیرون آمده و بردل عاشقانش می نشیند و این همان غمزه های موسیقائی اوست که به شعری مناسب استوار می گرددو اینجاست که شعر ، شاعر را در یاد و خاطر دوستداران موسیقی اثر پذیر نموده است.

وی موسیقی را ودیعه ای الهی دانسته و به آن ارزش والایی قائل بود. موسیقی چنان با روح و روان او عجین بود که هر صدایی را صدای توحید شنیده و آفرینش و جهان هستی را با تمام موجوداتش در مرتبه ای می بیند که با موسیقی و اصوات دل انگیز به حمد و ثنای خداوند مشغولند و این همان مهر تائیدی است بر آسمانی بودن هنرموسیقی:

 ثریا پایکوب از ارغنون و زهره چنگی       

به پیشاپیش این علوی عروس آسمان آسا

دل ذرات هستی را همه ساز و نوا دیدم / به حمد و شاهد توحید هم دستان و هم آوا

یا:

بشنو از ذرات هستی صبحدم با گوش جان / نغمه توحید حی لایزال لم یزل

هم سفیر طیر کالارواح بین فیها نزول / هم نفیر وحش کالانعام بین بل هم اضل

 و زمانی که به نوای دل انگیز نغمه های توحیدی با بانگ خوش قاری کتاب آسمانی قرآن گوش جان می سپارد نوای قاری که همان آوای نغز و روان پرور گلبانگ معنویت و درس یکتاپرستی است در اعماق دلش طنین انداز شده و طنین این آوا را چون زبان مرغان نغمه پرداز می داند که اسرار طبیعت و جهان هستی را بازگو می کند:

 قاریان ، طوطی شکر شکن قرآنند / بلبلانی که به گلزار خدا می خوانند

ارغنون ساز الستند و به هر ساز غزل / سیم واخوان همان نغمه جاویدانند

 حتی در شعر مناجات « علی ای همای رحمت »‌که در منقبت مولای متقیان علی (ع) سروده از به کارگیری واژه های موسیقی دریغ نکرده است :

 چه زنم چو نای هر دم ز نوای عشق او دم         

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

 همین شیفتگی و تسلط شهریار به موسیقی ایرانی، باعث شده که او در مجموعه فضاسازی شعر و موسیقی و ادعای کلام بسیار موفق عمل کند و استقبال اکثر آهنگ سازان معاصر از اشعار ایشان، شاید به همین قدرت موسیقی دانی وی برمی گردد، چرا که شاعر آشنا به موسیقی منظور آهنگ ساز را از هر ملودی بهتر می تواند درک کند .

خوانندگان و آواز خوانان بسیاری از اشعار این استاد استفاده کرده اند که اغلب ایشان هنرمندان «برنامه گلها» بودند که موارد ذیل از جمله آنهاست :

 « بی همزبان »‌ در دستگاه شور با آواز محمودی خوانساری و با مطلع :

از زندگانیم گله دارد جوانیم / شرمنده جوانی از این زندگانیم

 « شب زنده دار» در آواز دشتی با صدای استاد شجریان و با مطلع :

تا کی در انتظار گذاری به زاریم / بازآی بعد از این همه چشم انتظاریم

 و « حالا چرا » در بیات اصفهان و با آواز زنده یاد استاد بنان که با صدای جاودانی خود این اثر را به یادماندنی تر کرده است.

انصاف باید داد که در یک مقاله هیچ بلکه در چندین مقاله بحث شهریار و موسیقی نمی گنجد ، اما مأخذی هست که می توان به آن مراجعه نمود : « دیوان اشعار استاد شهریار».

سخن گفتن از شعر و موسیقی که هر دو هنر ناب است و گفتن و شنیدن در باره آنها انجامی ندارد پس این مقاله را با ابیاتی از قصیده زیبا و دلنشین 208 بیتی « غروب نیشابور» که حاصل اقامت استاد در این شهر است ( حدود سال 1310ش) به پایان می بریم، این شعر بلند به همراه ابیات موسیقایی تصویرگر حس غریب و جامه غم پوشیده وی در این سالها می باشد :

 دی به هنگام غروب خورشید / که جهان جامه غم می پوشید

فلک از محمدت یزدانی / خواند آوازه جاویدانی

که بدان زمزمه سحر انگیز / خواندی افسانه ای اسرار آمیز

تعبیه کرده به الحان سرود/ شرح کیفیت اسرار وجود

به سر چنگ نوا آخته چنگ / به نوا تاخته بنواخته چنگ

کرده قانون عبودیت ساز / به الوهیت او نغمه طراز

زده بر زخمه تار دل چنگ / زخم از این زخمه دل بر بط و چنگ

نغمه ای همچو صلای مستان/ با سماع فلکی هم دستان

رقت انگیزتر از ناله سیم / فرح افزاتر از انفاس نسیم

کرده با نبض طبیعت پیوند/ نغمه روح از این پرده بلند

                                  پایان مقاله                                                             

  


91/6/26::: 10:22 ص
نظر()
  

جلوه‌های موسیقی در شعر شهریار - قسمت اول

نوشته جواد کریم نژاد(پژوهشگر موسیقی و فعال فرهنگی)

در باب موسیقی دانی شهریار، جای هیچ شبهه ای نیست.  در شعر و زبان شهریار و در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، ریزه کاریهای موسیقائی یافت می شود که گویای علاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمه ها و ساختمان آلات موسیقی است. جای جای دیوان اشعار وی مملو از واژه ها و اصطلاحات تخصصی موسیقی است و همه اینها از نغمه آگاهی شهریار به موسیقی سخن می گویند.

به عبارتی دیگر، می توان گفت که شهریار ـ آخرین سلطان غزل ـ شاعری موسیقی شناس و خود اهل موسیقی بود که موسیقی ایرانی را در حد صاحب نظری دقیق می شناخت و دستی به ساز و دانگی آواز داشت و به ردیف موسیقی ایرانی و دستگاهها و گوشه های آن تسلط کامل داشته و همچنین با موسیقی دانان بزرگ معاصر محشور و همنشین بوده و با آنان دوستی و مودتی غیر از دیگران داشته است. وی از مکتب موسیقی بزرگانی چون استاد ابوالحسن صبا و دیگر بزرگان موسیقی فیض برده و در اکثر اشعارش به این دوستان موسیقیدان و موسیقی خوانش اشاره ای کرده و برای هر یک اشعار مستقلی سروده است . اوج شیفتگی و دلبستگی شهریار به موسیقی را علاوه بر استعداد ذاتی خود، در دو هنرمند بزرگ و برجسته موسیقی ایران یعنی، مرحوم استاد صبا و استاد اقبال آذر باید دانست .

شهریار در بدو ورود به تهران با یگانه استاد موسیقی « ابوالحسن خان صبا» آشنا می گردد، صبا جدای از مقام دوستی بر گردن شهریار حق استادی در زمینه موسیقی داشت. سه تاری که از درویش خان به وی رسیده بود به شهریار می بخشد و نغمات موسیقی را با این ساز به شهریار ملک سخن یاد می دهد و ایشان نیز همیشه از صبا به احترام یاد می کرده، دوستی با وی را موهبتی برای خود می دانسته و در بیشتر اشعارش نامی از وی برده و او را ستوده است تا جایی که سوز اشعارش را با ساز صبا در هم می آمیزد:

سوزی نداشت شعر دل انگیز شهریار / گر همره ترانه ساز صبا نبود

    یا:           

      صبا، زساز تو من شعر خواجه می شنوم /« بیادگار بمانی که بوی او داری »

 در مکتب آواز پیرو استاد ابوالحسن اقبال آذر بوده اند و وی را سلطان آواز می دانستند ،ایشان هم در زمینه موسیقی بر گردن شهریار حقی دارند. اقبال به سبب سن و شخصیت و سوابق هنری بیش از هر هنرمند دیگری مورد ارادت شهریار بوده است،‌ آشنائی دیرین او با اقبال به سالهای کودکی شاعر باز می گردد و معاشرت نزدیکی که خانواده اش با اقبال داشت:

 .... او مرا از دوره طفلی و دامان پدر/ سرپرستی مهربان است و عموئی مهربان

من سه ساله طفل برزانوی او بنشسته ام / حالیا شصتم من و بازش همی بینم همان

ای بسا روز را که با سرتاختم از مدرسه /تا در منزل که او شب خواهد آمد میهمان ....

 چنانکه ذکر شده شهریار هر دو هنر والای شعر و موسیقی را با هم داشت و آن دو را در هم تنیده بود، ناخنی بر سیم و دو دانگ صدا داشت که به همراه مرغ حزین دلشان و نوای سه تارشان می خواند:

     صدای اوج ندارم ولی دو دانگ غزل / به اوج رقت و سوز و گداز می خوانم

              نالد به حال زار من امشب سه تار من/ این مایه تسلی شبهای تار تار من

 یا:                         

                          اگر دیوان من بود و سه تارم / همین دو مونس شبهای تارم

 وگاهی درد عشق وحکایت شوریدگی و سوز و گذارهای عاشقانه اش را ، از زبان ساز بیان می داشت:

 بازکن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب / تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

از در دست تو سوز دل من می گوید / من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

 و موقعی که غم و اندوه دامنش را می گیرد با ساز نی می نالد تا تسکینی به حال خود داده باشد:

 بنال ای نی که من غم دارم امشب / نه دلسوز و نه همدم دارم امشب

 و زمانی که به یاد ایام جوانی می افتد و غرق در خاطرات آن، ایام پیری را مقابلش می بیند باز از زبان ساز به ابراز درد می پردازد :

 سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم    

شبان وادی عشقم گسسته نای نالانم

    گره شد در گلویم ناله جای سیم هم خالی    

که من واخواندن این پنجه پیچیده نتوانم

 و گاهی از زبان مرغان نغمه خوان آواز هجران و احساسات درونی اش را بیان می داشت:

 ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس / که از خزان گلش شور نغمه خوانی نیست

 اینجاست که شاعر سوز دلش را با یاری گرفتن از نغمه های موسیقی و ابزاز آن بیان می دارد، آه درون را با ناله سه تارش هم آغوش می کند ، زخمه برسه تارش می زند، همان سه تاری که به قول خودش یار و همدم شبهای تارش بود ،با نوای هر مضراب ضربه ای بر پیکر هیولای خیال و زخمه ای برای تسکین زخم های دلش می زند و شبها جویبار روان از چشمه طبعش، سه تارش را تا سپیده سحر به ترنم وا می دارد :

 ای دل ز دوستان وفادار روزگار / جزساز من نبود کسی سازگار من

اشک است جویبار من و ناله سه تار / شب تا سحر ترانه این جویبار من

 بطوری که مرحوم استاد صبا می فرمود :« زمانی که شهریارانگشت به سه تار نزدیک می کند تمام اعضای وجودم می لرزد و ناله از درونم برمی خیزد »

علاوه بر اینها در جای جای دیوان شهریار ، اصطلاحات و واژه های موسیقائی به چشم می خورد ، از اسامی سازها گرفته تا دستگاهها و گوشه های مختلف موسیقی ایرانی و نیز بکار بردن اصطلاحات فنی و تخصصی موسیقی در دیوان وی ، به اشعارشان خصوصیت ویژه ای بخشیده که شعرشان از لحاظ طنین و خوش آهنگی برای شنونده و خواننده اشعار جذاب و موثر می افتد.

در کل دیوان وی ، کمتر غزل یا مثنوی یا قصیده ای می توان یافت که از واژه ها و اصطلاح موسیقی بهره نگرفته باشد و به جرات می توان گفت که در تمام اشعارشان واژگان موسیقی را به نحوی بکار برده و گریزی به آنها زده است . گاهی فقط در یک بیت چندین واژه موسیقائی را به کار برده است:

 ساز و آواز اگر دلکش ما بود نبود / کشته بودند به بیداد همایون ما را

یا:

قطار می کند این راست پنج گاه عجیب / عراق و ترک و بیات، اصفهان و کرد و حجاز

 از همین دست اشعار و ابیات در دیوان شهریار بسیار می توان یافت و گاهی ایشان غزلی را ساز می کند که سرتاسر غزل مملو از واژه ها و ریزکاریهای موسیقائی است و آوردن این همه اصطلاحات موسیقی تنها کار شاعر موسیقدانی است که تسلط او را علاوه بر جنبه عملی موسیقی ،در بخش نظری نیز می رساند، و بی گمان ذوقی که با موسیقی صداها و صداهای موسیقی ، آشنا باشد طبعاً از این همه واژه های موسیقی و نیز زیر و بم موسیقی اشعارش بهره خواهد گرفت و این از شهریار موسیقی شناس عجیب به نظر نمی رسد.

برای ذکر نمونه دو مورد از این دست غزلیات یکی از دیوان فارسی و دیگری از دیوان ترکی استاد انتخاب و در ذیل ارائه می گردد:

غزل «شاهد چنگی» ( ج1 ص 136) با مطلع :

 پرویز چو بر تار برد باربدی چنگ / از پنجه ناهید و نکیسا فکند چنگ ....

   و در « سازلی شاعریمیز( خازن) نین روحینه تقدیم» ‌( کلیات ترکی ص 196) با مطلع:

سییزیلدار سینه مین سازی «درآمد»ائیله رم «شوری»

«چوبانیم» سنده «سلمک» له سیزیلدات تار طنبوری....

که در قطعه اول ( شاهد چنگی) ،22 واژه مربوط به موسیقی و در شعر ترکی سازلی شاعریمیز(خازن) نین روحینه تقدیم،49 واژه مربوط به موسیقی اعم از اسامی سازها، دستگاهها، گوشه ها و دیگر اصطلاحات موسیقایی دیده می شود.

علاقه ایشان به موسیقی به حدی بوده که شعر و موسیقی را دو ستون پایدار و مایه فخر ایران و ایرانی و آن دو را جزو سرمایه های ملی می دانست و احساس خود را در این مورد چنین بیان داشته اند :

           بر شعر و ترانه این دو استن / ایران کهن دژ استوار است

            ایران تو گر یگانه باشد / با این دو شعار شاهکار است

          موسیقی و شعر ماست آری / نقدی که یگانه درشمار است

              ورنه به کدام علم و صنعت / ما را به جهانیان فخار است

لطفاً ادامه اش را در قسمت دوم بخوانید


91/6/26::: 10:18 ص
نظر()
  

خط نفوذ ازکمونیسم تا صهیونیسم

مجتبی قربانی فر

در طی 70 سال سیطره شبح گونه کمونیسم ( تعبیرمارکس از گسترش کمونیسم در اروپا – اینک شبح کمونیسم سراسر اروپا را فراگرفته است) بر جمهوری آذربایجان به مثابه عضوی ازاتحادیه سابق جماهیر شوروی و ساختاری شدن و کانالیزه شدن مبانی ایدئولوژی سرخ در رگ‌های پیکره جامعه انسانی سراسر این اتحادیه و به ویژه جمهوری آذربایجان و برون ریز فرهنگی و ساخت‌سازی فرهنگی مبتنی بر آن، نهاد دولت دراین کشور نوپا بعد از استقلال خود هنوز هم با تفاسیر مشابه و هم نظیر ضد دینی از کمونیسم تا سکولاریسم و... حیات سیاسی خود را تبین کرده‌است.

با مطالعه و پژوهش در ابعاد اجتماعی و فرهنگی حیات مردمی و ملی ( حول محورملت جمهوری آذربایجان) تعارض وعدم تناظر زندگی دینی و مذهبی مردم و ملت این جمهوری با پیشینه کمونیزه و سکولاریزه کردن این جمهوری و اینک صهیونیزه کردن در چهارچوب منافع جهانی و فرا منطقه‌ای رژیم اسرائیل و دولت آذربایجان، قابل رویت و استخراج است.

اگر درعصرحاکمیت شبح گونه کمونیسم دراین جمهوری، تمامی ابعاد و زوایای دینی و اعتقادی مردم و ملت آن از جمله تعطیلی تمامی شعائرو مظاهر دینی از مساجد تا سازمان‌های اجتماعی و مدنی دینی( اوقاف و...) از چاپ و نشر کتب دینی، قرآن و مطبوعات و رسانه‌های دینی و مذهبی تا مراسم، اعیاد، آئین‌های عزداری و...، دچار انقطاع سازمان شده و در نتیجه نیل به نابودی مطلق کردند اما فطرت ذاتی و خواسته قلبی مردم و ملت جمهوری آذربایجان به اراده احدیت متعال آتش این اعتقادات و باورهای دینی را روشن نگاه داشت و به مرور زمان شعله‌ورتر نیز کرد تا بعد از 70 سال تسلط کامل کمونیسم، این آتش، ظلمت شبح گونه این ایدئولوژی سرخ را به مشرق نورانی بدل کند که وعده الهی است:« خارج می‌کنیم شما را از ظلمات به سوی نور!» (قرآن)

با این پیشینه است که می‌‌توان ادعا کرد حرکت اعتقادی مردم و ملت آذربایجان پرتوان‌تر و پرتجربه‌تر از گذشته، به مصاف برادران مادی و مادی‌تر شبه کمونیسم یعنی سکولاریسم و صهیونیسم آمده و همه بزنگاه‌های سیاسی این ایدئولوژی‌های غیر دینی را مورد شناسایی قرار داده‌است.

مقاومت مردم آذربایجان و رهبران دینی حرکت اسلامی در این جمهوری در زندان دولت علی‌یف از زمان پدر تا پسر و شهادت چند تن از بزرگان این حرکت یعنی حاج علی اکرام، حاج واقف عبداله اف و زندانی شدن کسانی چون دکتر موسم صمداف و... خود سندی گویا در این مورد است.

برای واکاوی بیشتر دراین زمینه و شناسایی اهداف وشیوه نفوذ صهیونیسم ابتدا باید به مصادیق و بزنگاه‌های این نفوذ درادامه پیشینه کمونیزه شدن جمهوری آذربایجان و روند فعلی سکولاریزه شدن آن اشاره کرد.

درجمهوری آذربایجان پس از استقلال به دلیل سرگشتگی سیاسی و خلاء هویتی به وجود آمده ازتهی شدگی کمونیستی و ترس از جایگزینی جریانات اسلامی و شیعی، میدان عمل مناسبی برای رژیم صهیونیستی به وجود آمد و از طرفی آذربایجان نیز برای خارج شدن از هژمونی روسیه ( شوری کمونیستی سابق)، زمینه حضور را برای اسراییل که نقش واسط را برای آمریکا و دنیای غرب بازی می‌کرد مهیا نمود. در همین راستا یکی از زمینه‌های مناسب و بکر در این کشور، حوزه فرهنگی و اجتماعی بود که رژیم صهیونیستی به طورمستقیم و بعضا ًغیرمستقیم تلاش نموده که به این حوزها ورود نماید. هرچند شرایط و مقبولیت عمومی از اینگونه فعالیت‌ها (از سوی رژیم اسرائیل) دربین جامعه آذری بسیار اندک است اما اهداف اینگونه فعالیتها عملا ً خنثی کردن و از بین بردن فرهنگ و تمدن اسلامی در آذربایجان است.

در همین مسیر ایجاد کلوپ‌ها، انجمنها، مدیریت و برنامه ریزی در شبکه‌های مجازی و اجتماعی، برگزاری برنامه‌های فرهنگی مستهجن (نمونه اخیر آن تلاش اسراییل برای برگزاری فستیوال یوروویژن و رژه همجنسگرایان دنیا در باکو می‌باشد) از اقدامات فرهنگی این رژیم در آذربایجان است. لذا هم اکنون کشور آذربایجان منطبق با سیاست‌های راهبردی رژیم صهیونیستی حرکت نموده و آنچه مطمع نظر این رژیم باشد بطور چشم بسته قبول و عمل می‌نماید.

پیشینه روابط

اسراییل جزء اولین رژیم‌هایی بود که در اوایل سال 1991 استقلال جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت این در حالی بود که برای این رژیم اهمیت ژئواستراتژیک کشور آذربایجان از همه جهات روشن بود . این موضوع منجر به برقراری رابطه رسمی آن رژیم با جمهوری آذربایجان در روز 6 آوریل 1992 شد هر چند در دوران شوروی سابق نیزمیان مقامات اسراییلی با شخصیتهای رسمی و دولتی جمهوری آذربایجان ارتباطاتی وجود داشت. اما استقلال آذربایجان به نوعی فصل جدیدی را در روابط بین این دو رژیم برقرار نمود چرا که رژیم اسراییل به خوبی می‌دانست کشور آذربایجان بعنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای ژئواستراتژیک در دنیا و منطقه قفقازمطرح است.

 اما بررسی منافع طرفین در ایجاد روابط رو به توسعه با تاکید بر راهبرد فرهنگی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان به شکل زیراست:

اهداف جمهوری آذربایجان در ایجاد ارتباط نزدیک با اسراییل :

- تنظیم ارتباط این کشور با دنیای غرب از طریق اسراییل

- جذب حمایتهای مادی و سرمایه گذاری دربخش‌های مختلف اقتصادی

- بهره‌مندی از لابی صهیونیستها در برابر لابی ارامنه در کنگره آمریکا

- جلوگیری از نفوذ فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان با توجه به اشتراکات فرهنگی و مذهبی و همچنین مبارزه با اسلام گرایی

- گرفتن ضمانت‌های محکم برای حمایت اسراییل از حاکمیت آذربایجان

اهداف اسراییل در ایجاد و گسترش ارتباط با جمهوری آذربایجان:

- ایجاد پایگاهی مستحکم برای خود در منطقه قفقاز      

- گسترش نفوذ سیاسی و امنیتی در سیستم حاکمیتی آذربایجان با توجه به همسایگی این کشور با جمهوری اسلامی ایران

- تلاش برای جبران شکستهای همه جانبه از حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران جهت نفوذ و دهن‌کجی به کشورایران

- ایجاد پایگاههای امنیتی و نظامی اسراییل در جمهوری آذربایجان جهت حفظ منافع اسراییل در منطقه قفقاز و تهدید کردن ایران در پشت مرزهای شمالی ایران

- جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی

- بهره برداری از عوامل و عناصر غربگرا و ضد‌اسلام در راستای تحکیم موقعیت اسراییل در آن کشور

- ارایه الگویی از ارتباط یک کشور اسلامی با اسراییل به دنیای اسلام، با توجه به اینکه این کشور چندی است با ترکیه با مشکل روبرو شده‌است چرا که قبلا ً این ترکیه بود که این نقش را ایفا می‌نمود.

- با توجه به وجود یهودیان قابل توجه در جمهوری آذربایجان ایجاد تقویت جوامع یهودی جمهوری آذربایجان و اتصال آن به شبکه‌های جهانی یهودیان و صهیونیستها (حدود 30000 یهودی در جمهوری آذربایجان زندگی می‌کنند)

- تلاش برای نیل به آرزوی واهی یهودی سازی باکو

- فرار از عمق کم استراتژیک در محدوده جغرافیای جهان اسلام و رهایی از بحران مشروعیت وهویت در منطقه و سطح بین الملل با نفوذ در جمهوری آذربایجان

- فرو بردن روابط آذربایجان با ایران در گرداب بی اعتمادی

-عدم تخریب وجهه رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان

- تأمین انرژی‌های این رژیم از سوی آذربایجان

خطوط اصلی و راهبردی حضور فرهنگی اسراییل در جمهوری آذربایجان

 - تأثیرگذاری فرهنگی و فکری بر جامعه جوان آذربایجان خصوصا قشر نخبه و جوان از طریق تشکیل انجمن‌های دوستی جوانان، اجرای اردوهای مشترک تفریحی دانشجویی ، برگزاری دوره های آموزشی متعدد و مختلف بصورت رایگان.

- ایجاد زمینه‌های حضور و نفوذ در مراکز علمی و دانشگاهی از طریق تبادل استاد و دانشجو و برپایی دوره‌های به اصطلاح دانش‌افزایی و اعزام اساتید و دانشجویان به اسراییل .

- گسترش، تقویت و تبلیغ فرهنگ و هنر رژیم صهیونیستی از طریق برگزاری نمایشگاه‌ها و برنامه‌های فرهنگی و هنری .

- شناسایی نخبگان و استعدادهای علمی و فرهنگی جهت برنامه ریزی‌های بلند مدت.

- بیگانه سازی جامعه آذربایجان با هویت دینی و فرهنگی خود از طریق نفوذ در حوزه فیلم و سینما و تاثیر گذاری محتوایی بر پروژه‌های فرهنگی در دست اقدام تا تمایل به گرایش سکولاری شده و از طرفی محتوای آن ضد اسراییلی و غربی نباشد.

- تخریب چهره کشورهای انقلابی و جریان مقاومت و بیداری اسلامی از طریق بکارگیری عوامل خود در رسانه‌های دیداری و نوشتاری مانند ادعای کشف عوامل نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان در نا‌امن سازی آذربایجان که اخیراً نیز نمونه‌های بسیار زیادی از این دست شانتاژهای خبری که از طریق عوامل صهیونیستی هدایت می‌شود شاهد هستیم.

- تقویت جامعه یهودیان و ایجاد زمینه‌هایی برای حضور این جامعه در حوزه‌های عمومی و فرهنگی جمهوری آذربایجان که از طریق فعال سازی انجمن‌ها ، مدارس ،کالج‌ها و سازمان‌های خیریه و... یهودی انجام شده است. از نمونه‌های موجود این سازمان‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود :

1.انجمن یهود باستان

2. آژانس یهود

3. مرکز هاوا

4.انجمن زنان یهودی آذربایجان

5. بنیاد سورس

6.سازمان خیریه هدگرشون

7. مرکز فرهنگی جامعه یهود

8.باشگاه جوانان هلیل و...

اهداف و فعالیتهای فرهنگی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان

 رژیم صهیونیستی با علم به شرایط فرهنگی دینی و اجتماعی جامعه آذربایجان به این موضوع واقف است که مردم آذربایجان ذهنیت خوبی از این رژیم ندارند لذا با بکارگیری ترفندهایی با رنگ و بوی فرهنگی و خیر‌خواهانه سعی دارد به نحوی در این کشور جای پایی برای خود ایجاد نماید که در غیر این صورت در بلندمدت زمینه‌های نفوذ خود را در این کشورازدست خواهد داد. اسراییل از ابتدای ورود به آذربایجان کوشیده است حضور خود را در قالب فرهنگی بیشتر نمود دهد تا قالب‌های امنیتی و سیاسی؛ لذا آنچه که از اسراییل در رسانه‌ها شنیده می‌شود درهمکاری و تلاش در جهت توسعه زیرساختهای علمی- پزشکی ،عمرانی و همچنین ساخت مراکز فرهنگی ، آموزش زبان انگلیسی ، رایانه ، موسیقی و فیلم و جشنواره کتاب خلاصه می‌شود. از این طریق سعی می‌شود به قشر تحصیل کرده و جوان این کشور نزدیک شده، از سوی دیگر یکی از بهانه‌های حضور فرهنگی رژیم اسراییل در این کشور وجود یهودیانی است که به زعم این رژیم آموزش لازم را برای برپایی آیین یهودیت ندیده‌اند، لذا از این طریق در حالی که کمتر از 30 هزار یهودی در جمهوری آذربایجان وجود دارد تاسیس مدارس و دانشگاه، ارتباطات گسترده با احزاب دینی و سیاسی ، تشکیل انجمن‌ها و باشگاههای مختلف و انجام هزینه‌های گزاف نمی‌تواند صرفا انگیزهای دینی داشته باشد و این رژیم اهدافی غیر از حمایت از جامعه یهودیان و فعالیتهای صرفا ً فرهنگی در سر می‌پروراند .

 منبع: دو هفته نامه دنیز، شماره 21 مورخ 20/6/91 چاپ ارومیه


91/6/25::: 9:52 ع
نظر()
  
<      1   2   3   4   5   >>   >