سفارش تبلیغ
صبا
با برادریِ خدایی است که [درخت] برادری به بار می نشیند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، حاج ، ایران ، فارسی ، باکو ، قرآن ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، کتاب ، عاشیق ، اکبر ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، انقلاب ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، نامه ، حمید ، رضا ، صادق ، فاطمه ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، نارداران ، مقاله ، عاشورا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، کربلا ، واقف ، همایش ، ترکیه ، بسیج ، بیت ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، صابر ، شهر ، شامی ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، خامنه ای ، هفته ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، نقد ، محمود ، قم ، کانون ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، جنبش ، جشنواره ، تاریخ ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، عکس ، فرهنگی ، فرهنگ ، فضولی ، عید ، عشق ، سلیمانپور ، سیاسی ، سوریه ، شاعران ، سال ، رمضان ، زبان ، ایرانی ، آمریکا ، ترجمه ، تهران ، به ، حاج علی اکرام ، وبلاگ ، واحدی ، محفل ، مدح ، مجلس ، مجتبی ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، نویسنده ، حیدر ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، روز ، زندگی ، زینب ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، شاهرخ ، شجاع ، علیزاده ، علمیه ، علمدار ، فلسطین ، فتح الهی ، فرانسه ، فیلم ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، زلزله ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، آثار ، پیام ، حزب ، جواد ، هفته نامه ، نویسندگان ، وطن ، ولی ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، مایل ، نماز ، ملی ، هنر ، هادی ، نوروزی ، یاد ، جاوید ، حسینی ، حضرت ، حدیث ، بهمن ، بعثت ، آذری ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اکرام ، اورمیه ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، رزم آرای ، دینی ، دانشگاه ، غدیر ، غفاری ، شب ، صادقپور ، صدر ، صمداف ، طلاب ، طلعت ، علامه ، عرب ، عرفان ، فرزند ، فارس ، خوی ، دوزال ، رهبر ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، امین ، الله ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، بهرامپور ، بیداری ، تبلیغات ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، جعفری ، توهین ، یادداشتهای ، هریس ، وفات ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، موعود ، موسی ، ماهر ، مراغه ای ، محمدی ، مایل اوغلو ، گرمان ، مولانا ، میلاد ، نمایندگان ، نباتی ، مسجد ، مسئول ، مرسی ، مرگ ، معلم ، وحید ، نوروز ، یحیی ، یک ، کردستان ، کربلا ، جاذبه ، جدید ، جوان ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، پناه ، تمثیل ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :511
بازدید دیروز :629
کل بازدید :1951303
تعداد کل یاداشته ها : 873
97/9/19
9:33 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[268]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
ساده دل ►▌ استان قدس ▌ ◄ جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نغمه ی عاشقی سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید هم نفس سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

 جریان تحقیر و تمسخر زبان ترکی در ایران

مصطفی قلیزاده علیار

منظر نخست

جریان تحقیر کننده زبان ترکی با تحقیر الفبای آن که در نیمه دوم قرن 19 میلادی با میرزا فتحعلی آخوندف شروع شده بود، بعدها در دوره جمهوریت در ترکیه معاصر و همزمان در جمهوری تازه تاسیس آذربایجان در ترکیب شوروی، این تحقیر در قالب تغییر الفبا و جایگزین کردن الفبای لاتین (1925) و منقطع کردن رابطه مستقیم نسل نو با گذشته اش، تحقق یافت، گر چه بنا به عللی در ایران موفق نشدند این خیانت را عملی سازند و الفبا را تغییر دهند.

آفرینندگان این جریان ضد زبان و فرهنگ و ادبیات ترکی، ادعا می کردند که الفبای زبان ترکی همان الفبای عربی و فارسی است نه مستقل و مخصوص خود. این ادعای دروغین و توهین آمیز توسط افراد خودباخته و ضد فرهنگ مردمان مسلمان و ترک زبان در ایران و ترکیه و آذربایجان و برخی ممالک دیگر مطرح می شد و نوعی سامری گری و عوام فریبی بود و هدف هم آن بود که ملتهای مسلمان را ابتدا با تحقیر الفبا و سپس با تغییر الفبایشان و جایگزین کردن الفبای لاتین یا الفبای دیگر، از فرهنگ و معارف اسلامی و قرآنی و از ادبیات غنی فارسی و عربی که سرشار از معارف و ترببت و اخلاق انسانی و فرهنگ اسلامی است بیگانه کنند که تا حدی هم متاسفانه موفق شدند. این جماعت که بیشتر انگیزه های قومی داشتند و دارند، ادعا می کردند و الان هم فریب خوردگان از آنها از روی جهل ادعا می کنند که این الفبای تاریخی زبان ترکی با سابقه هزار ساله اش، مناسب این زبان و رسا و گویا نیست! (اویغون دِئییل!)

اینان با آوردن مثالهایی بی ربط و عوام فریب، سعی می کنند مخاطب بی خبر و بی­سواد و عوام و یا جوان و نوجوان بی خبر و احساساتی را گول بزنند و قانع کنند که الفبای فعلی و هزار ساله زبان ترکی مال این زبان نیست، مال زبان عربی و فارسی و تحمیلی و نارسا در تلفظ واژه­های ترکی است. اما الفبای لاتین رساست! با این حقه بازی و عوام فریبی، جوانان را فریب می دهند. در پاسخ به این مغالطه غیر علمی و خر رنگ کن، باید گفت:

 اولا- الفبای اصیل و تاریخی زبان ترکی در طول و توالی قرون گذشته هزار ساله همین الفبای مرکب از الفبای فارسی و عربی بوده است.

 ثانیا - دانشمندان و شاعران و نویسندگان بزرگ و برجسته ای مثل سید عمادالدین نسیمی، شیخ محمود کاشغری، قاضی برهان الدین ضریر، حکیم ملامحمد فضولی، حاجی سید عظیم شروانی، مختومقلی فراقی، ملاپناه واقف، سید ابوالقاسم نباتی، صراف تبریزی، راجی، میرزا علی اکبر صابر، حسین جاوید، محمد عاکف، توفیق فکرت، یحیی کمال، شهریار، کریمی مراغه­ای و ... همه آثار ماندگار، بی نظیر و جهانگیرشان را به زبان ترکی در همین الفبای تاریخی و اصیل ترکی (مرکب از فارسی و عربی) آفریده اند نه لاتین و دیگر الفباها. اگر این الفبا نارساست، چگونه این بزرگان و نوابغ فرهنگ و علم و اندیشه و ادب و هنر، آثارشان را در این الفبا و با الهام از زبان غنی فارسی و عربی آفریده و نوشته اند؟

ثالثا - بعد از تغییر این الفبای اصیل و تاریخی زبان ترکی در ممالک مسلمانی مثل ترکیه و آذربایجان و تاجیکستان و ترکمنستان و داغستان و ... و جایگزین کردن الفبای لاتین و سرلیک و کریل، نسل جدید در قریب به یک قرن اخیر از فرهنگ و ادبیات غنی گذشته خود بریده و بیگانه شد و آن درخشش پرحرارت و تاثیرگذار ادبیات غنی ترکی در آن ممالک به سردی گرایید افول کرد و دیگر نابغه و نخبه ای همپای نخبگان و فرزانگان متقدم مثل فضولی و نباتی در عرصه اندیشه و عرفان و ادب ظهور نکرد.

 رابعا - اگر در دوران معاصر و کنار گذاشتن الفبای اصیل ترکی در آن ممالک، در ایران شاعران ترک زبان برجسته و بی نظیری مثل استاد شهریار و استاد کریمی مراغه ای داریم که آثار ترکی شان شهره آفاق شده، مخصوصا «حیدربابا»ی شهریار و مجموعه اشعار طنز «رنگارنگ» از استاد کریمی مراغه ای؛ به برکت همان الفبای اصیل ترکی (فارسی، عربی) بوده؛ زیرا ذوق و استعداد سرشار و خدادادی این دو استاد نابغه، مستقیما از آبشخور زلال و غنی و بی نظیر ادبیات فارسی و ترکی و عربی در قالب همان الفبا سیراب و شکوفا شده است.

 

منظر دوم، تحقیر از نوعی دیگر

 فریبکاری دیگری که در سالهای اخیر در ایران در تحقیر زبان ترکی توسط افرادی خاص و ویژه! انجام می­گیرد تغییر الفبا از نوعی دیگر و از جنس خود همین الفبای تاریخی اصیل است و آن جایگزین کردن برخی حروف اصیل زبان ترکی با برخی حروف دیگر آن. مثلا به جای حرف «ذال» در کلمه آذربایجان، حرف «زاء» می­نویسند (آزربایجان)؛ با این ادعای بی­سوادانه که حرف «ذ» مخصوص زبان عربی است نه ترکی؛ در حالی که این مدعیان میان تهی و بیسواد خبر ندارند که شیخ محمود کاشغری هزار سال پیش در کتاب معروف «دیوان لغات­الترک»، بسیاری از لغات اصیلِ ترکی را با حرف ذال نوشته است مثلا: آذُغ: خرس، اَذَت: رییس، یَذلادی: عطر را بو کرد، یِذیدی: بد بو شد، و ... این مدعیان طبل غازی لااقل وقت نمی کنند آن کتاب را یک بار باز کنند و نگاهی به متنش بیندازند.

همچنین این جماعت تحریفگرِ سنگر گرفته در شهرداری ارومیه و سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تبریز و جماعت جولان دهنده در ولایت خودمختار کرج – تهران! که خارج از شمول قوانین مملکت جمهوری اسلامی ایران است! در راستای تحریف و تحقیر زبان تاریخی ترکی و وضع واژه­های جعلی خررنگ کن، واژه عرفانی «عاشیق» (هنرمندان نوازنده و خواننده مردمی آذربایجان که در طول قرون متمادی گذشته خود را عاشق حق، عاشق خدا و عاشق اهل بیت (ع) خصوصاً مولا علی (ع) و عاشق همه زیبایی­های مخلوق خدا معرفی می­کنند) را به شکل جعلی و تحریفی و توهین آمیز «آشیق» می نویسند؛ «آشیق» در زبان ترکی اسم است به معنی استخوانی در پای گوسفند! جماعت تحقیر کننده زبان ترکی، از روی حقه بازی و یا به دلیل بی سوادی ادعا می­کنند: این هنرمندان که در طول تاریخ – مخصوصاً از دوره صفویه - خود را «عاشیق» نامیده­اند اشتباه کرده­اند، اینها عاشیق نیستند، بلکه «آشیق» هستند و خودشان نمی­دانستند! واژه آشیق از ریشه «ایشیق» (روشنی) است! اینان عاشق حق نیستند، بلکه روشنگر هستند و خودشان خبر نداشتند!

البته این ادعا از نظر ادبی و دستور زبان ترکی کاملا نادرست و جهت فریب عوام است. اینان به خیال خود به قصد پاک کردن زبان ترکی از واژه های عربی و فارسی مستعمل در این زبان، دست به هر کاری می زنند و چون برای کلمه عاشیق، واژه ای مناسب ترکی پیدا نکردند، آمدند واژه آشیق (استخوان پای گوسفند) را آن جایگرین کرده و معنی جدیدی بر آن بار می کنند. شاید هم عمدا و به فصد توهین، این واژه بر عاشیقهای آذربایجان اطلاق می­شود. هدف از این جعل قومیتگرایانه آن است که واژه عرفانی - عربی «عاشق» را حذف و واژه جعلی و نادرست «آشیق» را جایگزین کنند چون ترکی است!

نوع دیگر تحقیر و تحریف زبان ترکی در خود الفبای اصیل و تاریخی ترکی، فناتیک کردن و تلفظی نوشتن کلمات عربی و فارسی دخیل در زبان ترکی در ایران است مثلا لفظ جلاله «الله» را «آللاه»، کتاب را کیتاب، امام حسین را «ایمام حوسین»، و همچنین ایمام زامان، علیکوم سالام! و .... و از این مسخره بازیها و تمسخر زبان و فرهنگ یک ملت بزرگ و تاریخی ایرانی.

با عنایت به اینکه زبان ترکی در ایران ناظر و متصدی رسمی و فرهنگستان و آموزش ندارد و رها شده است، تحریف و تحقیر زبان در چاپ آثار بزرگان گذشته، سرسام آور است و برخی راهزنان در کمین نشسته، خودسرانه، دواوین و آثار ترکی شاعران و نویسندگان متقدم و گذشته را با تغییر و شکستن و فناتیک کردن کلمات، چاپ و منتشر می کنند،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم بی خیال این خیانت است و مجوز صادر می کند!

متاسفانه زبان غنی ترکی که زبان مادری میلیونها نفر در ایران است و می تواند فرصتی بسیار طلایی برای تعامل ملی و بین المللی باشد، سازمان و مرکز و متصدی رسمی در کشور ندارد و مسئولان فرهنگی و علمی در دانشگاهها و وزارت آموزش و پرورش و علوم و وزارت ارشاد و ادارات کل و تشکیلات تابعه در استانهای آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و تهران و قم و .... اصلا نه دغدغه دارند و نه در باغند؛ گاه نیز برخوردها شکننده است. لذا هر کس از راه می رسد یا با عمه و خاله و همسایه و همکار و همولایتی خود دعوایش شده، می آید و خود را متصدی و کارشناس «آنا دیلی» و زبان مادری خود جا می زند و با هزار ادا و اطوار خاص جولان می دهند و اغلب ملعبده بازیگران پشت پرده قومیتگرایی و ناسیونالیستی ضد ایرانی واقع می شوند و شروع می کنند به شخم زدن این زبان بی صاحب مانده!

 

تحقیر در منظر سوم

این از یک طرف؛ اما از منظر دیگر، به نظر می رسد شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجلس شورای اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما، رسانه ها، روحانیت، ائمه جمعه و جماعات، تریبونداران و برخی تشکیلات رسمی دیگر باید با زبان ترکی در ایران، به مثابه یک زبان فراگیر و غنی و فرهنگی و عامل ارتباط ملی و بین المللی تعامل کنند نه یک زبان بومی و محلی در حد یک لهجه قومی برای یک قوم و قبیله محدود؛ این دستگاهها شایسته است تمهیداتی جدی تر در این باره بیندیشند و نگذارند که بدخواهان، این فرصت مهم ملی را به تهدید امنیتی و تحقیر یک ملت و فرهنگ تبدیل کنند. نگاه به زبان ترکی در ایران به مثابه یک زبان قومی و محلی، با توجه به غنای فرهنگی آن و کثرت مردمی که به آن زبان تکلم، یک نگاه تحقیرآمیز است که ریشه در دوره حاکمیت پهلوی دارد هنوز هم گاه برخی مسئولان متصدی و سازمانها همان نگاه تحقیرآمیز را دارند و دستهای خان پشت پرده و پشت صحنه هم مترصد فرصت نشسته اند که با سوء استفاده از برخی زمینه های خواسته یا ناخواسته، مقدمه برخی مسایل نامطلوب را فراهم آورند و هر از گاهی معمولا سوژه ای علیه امنیت ملی و در جهت ایجاد اغتشاش در داخل درست می کنند و اغلب از کاه کوهی می سازند که موجب اصلی بروز این ناملائمات در درجه اول مسئولان فرهنگی و گاه سیاسی و امنیتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهرهای کشورند و همگی مسئولیت دارند.

هشدار

مطالبی که در این نوشتار عرضه شد، نه تازه است، نه کشف و نکته ظریفی در آن هست، و نه نویسنده ادعایی دارد، بلکه فریادی تکراری از دردی ساری و جاری در زیر پوست جامعه است، گسل هایی عمیق و خوفناک است که اغلب به علت بی توجهی مسئولان فرهنگی و اجرایی و رسانه ای و علمی و دانشگاهی، به شکل زلزله جامعه را برهم می زند و به دردی غیر قابل علاج تبدیل می شود. این یک هشدار دیگر است از یک تماشاگر که از نزدیک با این مسایل و افراد مدعی و غیر مدعی و علاقمندان به زبان مادری ارتباط دارد، صاحب نظران مسایل فرهنگی و اجتماعی و مسئولان و دلسوزان ملت و فرهنگ این کشور بهوش باشند و از آتشهای زیر خاکستر غافل نباشند! اتفاقاتی عجیب پشت پرده زبان و فرهنگ مخصوصا از این رنگ که گفتیم، رخ می دهد، هوشیار باشید و راهکاری منطقی و تعاملی معقول با این زبان اتخاذ نمایید.

بحث و دغدغه نویسنده از نوع اهانت سطحی در حد «فتیله» و «سوسک» و .... نیست که زعمای قوم تذکر بدهند و دیگران هم حواس شان باشد که مبادا به اقوام توهین و یا تمسخر بشود، مبادا با تحریک احساسات مردم، اختلاف بیندازید و ...؛ بلکه تذکار تکراری یک درد عریق و زخم عمیق است که باید درمان اساسی بشود، نه اوژانسی! اگر آتشی افروخته شود، تر و خشک باهم می سوزد و دودش به چشم همه خواهد رفت! ... والسلام علی من اتبع الهدی


  

 

سنندج، شهری شبیه مکه

مصطفی قلیزاده علیار

از 8 تا 10 شهریور امسال در سنندج بودم در محضر نزدیک به 30 نفر از مسئولان دفاتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه های هنری سراسر کشور؛ حوزه هنری استان کردستان میزبان این نشست مسئولان دفاتر پایداری بود که مسئولان شریف این حوزه – جناب مرادی رئیس محترم حوزه هنری و همکاران مهربان ایشان-  رسم مهمان نوازی مردم غیرتمند و صمیمی و میهن­دوست کردستان را به نحو شایسته­ای به نمایش گذاشتند و همه را شرمنده آداب دانی و مهربانی خویش ساختند، خدایشان خیر دهاد.

من اولین بار بود که سنندج را می­دیدم. محل اسکان­ ما هتل شادی بود. اساتیدی صاحب­نظر و فرهیخته از جمله استاد علیرضا کمری، حجت الاسلام فخرزاده، مدیر کل امور استانهای حوزه هنری جناب مصلحی، و همچنین جناب حسین نصرالله زنجانی که از چهار – پنج سال پیش تاکنون پرچم دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری را بر دوش داشت و از امروز به جناب محمد قاسمی­پور تحویل داد و دیگر کسان ارجمند، حضور داشتند و سخنها گفتند و بهره­ها بردیم. دیدارهایی هم داشتیم از تپه معروف الله اکبر،  پارک جنگلی زیبای «آبیدر» (به حق قطعه­ای از بهشت)، بازار سنتی شهر، موزه دیدنی «خانه کُرد» و آثار ارزنده­اش از جمله نسخه­های قدیمی کتابهای «خمسه» حکیم نظامی گنجه­ای، «مثنوی» مولانا و «کلیات» سعدی و ... شرح و بیان تمام آن محبت­ها و حرمتها از سوی میزبان گرامی و بهره­مندی فکری و فرهنگی و علمی که در باب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و نیز مباحثی که نقد کتاب «حاج عمران» جناب حجت الاسلام سید محمد هاشمی (قبل از چاپ) در این نشست سه روزه ارائه گردید، مجالی دیگر و فرصتی بیشتر می­طلبد. واقعاً روزهای خوبی داشتیم در این سفر، شنیدن و نوشتن کی بُود مانند دیدن! این زمان بگذار تا وقت دگر.

اما برای من از همه جالب­تر و دل­انگیزتر این بود که شهر سنندج (سنه دژ) را شبیه شهر مقدس مکه دیدم، سنندج مانند مکه شهری است ناهموار با تپه­هایی پراکنده در داخلش. قبل از ظهر روز جمعه هفتم شهریور 93 از ارومیه حرکت کردم و بعد از ظهر وارد سنندج شدم؛ اتوبوس داشت از جاده ورودی بلندی به دل شهر و به سوی ترمینال سرازیر می­شد که نمای کامل شهر از همان بلندی به تمامی دیده ­شد و یک لحظه فکر کردم که وارد مکه می­شوم! ... با صدای بلندی گفتم: سنندج چقدر شبیه مکه است! ... راننده با تبسم گفت: آری، حاج آقا!

 

 


93/6/17::: 12:54 ص
نظر()
  

حاجی واقفین عزیز خاطره­سینه

 بیت الله جعفری

مؤمن مبارز مرحوم «حاجی واقف عبدالله­یف» آذربایجان اسلام حزبی­نین معاونی جوما آخشامی گونو 2012 ایل اییول آیی­نین 12 (1391 تیر آیی­نین 22 و 1433 شعبانین 22)، باکی­نین 12 نؤمره­لی حبس­خاناسیندا (زندان شماره 12) شهید ائدیلدیمیشدی. همان گون تهراندا بو خبری ائشیتدیکده آشاغیداکی قیسا شعری بداهة یازیب، او اسلام شهیدی­نین عزیز خاطره­سینه اتحاف ائتدیم

 حیف اولا؛ دینه فدایی «حاجی واقف»گئتدی

ائله انسان، ائله مؤمن، ائله عارف گئتدی

بیر عؤمور قارشی دوران کفره، فساده، ظولمه

حاکم ظولمه اولان دوغرو مخالف گئتدی

گوشه­ی محبسی محراب ائله­ین تانریسینا

دوستاغیندان ابدی عارف عاکف گئتدی

«اسلامین حزبی» مصیبتده عزا ساخلادیلار

جمعه آخشامی او استاد معارف گئتدی

سون نفس لرده ده او گؤرمه­دی اؤز عائله­سین

عائله قالدی حزین، خسته و خائف گئتدی

اولدو « واقف » ابدی حکم حجابین شهیدی

حکم قرآنه اولان قانیله کاشف گئتدی

جعفری باشلا مسلمانلارا باش­ساغلیغی وئر

حیف اولا؛ دینه فدایی «حاجی واقف»گئتدی

                                                              91/4/24


93/4/31::: 1:37 ص
نظر()
  

پخش فیلمهای ضد اسلامی از سیمای جمهوری اسلامی ایران!

مصطفی قلیزاده علیار

شاید حرف تازه­ای نباشد اینکه تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به نام اسلام، به حرکات ضد اسلامی هم دست می­زند مخصوصا در پخش فیلمها و سریالهای خارجی. بالاخص سریالهای کشور ترکیه که عامداً بر اساس تفکر ضد اسلامی عوامل وابسته به صهیونیستها در ترکیه به نام اسلام و مسلمانان و در موضوعات خانوادگی یا اجتماعی مسلمانان ساخته می­شود و اسلام آمریکایی و اسرائیلی یعنی «اسلام اردوغانی» که همان «اسلام داعش» است، تبلیغ می­گردد و بیننده این قبیل فیلمها از هر چه اسلام و منسوب به مسلمانان است متنفر می­شود چرا که پیام صریح این فیملها دو تاست: یکی خرافاتی و غیر منطقی نشان دادن مسلمانان؛ دیگری بی­فرهنگ و بداخلاق بودن ایشان. نمونه­هایش را در چند سال اخیر خیلی از سیمای مثلاً جمهوری اسلامی ایران دیده­اید و دیده­ایم که مثلاً کسی که گنهکار بوده و می­میرد، هنگام دفن، ماری در قبرش پیدا می­شود! و از این صحنه­های اسلام انحرافی و آمریکایی و اسرائیلی و اردوغانی و لائیکی.

نمونه اخیر از این فیلمهای ضد اسلامی که سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت مدیریت جناب عزت­الله­خان ضرخامی از شبکه تماشا به تماشا گذاشته، سریالی به نام «قطره­ای عبرت» است که دعواها و اختلافات خانوادگی مسلمان ترک را به تصویر کشیده که خانواده­ای عروس خود را مورد انواع آزارها و اذیتهای اهانت­بار قرار می­دهد و حتی شوهر این عروس مظلوم او را به کارگاه سفالگری می­برد و به یک ارباب هوسران و چشم­چران می­سپارد و مجبورش می­کند که کار کند و برای شوهرش از هر راهی که شده پول دربیاورد و مادر شوهر هم بنا بر کینه­ای که از خانواده عروس به دل دارد، بیشتر از شوهر آن عروس بدبخت را اذیت می­کند... جالب آنجاست که بر در و دیوار این خانواده بی­فرهنگ و سمتکار، آیات و احادیث اخلاقی آن هم با الفبای عربی و خط خوش – که در این کار هم تعمدی سیاسی نهفته - نصب شده و در زننده­ترین صحنه­ها، این تابلوآیات و تابلو حدیثها آشکارا و عامداً نشان داده می­شود تا به تماشاگر آشکارا القا شود که رفتار مسلمانی یعنی این!

و جالب­تر از آن اینکه شبکه تماشای سیمای جمهوری اسلامی ایران این فیلم پیرو خط هالیوودی را این روزها به مناسبت ماه مبارک رمضان است نشان می­دهد. فکر کنم اگر نیروهای داعش به این شبکه دسترسی داشته باشند، با شوق و ذوق تماشایش کنند! یعنی یکی از فیلم های ضد بیداری اسلامی این سریال می­تواند باشد.

حالا سؤال این است که این سیمای جمهوری اسلامی ایران چرا این فیلمهای ضد اسلامی را نشان می­دهد؟ آیا تعمدی در کار است یا واقعاً کارشناسان محترم مذهبی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این قدر سواد سیاسی و آگاهی اجتماعی و شناخت مذهبی ندارند که دوغ را از دوشاب تشخیص دهند؟! تا کی باید نطام لائیک ترکیه که فرهنگش عموماً در خدمت صهیونیستهاست، مسلمانان و اسلام را مورد اهانت قرار دهد و خرافاتی معرفی کند و سیمای جمهوری اسلامی ایران هم آن را تبلیغ کند و آب در آسیاب دشمن بریزد؟

منبع: سایت «دنیزنیوز»  www.Daniznews.ir


93/4/25::: 8:45 ع
نظر()
  

اندیشه سیاسی امام خمینی

و سازگاری آن با نیازهای عصر جدید

دکتر ابراهیم فتح الهی

یکی از شرایط ماندگاری یک تئوری یا اندیشه سیاسی، سازگاری آن با نیازهای عصرهای مختلف است. اگر یک اندیشه سیاسی، نتواند جوابگوی نیاز های متغیر عصرخود و مقتضیات زمانهای آینده باشد، محکوم به شکست است و بالتبع یا ازبین می­رود، یا حداکثر در لابلای آرشیوهای تاریخ اندیشه سیاسی جای می­گیرد.

امام خمینی به عنوان یکی از شخصیت­های تاثیرگذار در عرصه سیاسی جهان، در نیمه دوم قرن بیستم، با ارائه نظریه حکومت اسلامی و پافشاری بر قابلیت اجرایی آن، مدلی از حکومت دینی را که در تعامل با مردم­سالاری است عرضه کرد و با پشتیبانی ملت، توانست آن­را در میدان عمل و در قالب قانون اساسی جمهوری اسلامی به مرحله­ی اجرا درآورد. این نظام سیاسی بعد از گذشت سی و پنج سال و سپری کردن مراحل تبین، تثبیت و استقرار، و با پشت سر نهادن مشکلات داخلی و خارجی، به عنوان مدلی از یک حکومت، به حیات سیاسی خود ادامه می­دهد. لذا شایسته است میزان کارآمدی و کارآیی آن در اداره امور کشور و تنظیم روابط بین­المللی مورد ارزیابی قرار گرفته و به بوته نقد درآید. علاوه برآن، چنانچه در سطور بالا نیز ذکر شد، باید سازگاری این اندیشه با نیازهای متغیر زمان­های مختلف نیز مورد بررسی قرار گیرد تا ضریب ماندگاری­اش معلوم گردد.

مقدمتاً لازم است مروری اجمالی بر اندیشه سیاسی امام خمینی و دیدگاه­های ایشان که منجر به وقوع انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران شد، داشته باشیم.


1- تئوریزه کردن نظریه حکومت اسلامی

در طول حیات اسلام ، همواره این سوال در بین مسلمانان مطرح بوده است که آیا بدون تاسیس دولت و داشتن تشکیلات حکومتی ، قوانین اسلامی قابلیت اجرایی دارد؟ کسانی که دین را محدود به اعمال عبادی و فردی می­دانستند چندان نیازی به شکل­گیری حکومت دینی نمی­دیدند، در نقطه­ی مقابل، کسانی که به جامعیت قوانین اسلامی معتقد بودند و آن را برای اداره حکومت کافی می­دیدند، همواره در فکر تأسیس حکومت دینی بودند. اما در این میان ارائه­ی یک تئوری جامع و شامل، که بتواند مدلی از حکومت را نیز ارائه دهد، حلقه­ی مفقوده بود. امام خمینی کسی بود که با درک صحیح از موقعیت جهان امروز بحث­های تئوریک حکومت اسلامی را در سالهای اقامت در نجف از سال 1347 شروع کرد و آن را در قالب طرحی به داوری افکار عمومی نهاد. ارائه­ی این تئوری باعث شکل­گیری مبارزات انقلابی، با هدف حاکمیت قوانین دینی شد. به عبارت دیگر می­توان گفت: تدوین مبانی و اصول حکومت اسلامی، توسط ایشان، به مبارزات مردم شکل جدیدی داد و اهداف مبارزه، جنبه­ی عینی به خود گرفته و بحث­های کلی، جای خود را به طرح­های اجرایی و برنامه­های عملی داد.

2-ارائه ی مدل اجرایی برای حکومت اسلامی

نظریه «حکومت اسلامی» که بعدها در قالب نظریه «جمهوری اسلامی» عرضه شد، مدلی از حکومت را ترسیم کرد که در آن، حق حاکمیت ملی، از طریق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی تامین شده و حق انتخاب مردم به رسمیت شناخته می­شود و با توجه به اینکه اکثریت مردم ایران، مسلمان هستند، اسلام و قوانین شرعی به عنوان منبع و منشا قانون در نظر گرفته می­شود. در عین حال حقوق سایر ادیان، فرق و مذاهب نیز، در قانون اساسی به رسمیت شناخته می­شود. در این مدل از حکومت، مشروعیت نظام از قوانین دینی، و مقبولیت آن از خواست و اراده ی ملت ناشی می­شود. این دو قابل انفکاک از یکدیگر نیستند واساساً بدون حضور مردم، حکومت شکل نمی­گیرد. چنانچه بقاء حکومت نیز وابسته به خواست و اراده ی مردم است. امام علی ( ع )با بیان عبارت: « لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر» در نهج البلاغه، به نقش کلیدی مردم در شکل­گیری حکومت اشاره کرده و موضوعیت حکومت را بدون حضور مردم، منتفی می­داند. بنابر این، حکومت مسوولیتی است که از جانب ملت به عنوان امانت به حاکم سپرده می­شود و بدون خواست مردم، حکمرانی بر آن­ها جایز نیست.

3-جهت دادن به مبارزات سیاسی مردم

در نیمه­ی دوم قرن بیستم، یعنی سال­های بعد از جنگ جهانی دوم، که جهان عملاً به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود، مبارزات ملتها عموماً، با حمایت یکی از دو بلوک قدرت، علیه دیگری شکل می­گرفت. در ایران نیز به دلیل وابستگی رژیم شاه به بلوک غرب، برخی از مبارزان، از سوسیالیسم به عنوان علم مبارزه نام می­بردند و معتقد بودند بدون شناخت و اعتقاد به آرمان­های سوسیالیسم نمی­توان با حکومت شاه مبارزه کرد. در چنین فضایی تفکر دینی، ارتجاعی و باز دارنده تلقی می­شد و از طرفی برخی نیز شاه را «سایه­ی خدا» می­نامیدند و مبارزه با او را جایز نمی­شمردند. امام خمینی با درک صحیح از موقعیت آن روز جهان، سعی کرد از اسلام به عنوان محرک و جهت دهنده­ی مبارزات سیاسی بهره بگیرد. چنانچه برخی از دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان نیز مثل مهندس بازرگان و دکتر شریعتی، با تبیین و دفاع از آرمان­های مذهبی درمحیط­های دانشگاهی، کمک بزرگی به این هدف کردند و در نتیجه، زمینه برای حضور و گسترش تفکر دینی در دانشگاه­ها، مهیاتر شد.

4-اثبات کارآمدی تفکر دینی برای اداره سیاسی جامعه

برخی رسالت دین را در جنبه­ی فردی زندگی انسان دانسته و آن را محدود به اعمال عبادی فردی، تهذیب نفس وتزکیه روح می­دانند. در چنین دیدگاهی، دین با دنیای مردم کاری ندارد و مسوول آخرت است. امام خمینی کوشید کارآمدی تفکر دینی را برای اداره ی امور سیاسی جامعه به اثبات برساند و بدین منظور نظام و شیوه ی حکومت جمهوری اسلامی را به رفراندوم گذاشت تا با پذیرش ملت شکل قانونی و اجرایی بگیرد. در این شیوه از حکومت، دین به عنوان منشأ ومنبع قانون است اما قدرت سیاسی از حضور مردم ناشی می­شود و دولت تبلور اراده­ی مردم است. مدیران منتخب افراد جامعه بوده و مجری اراده­ی عمومی می­باشند. فرد مدیر در برابر قانون و خواسته­های عمومی مسوول است و در قبال اعمالی که انجام می­دهد پاسخگوست.

5-رد ناسازگاری تفکر دینی با تمدن جدید

سابقه­ی ناخوشایند حاکمیت دین بر ارکان زندگی مردم در قرون وسطای اروپا، و حاکمیت طبقاتی روحانیون کلیسا بر شؤون اجتماعی مردم در آن دوره، موجب شد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، خیلی­ها نسبت به سازگاری نظام جمهوری اسلامی با نیازهای انسان امروزی، نگرانی­هایی را ابراز کنند، بخصوص در نزد مردم اروپا تصویری مبهم از نظام جمهوری اسلامی ترسیم شد و در مجامع علمی و دانشگاهی غربی به دیده­ی شک و تردید بدان نگریستند. همچنین طرفداران نظریه­ی جدایی دین از دولت نیز، نسبت به تکرار خاطرات تلخ قرون وسطی هشدار دادند. امام خمینی سعی کرد با مطرح کردن چهره ی تمدنی اسلام، آن را به عنوان یک مکتب پیشرو و سازگار با تمدن به جهانیان معرفی کند. لذا صراحتا در مصاحبه­هایی که در پاریس انجام می­داد احترام به قواعد بین­المللی و تعامل با جهان را مورد تاکید قرار داده و همچنین آزادی­های اساسی از جمله آزادی بیان، آزادی مطبوعات و احترام به حقوق سایر ادیان را بارها و بارها اعلام کرد و بعداً نیز به عنوان اصول قانون اساسی به رفراندوم عمومی گذاشته شد تا با تایید ملت شکل اجرایی پیدا کند.

6-هدیه جمهوریت و تفکر جمهوری به کشور ایران

بعد از رنسانس اروپا و تغییر فضای فکری جوامع بشری، آرام آرام اندیشه­های سیاسی جدیدی شکل گرفت و مباحثی از قبیل حق انتخاب، آزادی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، حقوق شهروندی، حاکمیت ملی، نظام پارلمانی و تاسیس مجالس قانون گذاری، شکل­گیری احزاب سیاسی، حق نظارت مردم بر کار مسوولان، پاسخگو بودن مدیران و رهبران در برابر قانون، استیضاح هیات حاکمه و مسوولان اجرایی توسط نمایندگان منتخب ملت، توزیع عادلانه امکانات اجتماعی، انحصاری نبودن حاکمیت در دست طبقه­ای خاص، مساوی بودن همه ی افراد در برابر قانون، احترام به حقوق اجتماعی مردم، عدم محرومیت از امتیازات اجتماعی به خاطر اعتقادات، آزادی بیان و مطبوعات، نقد پذیری دولت و هیات حاکمه و ... در جوامع بشری شکل گرفت و روشنفکران ملتهای مختلف کم و بیش به این مباحث پرداخته و نظریه های گوناگونی را در هریک از موارد مذکور مطرح کردند. این در حالی بود که هنوز در ایران، سلسله پادشاهان حکومت می­کردند و قدرت به صورت موروثی از پدران به پسران منتقل می­شد. شاهان با اختیار کامل فرمانروایی می­کردند بدون اینکه از قانون تمکین کنند یا خود را در برابر قانون مسوول بدانند. در چنین فضایی مردم نیز رعایای شاه فرض می­شدند که جز تبعیت از شخص پادشاه و کارگزاران او چاره­ای نداشتند. قرن بیستم به سالهای پایانی نزدیک می­شد و هنوز از تفکر جمهوری در ایران خبری نبود. وقوع انقلاب اسلامی در ایران ، نقطه­ی پایانی بود بر سلسله پادشاهانی که در بیش از دو هزار سال بر کشور ایران حکومت کرده بودند. آری بزرگترین هدیه­ی انقلاب اسلامی به مردم ایران تاسیس نظامی مبتنی بر مردم سالاری و جمهوریت بود.

7-تضمین مشارکت مردم در سرنوشت ملی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، در اولین زمان ممکن ، ساختار و شکل نظام سیاسی کشور به رفراندوم گذاشته شد و بعد از تصویب مردم ، قانون اساسی کشور توسط منتخبین ملت نوشته و مجددا به رفراندوم گذاشته شد. بر اساس اصول مصرح قانون اساسی، مجلس قانون گذاری و قوای اجرایی کشور با رای مردم تعیین می شود. و نهادهای نظارتی،بر کار مسوولان و مدیران جامعه نظارت می کنند. مراجعه مکرر به آرای عمومی، حهت تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، مجلس خبرگان و شوراهای شهر، از جلوه های حاکمیت ملی و مشارکت سیاسی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی جامعه است.

8-اثبات عدم تناقض ذاتی بین تفکر دموکراسی و دینداری

برخی فکر می کنندبا پذیرفتن اسلام به عنوان قانون حاکم بر نظام سیاسی ایران،نمی­توان به دموکراسی ونظام پارلمانی و انتخاباتی پایبند بود، و این دو با هم در تعارض هستند. تجربه سی و پنج سال نظام اسلامی در ایران در برگزاری بیش از سی انتخابات می تواند بی پایه بودن این ادعا را اثبات نماید. ومی توان گفت نظام سیاسی اسلامی ، بستر مناسبی را برای مشارکت مردم فراهم آورده است. به عبارت دیگر حفظ محتوای اسلامی و حاکمیت بخشیدن به قوانین دینی، منافاتی باشکل گیری حکومت بر اساس نظر و رای مستقیم مردم و اتخاذ شیوه دموکراسی در تاسیس حکومت ندارد. یعنی جمهوریت با اسلامیت ناسازگار نیست و می توان دموکراسی را با دینداری پیوند داد. البته تبیین صحیح موضوع و عمل درست به آنچه ادعا می­شود می­تواند خیلی از تردیدها و تشکیک­ها را برطرف نماید. برای روشن شدن موضوع ، بهتر است قدری در باب جمهوریت و نظام دموکراتیک سخن بگوییم.

آنچه امروزه از آن به نام نظام دموکراتیک نام برده می­شود دارای ویژگی­هایی به شرح زیر است:

- در نظام های مبتنی بر دموکراسی، قدرت سیاسی از حضور مردم ناشی می­شود.

- دولت، تبلور اراده ی مردم است.

- مدیران مجری اراده و فرمان مردم هستند.

- حاکم در برابر قانون و خواسته های عمومی پاسخگو است.

- تبلور جمهوریت در نظام پارلمانی و انتخابات است.

- نهادهای نظارتی، امر نظارت بر کار مسوولان جامعه را بر عهده دارند.

- احزاب سیاسی به عنوان اهرم کنترل اجتماعی و وجدان بیدار جامعه، هیات حاکمه را به چالش و نقد می کشند.

-مطبوعات مستقل بوده و فضای نقد در جامعه حاکم است.

خوشبختانه موارد مذکور در فوق، در بسیاری از مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی انعکاس یافته و در اصول مصرحه قانون اساسی علاوه بر تاکید بر حق حاکمیت ملی وتعریف و تضمین آزادیهای اساسی، حق انتخاب سرنوشت سیاسی به دست مردم سپرده شده است.

البته میزان پایبندی هر حکومت در هر دوره ای به موارد مذکور ، بیانگر تعلق آن دولت به تفکر دموکراسی است. در غیر اینصورت باید فرهیختگان و روشنفکران جامعه در آفریدن فضای لازم برای رشد دموکراسی تلاش کنند. و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان نظارت همگانی بر هیات حاکمه، جدی تلقی کرده و بر آن پافشاری کنند.

آسیب شناسی نظام اسلامی

هر نظام سیاسی ممکن است در میدان عمل با مشکلات و کاستی هایی روبرو شود، لذا معمولا بعد از سپری شدنیک دوره ی بیست ساله می­توان با نگاهی نقادانه به آسیب شناسی آن پرداخت و مشکلات و کاستی ها را از میان برداشت. به شرطی که این نگاه، به دور از تعصب و جانبداری بوده و به قصد اصلاح، رشد و ارتقاء صورت پذیرد.

به نظر نگارنده تامل در نکات زیر می تواند در آسیب شناسی نظام اسلامی راهگشا باشد:

1-از تئوری تا عمل، فاصله زیاد است.

بعد از تبیین نظریه ، گام بعدی بررسی امکان اجرایی آن و ضمانت های اجرای قانون است. اینکه در میدان عمل و در برنامه ریزی های مدیریتی کشور به چه میزان به اهداف ترسیم شده در قانون اساسی جامه عمل پوشانده ایم ، جای تامل و بررسی دارد.

هرچند عملی نشدن یک نظریه یا عدم امکان اجرایی آن به دلیل موانع عدیده ، از نظر منطقی به استحکام آن نظریه خدشه ای وارد نمی کند اما معمولا کارآمدی و قابلیت اجرایی یک اندیشه سیاسی در میدان عمل ، معیار قضاوت دیگران قرار می گیرد . علاوه بر آن خیلی از افراد، توجهی به بحثهای تئوریک و آکادمیک نداشته و میزان توفیق و کارآیی یک سیستم را معیار قضاوت خود قرار می دهند.

از طرفی هم می دانیم که بهترین نظریه ها ی سیاسی آنهایی هستند که از انسجام لازم برخوردار بوده ودر میدان عمل به تغییر و تحول مثبت در زندگی مردم منجر شوند. نمی توان از مردم انتظار داشت که یک تئوری را به خاطر ثواب و پاداش آخرتی آن بپذیرند هرچند نتواند در میدان عمل زندگی دنیایی آنها را آباد کند. بنا بر این تایید یک نظریه به معنای نادیده گرفتن سوء مدیریت برخی از مدیران نیست. علاوه بر آن به این نکته هم باید تاکید کرد که سوء تدبیر و بی برنامگی و فقدان استراتژی در برخی امور را نمی توان به حساب اصل نظریه گذاشت . ولی به هر حال وظیفه ی کسانی که به اصل انقلاب وفادار بوده و به نهضت جهانی اسلام می­اندیشند درساختن جامعه ای نمونه به عنوان الگوی سایر ملتها ، بسی سنگین است. مردم جهان نیز منتظرند کارآیی و کارآمدی نظام سیاسی برخاسته از نظریه­ی حکومت اسلامی را ببینند و بدان افتخار کرده و تأسّی کنند.

2-مشکلات مدیریتی و اجرایی کشور

نظام اداری کشوردر سالهای قبل از انقلاب به دلیل گرفتاری در بوروکراسی، از چابکی لازم برخوردار نبود و نتوانست در اجرایی کردن اهداف انقلاب، انتظارات انقلابیون را برآورده کند لذا با تاسیس نهادهای انقلابی بخشی از اهداف انقلاب به آنها سپرده شد. بعدها برخی از نهاد های انقلابی مثل جهاد سازندگی به ادغام در وزارتخانه های دیگر تن داد. این ادغام که با تصویب نمایندگان مجلس صورت گرفت یا به دلیل رفع ضرورت بود یا صلاحدید جدیدی، مد نظر بود. اما آنچه مسلم است مشکلاتی بر سر راه مدیریت اجرایی کشور وجود دارد که دولتهای مختلف نیز بعد از انقلاب سعی در حل آنها داشته اند، اما میزان توفیق هریک از آنها در جلب رضایت مردم، نیاز به تامل و بررسی دارد.

3-فراموش کردن عدالت اجتماعی وبسنده کردن به ظواهر

یکی از مشکلات این است که با بسنده کردن به بعضی تغییرات ظاهری از اصلی­ترین هدف انقلاب اسلامی که عبارت از توسعه عدالت اجتماعی بود، غفلت کنیم. قطعا مردم جهان انتظار دارند که تمدنی نمونه و مبتنی بر عدالت اسلامی را شاهد بوده و به عنوان الگویی جهان­شمول آنرا به کار ببندد. پاسخ­گویی عملی به این انتظارات وظیفه­ی همه ی انقلابیون است.

4-فقدان استراتژی در اقتصاد ملی

اقتصاد مایه­ی قوام اجتماع است. جوامع بشری از طریق تلاش اقتصادی به حیات خود ادامه می­دهند. امروزه رقابت اصلی ملتها بر سر منافع اقتصادی است. بنابراین داشتن یک استراتژی برای تعیین خط مشی اقتصادی کشور از ضروری ترین مسائل است تا در نتیجه مردم بتوانند برای فعالیت های اقتصادی خود برنامه ریزی کنند. در غیر اینصورت انرژی و سرمایه های مردم هدر رفته و پیشرفت کشور، دچار رکود می شود. تعیین سهم دولت برای دخالت در اقتصاد و میزان آزادی عمل مردم در تجارت، تولید، صادرات و واردات از مقوله­هایی است که به دلیل تصمیم­های متغیر دولت­های مختلف و قوانین متعارض، هنوز تصویر روشنی ندارد. لذا مردم، دچار سردرگمی شده و در رفتارهای اقتصادی خود نمی­توانند تصمیم درستی اتخاذ کنند. این مساله سرمایه­گذران خارجی را نیز دچار شک وتردید کرده است. اقتصاد ایران نیاز به شکوفایی دارد و اگر استراتژی آن مشخص شود ، می­تواند به اقتصاد اول منطقه تبدیل شود.

5- جناح بازی­های بی­حاصل و حذف مدیران نخبه از سیستم مدیریت

در جوامعی که به شیوه ی دموکراسی اداره می شوند، چرخش قدرت امری طبیعی است. در هر انتخاباتی احزاب پیروز مسوولیتهای کلیدی دولت را برای مدت معینی در اختیار می گیرند، اما بدنه مدیریتی جامعه که عناصری با تجربه و متخصص هستند معمولا در دولت های مختلف به کار خود ادامه می دهند . آنچه بعد از هر انتخابات تغییر می کند سیاستها و خط مشی هاست و لزوما نباید همه ی مدیران اجرایی تغییر کنند. یکی از آسیب ها این است که بعد از برگزاری هر انتخابات، سیستم مدیریت میانی را به دلیل همسو نبودن برخی از مدیران با احزاب پیروز از گردونه مدیریت خارج کرده و در نتیجه جامعه را از تجربه و تخصص آن ها محروم کنیم.

6-عدم ترسیم آینده ی روشن برای تحصیلکردگان

معمولا یکی از شاخص­های توسعه در هر جامعه­ای، آمار فارغ­التحصیلان دانشگاهی است. اما اگر برنامه­ریزی­های درست انجام نپذیرد ممکن است همین موضوع به یکی از معضلات اجتماعی تبدیل شود. جامعه امروز ایران به دلیل برخورداری از تعداد قابل توجه جوانان دانشگاهی، پتانسیل خوبی برای رشد و توسعه دارد. ولی فراموش نکنیم که همت دولتها در به کارگیری صحیح و اصولی آنها، از نخستین شرایط توسعه است. در غیر این صورت شاهد خروج نخبگان و یا دلسری و افسردگی نسل جوان خواهیم بود.

منبع: سایت «دنیزنیوز» www.Daniznews.ir


93/3/14::: 12:57 ع
نظر()
  
   1   2   3   4   5   >>   >