سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و در دعا هنگام باران خواستن گفت : ] خدایا ما را سیراب ساز به ابرهاى رام به فرمان ، نه ابرهاى سرکش خروشان [ و این از گفتار فصیح عجیب است ، چه او ابرهاى با رعد و برق همراه با بادها و آذرخشها را به شتران سرسخت همانند فرموده است ، که بار از پشت بیفکنند و در سوارى دادن سرکشى کنند ، و ابرهاى تهى از رعد و برق ترسناک را به شتران رام تشبیه کرده است که شیرشان را به آرامى مى‏دوشند و به آسانى بر پشتشان نشینند . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، شاعر ، دنیزنیوز ، حوزه ، هنری ، حسین ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، حاج ، ایران ، فارسی ، باکو ، قرآن ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، کتاب ، عاشیق ، اکبر ، شهریار ، انقلاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، رضا ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، نامه ، مهدی ، حوزه هنری ، حمید ، صادق ، فاطمه ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، نارداران ، مقاله ، عاشورا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، کربلا ، همایش ، واقف ، ترکیه ، بسیج ، بیت ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، ادبی ، در ، عراق ، صابر ، شهر ، شامی ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، اسدی ، آیت الله ، امام حسین ، هنرمندان ، ورزقان ، هفته ، مردم ، موسیقی ، نقد ، قم ، محمود ، کانون ، امام خمینی ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حافظ ، حجاب ، حسنی ، حسن ، تاریخ ، سال ، رستمی ، شیخ ، عکس ، فرهنگی ، فرهنگ ، فضولی ، عید ، عشق ، سیاسی ، رمضان ، زبان ، سلیمانپور ، شاعران ، سوریه ، ترجمه ، تهران ، به ، حاج علی اکرام ، ایرانی ، آمریکا ، وبلاگ ، واحدی ، نویسنده ، مدح ، محفل ، مجلس ، مجتبی ، میرزا ، مرثیه ، مصر ، آمریکا ، آراز ، احمد ، استاندار ، اکرام ، حیدر ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، سلبی ناز ، روز ، زندگی ، زینب ، رضوانی ، دو ، داستان ، صراف ، عظیم ، علی یف ، علیزاده ، علمیه ، علمدار ، فتح الهی ، فرانسه ، فلسطین ، فیلم ، شاهرخ ، شجاع ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، زلزله ، پیام ، بهمن ، حزب ، جواد ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، آثار ، مطبوعات ، مشهد ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، نویسندگان ، هفته نامه ، هنر ، وطن ، ولی ، یاد ، هادی ، نوروزی ، نماز ، قیام ، کرکوک ، محسن ، مثنوی ، ماه ، مایل ، ملی ، آذری ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، حضرت ، بهرامپور ، بعثت ، روزنامه ، رهبری ، سعدی ، رباعی ، رزم آرای ، دینی ، دانشگاه ، شب ، غدیر ، غفاری ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، صمداف ، صادقپور ، صدر ، طلعت ، طلاب ، خوی ، دوزال ، رهبر ، بیداری ، تبلیغات ، حمایت ، حماسه ، حاجی زاده ، جعفری ، توهین ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، الله ، از ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، منظومه ، مسلمان ، مراغه ای ، مسئولان ، موعود ، موسی ، ماهر ، محمدی ، هریس ، یادداشتهای ، وفات ، یحیی ، یک ، کردستان ، کربلا ، نوروز ، نمایندگان ، وحید ، مایل اوغلو ، گرمان ، مولانا ، میلاد ، نباتی ، مسجد ، مرگ ، مرسی ، مسئول ، معلم ، آغری ، آذربایجانی ، اسلامگرایان ، اسماعیل ، ارمنستان ، ارمنی ، ارزشها ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :304
بازدید دیروز :364
کل بازدید :2166693
تعداد کل یاداشته ها : 879
99/1/9
8:23 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هم نفس ►▌ استان قدس ▌ ◄ سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید نغمه ی عاشقی جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است ساده دل سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

اینجا ترکیه است، صدای جمهوری اسلامی ایران!

یادداشت های سفر به ترکیه – 5

مصطفی قلیزاده علیار

                                                   

 دوستان فیض طلب

شب رفتیم به اتاقهامان. من به هوای اینکه از لپ تاب یکی دو تا از همسفران استفاده کنم و سری به اینترنت بزنم، به اتاق ایشان رفتم، ولی اتاق شلوغ بود و همسفران محترم به سی دی عزاداری ماه محرم تماشا می کردند،

گفتم من می توانم از دستگاه شما چند دقیقه ای استفاده کنم، گفتند: نه، ما از این لحظات شب دوم محرم فیض می بریم و ثواب می طلبیم، نمی توانیم دستگاه را در اختیار شما بگذاریم که استفاده کنید و از اخبار و اطلاعات خبری روز آگاه شوید...

خلاصه حرف این آقایان حاجی و مشهدی و کربلایی و روضه خوان سید الشهدا (ع) و دوستدار محرم و از حرفها و ادعاها، این بود که: برو فکری به حال خودت بکن، مزاحم فیض یابی ما نشو، ما خلوتی داریم با خویشتن! همین.

البته باز هم ناز شصت غیرت سرکار خانم اسمی که گفت لپ تاب من در اتاقم است و می توانم در اختیار شما بگذارم ... تشکر کردم و گفتم: ممنون از لطف شما.

اردوغان در مصر

برگشتم به اتاق. ساعت 30/11 شب به وقت ایران بود. ابراهیم آقازاده روی تختخوابش داشت چیزی می نوشت. من هم نشستم پای تماشای شبکه T.R.T     تلویزیون ترکیه. نوبت پخش اخبار بود. گزارش سفر امروز رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به مصر به صورت زنده و مستقیم پخش می شد....

لطفاً بقیه این نوشته و متن کامل قسمت 5 از یادداشت های سفر به ترکیه (اینجا ترکیه است، صدای جمهوری اسلامی ایران) را که در شماره 29 دو هفته نامه «دنیز» در تاریخ 21/11/91 در ارومیه چاپ شده، در سایت دنیزنیوز بخوانید: www.daniznews.ir


91/11/24::: 11:15 ع
نظر()
  

 اینجا ترکیه است، صدای جمهوری اسلامی ایران!

یادداشت های سفر به ترکیه - 3

مصطفی قلیزاده علیار

شنبه 27 آبان 91

نمازخانه مهمانسرای پلیس آغری در وقت نماز صبح به طور نسبی مشتری خوبی داشت، هم اغلب همسفران ما در آن دوگانه ای به درگاه یگانه گذاردند با سر و صدای مألوف مشتری جلب کنی! و هم خود نفرات مهمانسرا که تک و توکی می آمدند، دست بسته و آرام نمازشان را می خواندند و دستی به آسمان برداشته ... و می رفتند.

سر میز مقامات

قرار صبحانه ساعت 8 به وقت ترکیه - 30/9 به وقت ایران بود در رستوران طبقه همکف مهمانسرا. قبل از آن من و ابراهیم آقازاده در محیط مهمانسرا قدم زدیم. آفتاب همه جا را روشن کرده و کاملا بالا آمده بود ولی هنوز هوای سرد پوست آدم را می کند. نفس ها در هوا پیدا بود و دهها پلیس با بیش از ده دوازده خودرو در جلو مهمانسرا همینطوری می پلکیدند و نشان می داد که انگار کاری مهمی در شرف انجام است!... بعد معلوم شد که استاندار آغری می آید تا با مقامات ایرانی ما صبحانه کاری بخورند!

ما همانطور که قدم می زدیم مقام تشریفات گفت: بفرمایید حاج آقا، بفرمایید برای صرف صبحانه، همه چیز آماده است، لطفاً بفرمایید... خلاصه ما دو نفر هم بی هیچ تعارفی تپیدیم تو و با رعایت آداب و ارکان نشستیم سر میز بزرگ بیضی شکل در وسط رستوران، که آماده و پربود از انواع اغذیه، نان و تخم مرغ و شکر و نان روغنی و پنیر و کره ... اما من مشکوک شدم که آیا این میز واقعاً برای ما چیده شده؟!     ....

لطفاً متن کامل یادداشت های سفر به ترکیه - قسمت سوم را در دو هفته نامه «دنیز» شماره 27 مورخ 18/10/91 و یا در سایت « دنیزنیوز» ( www.daniznews.ir   ) بخوانید

 


  

اینجا ترکیه است، صدای جمهوری اسلامی ایران!

یادداشت های سفر به ترکیه

بخش دوم

مصطفی قلیزاده علیار

امکانات داخل اتاقها

برگردیم به داخل اتاقهای مهمانسرای پلیس آغری؛ تلویزیون رنگی کوچکی بود با کانال های متعدد و همه جور فیلم و تبلیغات و برنامه های متنوع از اخلاقی و دینی و سکسی و نیمه سکسی و خانوادگی و سیاسی و اخبار و اجتماعی و خوب و بد و بنجل و وطنی و غربی و شرقی و مسجد و میخانه و ... و اغلب مزخرف که ایرانی جماعت در داخل ایران با دستگاه و دیش و ماهواره و هزار دوز و کلک دیگر و با هزار ترس و لرز، آنها را تماشا می کنند، اما آن شب ما به راحتی دیدیم در اتاق 218، بی هیچ اضطراب و پنهانکاری و ترس از مأموران انتظامی وغیره.

حمام هم آب گرمش البته بی هیچ معطلی می آمد هر چند در آن دو شبانه روز ما دو نفر اصلاً استحمام نکردیم نه من و نه آقازاده. توالت داخل اتاق ها فرنگی بود که آقازاده به هیچ وجهی از وجوه و تحت هیچ شرایطی، به آن داخل نشد و عند الضروره یک راست به طبقه اول و حوزه سنتی می رفت! ... من اما اغلب اوقات در همان فرنگی داخل اتاق رفع و رجوع می کردم، با رعایت تمام موازین شرعی و اصول بهداشتی مثلاً!...

یک موضوع دیگر هم برای من و دیگر همسفران توالت سنتی - ایرانی این مهمانسرای دولتی ترکیه خنده دار و خاطره انگیز بود و آن اینکه در این توالت سنتی آفتابه و شیلنگ وجود نداشت، یک پارچ آب کوچک پلاستیکی گذاشته بودند که به اندازه یک لیوان آبخوری ظرفیت داشت! حالا با آن کجایت را می توانی پاک کنی؟!... لذا همه همسفران محترم در آن دو روز دلشان برای آفتابه های خانگی ده پانزده سال پیش لک زده بود، بعضی ها هم می گفتند کاش یک متر شیلنگ با خود می آوردیم ... گرچه در ادارات ما هنوز هم این آفتابه حضور دارد، برای نمونه نمی دانم راهتان به استانداری استان خودمان افتاده یا نه! ...

در دستشویی های مهمانسرای پلیس آینه های بزرگ دیواری نصب کرده بودند، مایع دستشویی هم به حد کافی بود و هم یک خروار دستمال کاغذی ضخیم گذاشته بودند تا دلت بخواهد.

از یخچال و مواد رنگارنگ پذیرایی که معمولاً در هتل های ما – مخصوصاً برای مهمانان خارجی - هست، خبری نبود، حتی آب معدنی و دستمال کاغذی و دیگر لوازم ضروری هم نگذاشته بودند! احتمالاً دستمال کاغذی اتاق ها را هم در همان توالت ها و دستشویی های عمومی سنتی انبار کرده بودند...

دومین حال گیری

این که در بعضی اتاقها یخچال و اسباب پذیرایی نبود یا بعضی اتاقها یخچال داشتند اما در داخلشان باد می وزید یعنی که خالی خالی بود و از مهمانان ارجمندی چون ما شرمنده بودند! برای ما غیر مدیران چندان مسأله ای نبود، اما برای مدیر کل ها و فرمانداران همسفر ما مسأله ای شده بود واقعاً! چرا که این بندگان خدا وقتی مهمانانی رسمی و دولتی از ترکیه وارد می شود، هم بهترین هتل شهر و دیارشان را در اختیار آنان می گذارند و هم پذیرایی های سانتی مانتال و فانتزی و اسراف آمیز از جیب بیت المال مسلمین و غیر مسلمین شهر و دیارشان سخاوتمندانه حاتم بخشی می کنند ... (خودشان در آنجا می می گفتند البته) اما حالا که این برخورد خفت آور طرف مقابل را می دیدند، حساب دستشان آمده بود که « ای دل غافل! تا حال عجب اشتباهی کرده ایم ها، انگار واقعاً حساب، حساب است و کاکا برادر!»!... 

لطفاً بقیه مطلب را در سایت دنیز نیوز ( www.daniznews.ir) بخوانید

  


91/9/24::: 1:35 ص
نظر()
  

گلمیشم «یحیی کمال» اؤلکه سینه ...

بله، با این مصراع استاد شهریار - رحمه الله علیه - اشاره می کنم که دو روز ( 27 و 28 آبان 91) در همراهی تنی چند از همکاران رسانه ای در شهر «آغری» ترکیه بودم اما درست مثل شهریار در خیال خود در ترکیه بودم! نه شهری دیدیم، نه شهروندی و نه جغرافیایی از دیار شاعران بزرگی مثل یحیی کمال و محمد عاکف و ... در معیت یک گروه کاری ( چهارمین اجلاس همکاریهای استانداران مرزی ایران و ترکیه) اینور و آنور دویدیم - کاملاً بیخود و بی جا- و خسته و کوفته با آنها بازآمدیم،  شب رفتیم و شب برگشتیم و حتی نشد که یک لحظه عظمت و هیبت افسانه ای و حیرت انگیز قله سر به آسمان کشیده «آغری» مشهور به آرارات را ببینیم، در تارکی از دامنه اش گذشتیم  یاد این بیت مشهور افتادم که:

افسوس کی یاریم گئجه گلدی، گئجه گئتدی

  هئچ بیلمدیم عمروم ئجه گلدی، نئجه گئتدی!

 گزارش این سفر بیخود و بیجا را و ایضاً تأمّلاتم را اگر خدا بخواهد به زودی می نویسم. یا علی!

 


91/8/29::: 9:3 ع
نظر()
  

جایی که سوراخ دعا گم می شود!

در حالی که بیش از 22 سال است بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان جنگ برپاست و بیش از 20 در صد اراضی آذربایجان در اشغال ارتش ارمنستان مانده، اتفاقات عجیبی در منطقه رخ می دهد، از یک سو دولت آذربایجان یک طرفه بر طبل صلح با ارمنستان اشغالگر می کوبد و از آن طرف رئیس جمهور ارمنستان اعلام برگزاری مانور نظامی در سرزمین اشغالی قره باغ می کند! .. این از این؛ اما شگفت تر اینکه در این حیص و بیص، سایت های آذری خبر می دهند دو نفر تبعه آذربایجان که در صف تفنگ به دستان مخالف سوریه بر ضد دولت بشار اسد می جنگیدند، کشته شده اند( سایت مدیا فروم 31 اکتبر 2012 و ...)

خب، لابد شما اگر تعجب هم نکنید، به عنوان یک انسان سؤال می کنید که آخر وقتی بخشی از خاک آذربایجان در اشغال دشمن است، این اتباع آذری به جای جنگ در قره باغ با طرف اشغالگر ارمنی، در سوریه چه کار می کنند؟ آیا جنگ بر ضد دولت سوریه برای آذربایجانی ها مهم است یا جنگ با اشغالگران قره باغ؟! راستی برای شما این سؤال مطرح نیست؟ هان؟

حالا سؤال دیگر این است که چه کسانی این آذری های غیرتمند و وطن پرست! را به جای قره باغ، به سوریه اعزام می کنند و حتی چنان شارژشان می سازند که در راه آزادی سوریه – مثلاً - از شرّ دولت رسمی بشار اسد، جانشان را هم می دهند اما در راه آزادی سرزمین خودشان از اشغال ارمنی، ککشان هم نمی گزیده و بی خیال بوده اند؟! راستی چه غیرت ملی آتشینی داشته اند این جانبازان آذری جنگجو در صف آشوبگران سوریه و قبلاً در عراق و افغانستان!! و ... آفرین، زهی، خهی، احسن و چیزهای دیگر!

واقعاً وقتی سوراخ دعا گم می شود، دست انسان به چه جاهای باریک و تاریکی می رسد!

پناه بر خدا!

البته معلوم است که وقتی راهزنان سیاسی آمریکا و صهیونیست از طریق دولتهای ترکیه و عربستان و قطر و بحرین و مصرِ مُرسی و ... تمام توانشان را برای اسقاط دولت بشار اسد، بسیج کرده اند، بی شک چنین سربازانی را هم از اینجا و از آنجا دست و پا می کنند و در راه آرمان های شیطانی خود فدا می سازند.

وقتی خواسته های صهیونیستها و غربی ها در مملکت نفت خیزی مثل آذربایجان حاکمیت دارد، سرمایه های مادی آن مملکت اشغال شده در راه اجرای برنامه های فرهنگی غیرت افزایی مثل یورو ویژن هدر می رود! و سرمایه های انسانی اش هم در صف تروریست های سوریه و عراق و افغانستان پامال می گردد و آزادی قره باغ هم به راحتی در شعار بی خاصیت صلح یک طرفه فراموش می شود و ... زیاده عرضی نیست!

 


91/8/12::: 12:58 ص
نظر()
  
   1   2   3      >