سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
هرگاه تو را به خداى سبحان نیازى است در آغاز بر رسول خدا ( ص ) درود فرست ، سپس حاجت خود بخواه که خدا بزرگوارتر از آن است که بدو دو حاجت برند ، یکى را برآرد و دیگرى را باز دارد . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، مصطفی ، قلیزاده ، غربی ، ترکی ، امام ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، حمیدی ، اسلامی ، هنری ، محمد ، غزل ، فارسی ، ایران ، حاج ، قرآن ، کتاب ، باکو ، اسلام ، نشریه ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، شهریار ، سایت ، نخجوان ، سید ، شهید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، ادبیات ، انقلاب ، خمینی ، فخری ، اسرائیل ، پیغمبر ، تصویر ، جمعه ، حمید ، صادق ، دفاع ، رضا ، مهدی ، مقدس ، حوزه هنری ، پیامبر ، اکبر ، اهر ، بهرام ، فاطمه زهرا ، فاطمه ، عاشورا ، نارداران ، نامه ، مقاله ، کربلا ، عکس ، عراق ، زهرا ، بسیج ، ترکیه ، ترکیه ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، امام حسین ، ادبی ، آیت الله ، خامنه ای ، خدا ، بیت ، زن ، شامی ، دوستی ، در ، صابر ، شهر ، شیخ ، قم ، رستمی ، حسن ، جنبش ، جشنواره ، حافظ ، اسدی ، امام خمینی ، نقد ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، محمود ، ایرانی ، آمریکا ، حاج علی اکرام ، حسنی ، حجاب ، خاطرات ، به ، ترجمه ، تاریخ ، تهران ، رمضان ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، سال ، سعید ، فرهنگ ، عید ، عشق ، صراف ، علی یف ، عظیم ، فرهنگی ، زینب ، زبان ، سلبی ناز ، سلیمانپور ، روز ، رضوانی ، دو ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، مجتبی ، مجلس ، مرثیه ، مصر ، میرزا ، مهدی موعود ، مطبوعات ، نویسندگان ، نویسنده ، مشهد ، محمداف ، کانون ، هفته نامه ، هفته ، وطن ، ولی ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، حزب ، جواد ، پیام ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، داستان ، شاهرخ ، شجاع ، زلزله ، زندگی ، فتح الهی ، فرانسه ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فضولی ، فلسطین ، فیلم ، قیام ، غدیر ، علمدار ، غفاری ، سعدی ، دانشگاه ، رزم آرای ، رهبری ، دینی ، رباعی ، بعثت ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، آثار ، آزادی ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، یاد ، هنر ، کرکوک ، ماه ، محسن ، محفل ، مثنوی ، هادی ، نماز ، نوروزی ، ملی ، منظومه ، موعود ، موسی ، هریس ، محمدی ، مسلمان ، مراغه ای ، یادداشتهای ، وفات ، انجمن ، امین ، انتخابات ، امام زمان ، ارشاد ، اخلاق ، آران ، آغدام ، آیت الله خامنه ای ، آذری ، حضرت ، حماسه ، حاجی زاده ، بیداری ، تبلیغات ، توهین ، دوزال ، رهبر ، روزنامه ، خوی ، شب ، فارس ، فرزند ، علامه ، صدر ، صادقپور ، عرب ، عرفان ، طلاب ، طلعت ، صمداف ، عابدینی ، عاشیق ها ، صابونی ، شیعه ، شیراز ، شوروی ، صلاحلو ، شهردار ، شهادت ، علیرضا ، غلامعلی پور ، قربانی ، قاراباغ ، سهلاب ، سریال ، خلیل ، دفاع مقدس ، درویش ، دنیز نیوز ، دولت ، دکتر ، تمثیل ، بیر ، پناه ، بشیری ، بهجت ، بهمن ، حجت الاسلام ، حق ، حمایت ، خانه ، خاطره ، جدید ، جعفری ، جاذبه ، جواب ، چولپا ، آقازاده ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1041
بازدید دیروز :1339
کل بازدید :1674117
تعداد کل یاداشته ها : 856
96/10/26
7:8 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید هم نفس طراوت باران سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است ►▌ استان قدس ▌ ◄ تنهایی......!!!!!! جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شقایقهای کالپوش ساده دل شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد ....افسون زمانه مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران سکوت ابدی هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

نقش قرآن بر روی اوراقی از ابریشم

برای اولین بار در تاریخ، آیات قرآن کریم توسط هنرمند جوان خانم «تُنزاله محمدزاده» اهل جمهوری آذربایجان  به دو رنگ طلایی و نقره ای بر روی برگهایی از پارچه ابریشم سرمه ای رنگ نقش بست. خانم محمدزاده در مدت سه سال این کار هنری و قدسی را انجام داده است و 50 متر پارچه صرف این کار ارزشمند نموده است. وی دانشجوی دکترای رشته تاریخ هنر در ترکیه است، منبع:نشریه «دنیز» شماره 99 - چاپ ارومیه

 


  

در مدح رجب طیب اردوغان:

تروریسمه حمایه­چی دوران آمریکا، اردوغان

بیرین نالا، بیرین میخا وروان آمریکا، اردوغان ...

یادداشت: شب یکشنبه سوم اسفند 93 (22 فوریه 2015)، ارتش ترکیه  به خاک سوریه تجاوز کرد. این بیت مطلع در جایی گفته و نوشته شد. مراجعه کنید به بخش لاتینی سایت دنیزنیوز.


  

پخش فیلمهای ضد اسلامی از سیمای جمهوری اسلامی ایران!

مصطفی قلیزاده علیار

شاید حرف تازه­ای نباشد اینکه تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به نام اسلام، به حرکات ضد اسلامی هم دست می­زند مخصوصا در پخش فیلمها و سریالهای خارجی. بالاخص سریالهای کشور ترکیه که عامداً بر اساس تفکر ضد اسلامی عوامل وابسته به صهیونیستها در ترکیه به نام اسلام و مسلمانان و در موضوعات خانوادگی یا اجتماعی مسلمانان ساخته می­شود و اسلام آمریکایی و اسرائیلی یعنی «اسلام اردوغانی» که همان «اسلام داعش» است، تبلیغ می­گردد و بیننده این قبیل فیلمها از هر چه اسلام و منسوب به مسلمانان است متنفر می­شود چرا که پیام صریح این فیملها دو تاست: یکی خرافاتی و غیر منطقی نشان دادن مسلمانان؛ دیگری بی­فرهنگ و بداخلاق بودن ایشان. نمونه­هایش را در چند سال اخیر خیلی از سیمای مثلاً جمهوری اسلامی ایران دیده­اید و دیده­ایم که مثلاً کسی که گنهکار بوده و می­میرد، هنگام دفن، ماری در قبرش پیدا می­شود! و از این صحنه­های اسلام انحرافی و آمریکایی و اسرائیلی و اردوغانی و لائیکی.

نمونه اخیر از این فیلمهای ضد اسلامی که سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت مدیریت جناب عزت­الله­خان ضرخامی از شبکه تماشا به تماشا گذاشته، سریالی به نام «قطره­ای عبرت» است که دعواها و اختلافات خانوادگی مسلمان ترک را به تصویر کشیده که خانواده­ای عروس خود را مورد انواع آزارها و اذیتهای اهانت­بار قرار می­دهد و حتی شوهر این عروس مظلوم او را به کارگاه سفالگری می­برد و به یک ارباب هوسران و چشم­چران می­سپارد و مجبورش می­کند که کار کند و برای شوهرش از هر راهی که شده پول دربیاورد و مادر شوهر هم بنا بر کینه­ای که از خانواده عروس به دل دارد، بیشتر از شوهر آن عروس بدبخت را اذیت می­کند... جالب آنجاست که بر در و دیوار این خانواده بی­فرهنگ و سمتکار، آیات و احادیث اخلاقی آن هم با الفبای عربی و خط خوش – که در این کار هم تعمدی سیاسی نهفته - نصب شده و در زننده­ترین صحنه­ها، این تابلوآیات و تابلو حدیثها آشکارا و عامداً نشان داده می­شود تا به تماشاگر آشکارا القا شود که رفتار مسلمانی یعنی این!

و جالب­تر از آن اینکه شبکه تماشای سیمای جمهوری اسلامی ایران این فیلم پیرو خط هالیوودی را این روزها به مناسبت ماه مبارک رمضان است نشان می­دهد. فکر کنم اگر نیروهای داعش به این شبکه دسترسی داشته باشند، با شوق و ذوق تماشایش کنند! یعنی یکی از فیلم های ضد بیداری اسلامی این سریال می­تواند باشد.

حالا سؤال این است که این سیمای جمهوری اسلامی ایران چرا این فیلمهای ضد اسلامی را نشان می­دهد؟ آیا تعمدی در کار است یا واقعاً کارشناسان محترم مذهبی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این قدر سواد سیاسی و آگاهی اجتماعی و شناخت مذهبی ندارند که دوغ را از دوشاب تشخیص دهند؟! تا کی باید نطام لائیک ترکیه که فرهنگش عموماً در خدمت صهیونیستهاست، مسلمانان و اسلام را مورد اهانت قرار دهد و خرافاتی معرفی کند و سیمای جمهوری اسلامی ایران هم آن را تبلیغ کند و آب در آسیاب دشمن بریزد؟

منبع: سایت «دنیزنیوز»  www.Daniznews.ir


93/4/25::: 8:45 ع
نظر()
  

از میدان تحریر تا میدان تقسیم

سرگذشت دیکتاتورها یکی است!

مصطفی قلیزاده علیار

ناآرامی­های شهرهای ترکیه، نهمین روز خود را پشت سر گذاشت و امروز چهارشنبه 15 خرداد 92 / 5 ژوئن 2013 سندیکاهای کارگری ترکیه هم به امواج معترضان بر ضد دولت رجب طیب اردوغان پیوستند. اردوغان در 7، 8 سال گذشته به هر شیوه­ای که شده بود و البته با اغوای دول غربی توانست ابتدا خود را به شکل یکی از رهبران جهان اسلام جا بیندازد، حتی فلسطینی­ها را فریفت و رودست زد به کشورهای اسلامی و حتی ایران و ... تا اینکه دستش رو شد که او را آمریکا و اسرائیل با سناریویی از پیش نوشته شده جلو انداخته­اند تا به جای حسنی مبارک بدبخت و قذافی بخت برگشته و ... در کنار دولتهای قطر و سعودی مأموریتهای محوله را به انجام برساند و ژاندارم منطقه شود... اما او در دو سال گذشته با جسارت تمام و کمی ناشیانه خود را افشا و رسوا کرد مخصوصاً در اوج جریان بیداری اسلامی، که امت محمدی (ص) در میدان تحریر قاهره و در یمن و مراکش و لیبی با شعار الله اکبر پرچم رژیم جعلی صهیونیستی را آتش می­زدند، جناب اردوغان به این ملل مسلمان پیشنهاد کرد که به جای حکومت اسلامی، خواستار حکومت لاییک باشند! ... و این اولین رسوایی او در جهان اسلام بود، ولی او از رو نرفت و رهبری گروههای تروریستی بر ضد ملت و نظام و دولت سوریه از سوی آمریکا و اسرائیل و انگلیس بر عهده او گذاشته شد و او هم با گستاخی این مأموریت را پیگیری کرد و دستش را به خون دهها هزار سوری بی گناه آلود... و امروز به برکت بیداری ملت غیرتمند ترکیه، میدان تقسیم استانبول به میدان تحریر دیگری در جهان اسلام تبدیل می­شود و این دفعه نوبت این باباست... راستی سرنوشت خدمتگزاران آمریکا یکی است. اما تعجب اینجاست که این هیچ یک از خادمان آمریکا در نیم قرن اخیر از سرگذشت یکدیگر عبرت نگرفتند و نمی گیرند از شاه ایران ما بگیر تا حسنی مبارک و زین العابدین بن علی و عبدالله صالح و قذافی و اینک نوبت رجب طیب اردوغان است و بعدش جناب محمد مُرسی و ... فقط باید کمی صبر کرد. البته معترضان را صد در صد نمی توان نمی توان گفت که اهدافی مقدس و یا ملی دارند. این هم مسأله ای مهم است که نمی توان از نظر دور داشت. اما هر جه باشد، موضوعی است که دولت اردوغان زمینه ساز آن شده است.


منبع: دنیزنیوز  www.daniznews.ir


  

اینجا ترکیه است صدای جمهوری اسلامی ایر ان

یادداشت های سفر به ترکیه (بخش ششم و پایانی)

یکشنبه 28 آبان 91

بعد از صبحانه، همه ویلان بودیم در مهمانسرای پلیس. قرار بود آقای علی سعیدلو معاون بین المللی رئیس جمهور بیاید و بالاخره ایشان آمدند با یک لشکر در یمین و یسار از خبرنگار و عکاس و مترجم و الی آخر، همه از تهران. تعدادی آقا و خانم جوان؛ جز یکی – دو نفر میانسال.

یک کنفرانس خبری در سالن طبقه دوم مهمانسرا با حضور آقای سعیدلو و حسن ارسلان شهردار آغری برگزار  گردید اما ما که هیچ، حتی بسیاری از همسفران ما را هم – که از مسئولان رده بالای استان بودند، به داخل راه ندادند! مخصوص تهرانی ها بود...

دومین روز سمینار

 ساعتی بعد باز هم در ماشینی به دانشگاه ابراهیم چچن بردندمان. روز دوم سمینار با حضور مقامات بالاتر و بیشتری در یک سالن دیگر و بزرگتری شروع شد از ساعت 12 به وقت ایران و 30/10 به وقت ترکیه. سعیدلو (معاون رئیس جمهور)، جلال زاده (استاندار آذربایجان غربی)، حسین پور (سفیر ایران)،آقایی (نماینده سلماس)، دکتر سید مؤید حسینی صدر (نماینده خوی در مجلس) و فرمانداران و دیگر مقامات ایرانی که دیروز هم بودند. از طرف ترکیه هم محمد تکین ارسلان استاندار آغری، حسن ارسلان (شهردار آغری) ییلماز وزیر صنایع،اکرم چلبی نماینده مجلس ترکیه و بیش از دویست نفر نفر دیگر  تقریباً...

مسئولان دو طرف حرفها زدند و مترجمان ترجمه ها کردند!... یکی از مترجمان خانمی بود با لباس قرطی و وضع آنچنانی ، البته بی هیچ بهره ای از موهبت جمال هیچ! اما الحق و الانصاف نمره ترجمه اش بیست بود هم به ترکی استانبولی و هم به فارسی با لهجه کاملاً ایرانی از جنس تهرانی اش! به آقازاده گفتم: حاجی، این علیا مخدره پرورده ولایت نیست، یا ایرانی است و یا سالها در ایران بوده و فارسی را در آنجا از سرچشمه یاد گرفته! گفت آری خیلی مسلط است و طلاقت لسان دارد. بعد توسط سرکار خانم اسمی کاشف به عمل آمد که بلی، ایشان ایرانی است و به فلان دلایل – مثلاً تحصیل به اینجا آمده و ماندگار شده و تابعیت گرفته و الان در فلان وزارت خانه سمت مترجمی دو طرفه دارد ... کذا قیل!

باری، شهردارآغری خوش آمد گفت و در فضایل شهر آغری چیزهایی تحویل جماعت حاضر داد و تأکید کرد که باید روابط مان را گسترش دهیم.

بعد از او وزیر صنایع ترکیه مطالبی گفت و انتقادات و پیشنهادات خود را خیلی ساده و شفاف بیان کرد.

کیهانفر رئیس اتاق بازرگانی ارومیه مطالبی به فارسی می گفت اما یک دفعه برگشت به انگلیسیدن که حسابی جماعت را کلافه کرد. البته شاید هم در چشم طرفهای مقابل بد نبود بالاخره می شد پز داد که رئیس اتاق بازرگانی ارومیه چنین فضایلی دارد: تاجر است و دانای سه زبان زنده دنیا: ترکی، فارسی و انگلیسی. شما هم اگر حریفی دارید، بیندازید توی گود!

سید مؤید حسینی صدر هم پشت تریبون قرار گرفت و افاضات فرمود که: مردم ما از اوضاع و امور جاری در مرزها چندان راضی نیستند هر چند مسئولان خیلی فعالند.... آمریکا و اروپا با هم متحد می شوند، چرا ملتهای مسلمان متحد نشوند؟ ( کف زدن حضار)

ایشان در آخر بیانات خویش به شیوه مرسوم همشهریانش، در مناقب و فضایل زادگاهش داد سخن داد و از شمس تبریزی و مولانا و دیگر سوژه های آشنا در ترکیه هم به نفع شهرستان خوی هزینه فرمود! انگار که در ترکیه هم وکیل مدافع حوزه انتخابیه اش می باشد! غافل از اینکه باید در آنجا نماینده تمام ایران باشد نه مبلغ زادگاهش.

این جناب با تأکید از حرفهایش نتیجه گیری کرد که: سمینار مشترک بعدی حتماً در شهرستان «خوی» باشد! ... یادم نیست که در اینجا هم جماعت کف زدند یا نه!

البته شهر خوی از شهرهای مهم و تاریخی ایران و دنیاست و چند شخصیت کاملاً بزرگ علمی و فرهنگی مثل شهید آیت الله میرزا ابراهیم خوئی (از فقهای بزرگ و مراجع در عهد مشروطه که مشروطه چی ها در حوالی سلماس به ضرب گلوله شهیدش کردند، رضوان الله علیه)، علامه میرزا حبیب الله خوئی ( یکی از بزرگ ترین شارحان و مفسران نهج البلاغه)، مرحوم استاد عباس زریاب خوئی، دکتر محمد امین ریاحی، و ... از این دیار برخاسته اند و در سطح ملی و گاه جهانی مطرح هستند و شخصیت علمی و دینی و جهانی بی نظیری مثل آیت الله العظمی خوئی مرجع تقلید بزرگ تشیع، فرزند این شهرستان بود. این ستارگان درخشان علم و اندیشه و انسانیت موجب می شوند که شهر خوی از فرط افتخار سر به آسمان بساید.

اکرم چلبی هم طی سخنانی بر رعایت حقوق همسایگی و حفظ مرزها تأکید داشت و استاندار آغری نیز گفت: ما در طی عصرها همسایه بوده ایم و همکاری صمیمانه و روابط برادرانه خوبی داشته ایم!!...

من در اینجا خنده ام گرفت و یواشکی به آقازاده گفتم: ایشان مثل اینکه ما را گرفته ها! لابد زمانی که سلطان سلیم عثمانی متجاوز، تبریز را ویران می کرد و لشکر وحشی او مثل گرگهای گرسنه به جان مردم بی دفاع افتاده بودند و همه چیز را به غارت می بردند، همسایه نبوده ایم! و لابد سایر تجاوزات خصمانه دولت عثمانی به خاک ایران در طول پنج قرن گذشته تا جنگ جهانی اول نیز همه از باب رعایت حقوق همسایگی بوده!... الان هم که در مقابل ایران لنگ می اندازند، به پر و بال همسایه بی دفاع خود سوریه بد بخت می پیچند و همان معامله را می کنند که صد سال پیش و دویست سال پیش با ما می کردند...

سخنران بعدی استاندار آذربایجان غربی جناب جلال زاده بود. او مثل همیشه حواسش جمع بود. ابتدا جنایت صهیونیستها در غزه را محکوم کرد که همین دیروز و امروز  خانه های مردم فلسطین در غزه را زیر بمب های ویرانگر گرفته اند و کشتار و ویرانی وحشیانه تازه ای را آغاز کرده اند.

خوب شد بالاخره صدای جمهوری اسلامی یک بار دیگر در ترکیه طنین انداخت.

جلال زاده تصریح کرد که این چهار نشست مرزی مشترک در دوره مسئولیت من و جناب سفیر ایران بوده و البته نمی توان تمام موانع و مشکلات را در یکی دو سمینار برطرف کرد، اما باید همت هر دو طرف بر این هدف استوار باشد.

استاندار از همه دست اندرکاران این سمینار و  بخش خصوصی و مهمان نوازی میزبانان و حتی از رسانه ها تشکر کرد (اینکه گفتم: حواسش جمع بود، یعنی همین!)

ییلماز وزیر صنایع ترکیه هم تشکر کرد و تبریک گفت حلول ماه محرم را!... و در ادامه، فضایل اهل بیت پیامبر (ص) را یاد آوری کرد، به روح همه شهیدان به ویژه شهیدان فلسطین درود فرستاد و تأکید کرد که ترکیه و ایران دو کشور بزرگ و تأثیرگذار در عرصه های سیاسی و اقتصادی منطقه هستند، اما متأسفانه تا حال نتوانسته ایم بهره لازم را از ظرفیتهای واقعی همدیگر ببریم.

ییلماز افزود: ترکیه شانزدهمین جایگاه اقتصادی دنیا را دارد و در اروپا اقتصاد ششم است، ایران هم موقعیت بسیار بزرگ اقتصادی در منطقه و دنیا دارد و شاید امسال به خاطر تحریم ها نتواند قدرت واقعی اقتصادی خود را نشان دهد! ولی ما می دانیم و دنیا هم می داند که ایران قدرت بزرگی است.

بدینگونه این جناب خیلی استادانه بحث تحریم های آمریکا و اروپا علیه ایران را به رخ ما کشید و حتی تأثیر آن را هم گفت!... و در آخر بر گسترش همکاری ها خیلی تأکید کرد.

سخنان سعیدلو

علی سعیدلو معاون رئیس جمهور ایران بر پشت تریبون قرار گرفت و یک مترجم هم که با خود آورده بود، روی سن رفت و حرفهای وی را جمله به جمله به ترکی ترجمه کرد و چه ترجمه ای! باری به هر حال... سعیدلو ابتدا یکی به نعل و یکی به میخ زد و از دامنه های باصفای کوه آغری (همان آرارات) و شهر آغری و خونگرمی میزبانان تعریف کرد و کمی تشکر از مسئولان دو طرف ... و بعد تبریک حلول ماه جدید قمری با تسلیت ایام سوگواری امام حسین (ع) و ...تا رسید به تقبیح کشتار ملت فلسطین توسط صهیونیست ها در غزه؛ و گفت: ما مسلمانان اگر متحد بودیم، دشمنان نمی توانستند هم کیشان ما را بکشند، اکنون دشمنان اسلام نمی توانند اتحاد دو ملت و دو دولت ایران و ترکیه را تحمل کنند و سعی دارند روابط ما را به هم بزنند، اما هم ملت دو کشور دوست و برادر ایران و ترکیه و هم رهبران آن دو، همواره خواهان اتحاد و دوستی هستند.

سعیدلو گفت: ایران قدرت 17 اقتصادی دنیاست، در تکنولوژی، فضانوردی فضا و موشک، فناوری هسته ای و نانو در منطقه بی رقیب است! ترکیه هم در منطقه اثرگذار و قدرتمند است، ما می توانیم از امکانات همدیگر بیش از پیش استفاده کنیم، حجم مبادلات دو کشور طی امسال ( 1391 / 2012)، 18 میلیارد دلار است که در سال آینده به 20 میلیارد می رسد.

جناب سعیدلو به بهره مندی از دیگر ظرفیتهای دو کشور در راستای نزدیکی و دوستی دو ملت هم اشاراتی کرد: برپایی نمایشگاههایی از توانمندی علمی و فناوری، همایش های دانشمندان، جشنواره های هنری و شعر و شاعری و مطبوعات و ...

در پایان همه مسئولان دو طرف روی سن جمع شدند و پروتکل ها امضا شد و عکس یادگاری و اهدای هدایا به همدیگر و ... و ما هم نشسته بودیم و برایشان کف می زدیم!... و قصه سمینار تمام شد.

یک چیز در این سالن آزار دهنده و خسته کننده بود و آن عکسی از آتاترک بود با ژستی خاص و سیگاری در لای انگشتانش، انگار که سیگار کشیدن را برای پیروانش تبلیغ می کند! جالب اینکه در راهروها و داخل همان دانشگاه سیگار کشیدن قدغن اعلام شده بود!

اخبار امروز سمینار به شکل خبر همراه با تصاویر در سایت های ایران و ترکیه منتشر گردید، حتی به همت جناب مهندس هادی مختاری پر، در سایت »دنیزنیوز« نیز هم!

حدود ساعت 3 بعد از ظهر به رستوران دیروزی در دانشگاه رفتیم و نماز خواندیم. در نمازخانه چند دقیقه ای فرصت پیش آمد که جناب استاندار در باره کاری که قرار بود ابراهیم آقازاده در باب مطبوعات استانی انجام دهد، به من یادآوری و تأکید کرد که حتماً پیگیری کند و به سرانجامی برساند. بعد ناهار خوردیم. بعد از ناهار سعیدلو و هیئت همراه برای بازدید از مرزها رفتند. ما هم به مهمانسرا برگشتیم ، ساعت 4 بود.

آخرین حال گیری

در لابی مهمانسرا نشستیم. صحبت مسئولان محترم این بود که این هیئت را به ارض روم ببرند و شب را در آنجا بمانیم و فردا گشتی در آن شهر دیدنی داشته باشیم  و بعد به وطن برگردیم. ما هم مشتاق بودیم و می گفتیم حالا که ما را همین طوری به روش »اجرکم عند الله!« به این سفر دعوت فرموده اند و توقعی در کار نیست، لااقل یک روز با اتوبوس استانداری و میزبانی ایشان یا کنسولگری ایران در ارض روم جاهای تازه ای را ببینیم، ولی معلوم شد نخیر، از این خیرات و خبرها نیست.

گفتیم بسیار خوب، لطف شما زیاد، حالا که نمی توانید سفر ارض روم را ترتیب دهید،خسته ایم، لااقل امشب را هم در همین مهمانسرا باشیم و فردا ببینیم این شهر آغری آخر چه رنگی است!...

اما خبر رسید که آب و برق مهمانسرا – هر دو همزمان – قطع شده! یعنی میزبان محترم خیلی محترمانه و کاربردی و عملی، عذرخواهی می کند که وقت شما همزمان با سمینار تمام شده و دیگر مهمان شهردار یا استاندار آغری نیستید و حتی برای قضای حاجت ضروری هم نمی توانید از امکانات داخل مهمانسرا استفاده کنید، بارتان را بردارید و خوش آمدید، اگر بمانید، باید خرج کنید ... ما کمی بخواهی نخواهی از این بی ادبی میزبان ناراحت و رنجیده خاطر شدیم. اما ترکها مثل ما ولخرج و اهل تعارف و رودر بایستی نیستند، اهل حساب و کتاب اند و در عمل نشان می دهند که حساب، حساب است و کاکا برادر. اگر اینگونه نبودند که نمی توانستند اقتصاد 16 دنیا باشند! نفت دارند؟ که ندارند، ذخایر طبیعی دیگری مثل مس و آهن و ... دارند که ندارند، پس چه دارند؟ هیچ، فقط مخ مدیریتی قوی و حسابگر دارند که در سایه آن اکنون برای خودشان در منطقه قدرتی محسوب می شوند...

القصه، کیف های خالی مان را برداشتیم و سوار اتوبوس شدیم و ساعت 4/30 الوداع آغری! ... و حرکت به سوی مرز بازرگان.

خاطرات خوب این سفر

قبل از حرکت در لابی مهمانسرا نشسته بودیم، مهمانسرا کتابخانه ای کوچک در لابی داشت، همه کتابها ترکی و با الفبای لاتین بود در موضوعات مختلف تاریخی و ادبی و حقوقی و سیاسی و اجتماعی و ... که من در این دو روز در فرصتهای اندک ، کم با کتابها ور رفتم. دو کتاب خیلی توجه مرا جلب کرد: دیروز کتاب «زندگانی و خاطرات من» ( حیاتیم و حاطراتیم) نوشته دکتر رضا نور ( متولد 1294 قمری) از رجال دوره استقرار جمهوریت ترکیه و مردی ادیب و اهل قلم و فعال اجتماعی و انقلابی.  او کتاب را به زبان ترکی با الفبای اصیل عثمانی (همان الفبای ما) نوشته، اما بعدها با الفبای وارداتی لاتین چاپش کرده اند. بعضی از صفحات دست نوشته رضا نور را در لابلای برخی صفحات ضمیمه کرده بودند. از آنها عکس برداشتم. کتاب در چهار بخش و سه مجلد بود.

دومی رمان معروف «آنا کارنینا» اثر لئو تولستوی بود که در 836 صفحه توسط »ارگین آلتای« به ترکی ترجمه و توسط نویسنده معروف » اورحان پاموک« (برنده نوبل) ویراستاری شده بود. اورحان پاموک در باره زندگی و آثار تولستوی در مقدمه کتاب مطالبی خواندنی نوشته بود. جالب این که تیراژ چاپ اول این کتاب مشهور در سال 2002 یک هزار نسخه، چاپ دومش در همان سال 500 نسخه و چاپ سومش در سال بعد نیز 500 نسخه؛ مجموع سه چاپ در مدت دو سال، 2000 نسخه بوده است، یعنی با حساب و کتاب و کارشناسی جامعه مخاطبان و محاسبه گستره خواننده کتاب، آن را منتشر کرده اند. الکی و به صورت فله ای در تیراژ بالایی به جامعه نریخته اند که بعدها بماند و در کتابفروشی ها باد کند و یا کنار خیابانها خاک بخورد. ترکها در همه چیز حسابگرند و یکی از رموز پیشرفت شان هم همین است.

در آخرین نیم ساعت اقامت بلا تکلیف مان در مهمانسرای پلیس آغری حتی یک استکان چایی هم ندادند... من با این کتاب سرم را مشغول کردم و شاید دیدن این دو کتاب برای من از دیگر قیل و قالها خوش تر بود و لحظات شیرین و خاطرات به یاد ماندنی سفر  دو روزه هم دیدن این کتابها بود.

 

آرارات در تاریکی

ما از کنار شهر آغری گذشتیم و دو شب هم بر کرانه اش – خارج از بزرگ راه کمربندی اش – بیتوته کردیم. آن را خوب ندیدیم. مساجدش را که مناره هایش سر به آسمان کشیده اند و اغلب هم تازه تأسیس اند یا تعمیر، از همان راه گذر دیدیم. چه قدر آرزو می کردم در یکی از آنها مثل یک مسافر غریب، آرام می رفتم و نماز می خواندم! اما دریغ. این شهر خیلی مسجد دارد. برخی خانه ها تازه اند و آپارتمانی 4 – 5 طبقه ای، اما اغلب منازل کهنه و فرسوده و گاه مثل حلبی آبادها. اینها را از کنار شهر دیدیم البته.

بعد از غروب به شهر »دوغو بایزید« (بایزید شرقی) نزدیک مرز ایران رسیدیم. در رفتن هم شباهنگام از آن گذشته بودیم. همچنین به دامنه کوه سر به فلک کشیده آرارات رسیدیم که فقط بلندی بشکوه و هیبت شگفتی زایش کمی در تاریکی غروب به چشم می خورد آن هم به برکت برفی که بر سر و سینه اش داشت و به سفیدی می زد. حیف شد. این کوه را هم ندیدم. هم در رفتن در تاریکی از کنارش گذشتیم و هم در بازگشت. بی اختیار این شعر معروف ترکی از خاطرم گذشت:

افسوس کی یاریم گئجه گلدی گئجه گئتدی

هئچ بیلمدیم عمریم نئجه گلدی، نئجه گئتدی!

(افسوس که یارم شب آمد و شب هم رفت،

هیچ ندانستم که عمرم چسان گذشت)

دست اندرکاران محترم این سفر که ما اصحاب مطبوعات و رسانه را مثل عمله اجیر شده شب بردند و شب هم برگرداندند! لطفشان زیاد!

ساعت 30/6 به گمرک بازرگان رسیدیم و به خیر و سلامت و سبک بال گذشتیم چون چیزی دست و پا گیر نداشتیم!... نماز را در گمرک ایران خواندیم با چایی و پذیرایی مختصر رئیس گمرک جناب غلامی.

قورو – قورو قوربانیم اولوم!

شام مهمان فرماندار ماکو شدیم در یکی از رستورانهای شهر. طولانی بودن راه نیز با تمام خستگی بد نگذشت چرا که صحبت و بگو و بخند با ابراهیم آقازاده و یکی دو نفر همنفس دیگر، راه را کوتاه کرد. صحبتهای جناب عصمت پرست (شهردار سابق ارومیه و از مدیر کل های فعلی استانداری) هم در نقد برخی مسائل شهر قابل توجه بود هر چند تاریخ مصرف آن حرفها منقضی گشته! و به درد بایگانی تاریخ می خورد.

 تقریباً ساعت 12 شب در ارومیه بودیم. الحمدلله. دست مسئولان محترم درد نکند که ما را هم به جمع خود دعوت کردند و در این سفر دوستانه و کاملاً بی تکلف و بی تشریفات و بی هزینه و بی هدیه، همراه شان بودیم. نگرانی فقط از بابت قبض تلفن همراه مان بود که رومینگ شدن ارتباط تلفنی در ترکیه هزینه سنگینی دارد و این سفر ما همچنان که پیش از این هم گفتم، به روش «اجرکم عندالله» بود و مصداق بارز این ضرب المثل قدیمی خودمان «قورو – قورو قوربانیم اولوم»!

منبع: دو هفته نامه دنیز شماره 30 مورخ 20 اسفند 91 و سایت www.daniznews.ir

 


91/12/25::: 12:40 ع
نظر()
  
   1   2   3      >