سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دوستی، با شخص بی ادب، خالص نمی شود . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، شاعر ، دنیزنیوز ، حوزه ، هنری ، حسین ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، حاج ، ایران ، فارسی ، باکو ، قرآن ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، کتاب ، عاشیق ، اکبر ، شهریار ، انقلاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، رضا ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، نامه ، مهدی ، حوزه هنری ، حمید ، صادق ، فاطمه ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، نارداران ، مقاله ، عاشورا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، کربلا ، همایش ، واقف ، ترکیه ، بسیج ، بیت ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، ادبی ، در ، عراق ، صابر ، شهر ، شامی ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، اسدی ، آیت الله ، امام حسین ، هنرمندان ، ورزقان ، هفته ، مردم ، موسیقی ، نقد ، قم ، محمود ، کانون ، امام خمینی ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حافظ ، حجاب ، حسنی ، حسن ، تاریخ ، سال ، رستمی ، شیخ ، عکس ، فرهنگی ، فرهنگ ، فضولی ، عید ، عشق ، سیاسی ، رمضان ، زبان ، سلیمانپور ، شاعران ، سوریه ، ترجمه ، تهران ، به ، حاج علی اکرام ، ایرانی ، آمریکا ، وبلاگ ، واحدی ، نویسنده ، مدح ، محفل ، مجلس ، مجتبی ، میرزا ، مرثیه ، مصر ، آمریکا ، آراز ، احمد ، استاندار ، اکرام ، حیدر ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، سلبی ناز ، روز ، زندگی ، زینب ، رضوانی ، دو ، داستان ، صراف ، عظیم ، علی یف ، علیزاده ، علمیه ، علمدار ، فتح الهی ، فرانسه ، فلسطین ، فیلم ، شاهرخ ، شجاع ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، زلزله ، پیام ، بهمن ، حزب ، جواد ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، آثار ، مطبوعات ، مشهد ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، نویسندگان ، هفته نامه ، هنر ، وطن ، ولی ، یاد ، هادی ، نوروزی ، نماز ، قیام ، کرکوک ، محسن ، مثنوی ، ماه ، مایل ، ملی ، آذری ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، حضرت ، بهرامپور ، بعثت ، روزنامه ، رهبری ، سعدی ، رباعی ، رزم آرای ، دینی ، دانشگاه ، شب ، غدیر ، غفاری ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، صمداف ، صادقپور ، صدر ، طلعت ، طلاب ، خوی ، دوزال ، رهبر ، بیداری ، تبلیغات ، حمایت ، حماسه ، حاجی زاده ، جعفری ، توهین ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، الله ، از ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، منظومه ، مسلمان ، مراغه ای ، مسئولان ، موعود ، موسی ، ماهر ، محمدی ، هریس ، یادداشتهای ، وفات ، یحیی ، یک ، کردستان ، کربلا ، نوروز ، نمایندگان ، وحید ، مایل اوغلو ، گرمان ، مولانا ، میلاد ، نباتی ، مسجد ، مرگ ، مرسی ، مسئول ، معلم ، آغری ، آذربایجانی ، اسلامگرایان ، اسماعیل ، ارمنستان ، ارمنی ، ارزشها ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :310
بازدید دیروز :315
کل بازدید :2168398
تعداد کل یاداشته ها : 879
99/1/14
11:1 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هم نفس ►▌ استان قدس ▌ ◄ سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید نغمه ی عاشقی جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است ساده دل سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

جلوه‌های موسیقی در شعر شهریار - قسمت دوم

نوشته جواد کریم نژاد(پژوهشگر موسیقی و فعال فرهنگی)

در باب موسیقی دانی شهریار، جای هیچ شبهه ای نیست.  در شعر و زبان شهریار و در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، ریزه کاریهای موسیقائی یافت می شود که گویای علاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمه ها و ساختمان آلات موسیقی است. جای جای دیوان اشعار وی مملو از واژه ها و اصطلاحات تخصصی موسیقی است و همه اینها از نغمه آگاهی شهریار به موسیقی سخن می گویند.....

       ...استاد شهریار، شعر و موسیقی را که بهترین محرک عواطف و احساسات بشری و ملموس ترین و مهمترین ابزار برای بیان احساسات است با هم دارد و صدای ساز و آواز و طنین موسیقی و گلبانگ روح لطیفش از اشعارش به گوش می رسد ، گلبانگی که از اعماق جان مشتاقش بیرون آمده و بردل عاشقانش می نشیند و این همان غمزه های موسیقائی اوست که به شعری مناسب استوار می گرددو اینجاست که شعر ، شاعر را در یاد و خاطر دوستداران موسیقی اثر پذیر نموده است.

وی موسیقی را ودیعه ای الهی دانسته و به آن ارزش والایی قائل بود. موسیقی چنان با روح و روان او عجین بود که هر صدایی را صدای توحید شنیده و آفرینش و جهان هستی را با تمام موجوداتش در مرتبه ای می بیند که با موسیقی و اصوات دل انگیز به حمد و ثنای خداوند مشغولند و این همان مهر تائیدی است بر آسمانی بودن هنرموسیقی:

 ثریا پایکوب از ارغنون و زهره چنگی       

به پیشاپیش این علوی عروس آسمان آسا

دل ذرات هستی را همه ساز و نوا دیدم / به حمد و شاهد توحید هم دستان و هم آوا

یا:

بشنو از ذرات هستی صبحدم با گوش جان / نغمه توحید حی لایزال لم یزل

هم سفیر طیر کالارواح بین فیها نزول / هم نفیر وحش کالانعام بین بل هم اضل

 و زمانی که به نوای دل انگیز نغمه های توحیدی با بانگ خوش قاری کتاب آسمانی قرآن گوش جان می سپارد نوای قاری که همان آوای نغز و روان پرور گلبانگ معنویت و درس یکتاپرستی است در اعماق دلش طنین انداز شده و طنین این آوا را چون زبان مرغان نغمه پرداز می داند که اسرار طبیعت و جهان هستی را بازگو می کند:

 قاریان ، طوطی شکر شکن قرآنند / بلبلانی که به گلزار خدا می خوانند

ارغنون ساز الستند و به هر ساز غزل / سیم واخوان همان نغمه جاویدانند

 حتی در شعر مناجات « علی ای همای رحمت »‌که در منقبت مولای متقیان علی (ع) سروده از به کارگیری واژه های موسیقی دریغ نکرده است :

 چه زنم چو نای هر دم ز نوای عشق او دم         

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

 همین شیفتگی و تسلط شهریار به موسیقی ایرانی، باعث شده که او در مجموعه فضاسازی شعر و موسیقی و ادعای کلام بسیار موفق عمل کند و استقبال اکثر آهنگ سازان معاصر از اشعار ایشان، شاید به همین قدرت موسیقی دانی وی برمی گردد، چرا که شاعر آشنا به موسیقی منظور آهنگ ساز را از هر ملودی بهتر می تواند درک کند .

خوانندگان و آواز خوانان بسیاری از اشعار این استاد استفاده کرده اند که اغلب ایشان هنرمندان «برنامه گلها» بودند که موارد ذیل از جمله آنهاست :

 « بی همزبان »‌ در دستگاه شور با آواز محمودی خوانساری و با مطلع :

از زندگانیم گله دارد جوانیم / شرمنده جوانی از این زندگانیم

 « شب زنده دار» در آواز دشتی با صدای استاد شجریان و با مطلع :

تا کی در انتظار گذاری به زاریم / بازآی بعد از این همه چشم انتظاریم

 و « حالا چرا » در بیات اصفهان و با آواز زنده یاد استاد بنان که با صدای جاودانی خود این اثر را به یادماندنی تر کرده است.

انصاف باید داد که در یک مقاله هیچ بلکه در چندین مقاله بحث شهریار و موسیقی نمی گنجد ، اما مأخذی هست که می توان به آن مراجعه نمود : « دیوان اشعار استاد شهریار».

سخن گفتن از شعر و موسیقی که هر دو هنر ناب است و گفتن و شنیدن در باره آنها انجامی ندارد پس این مقاله را با ابیاتی از قصیده زیبا و دلنشین 208 بیتی « غروب نیشابور» که حاصل اقامت استاد در این شهر است ( حدود سال 1310ش) به پایان می بریم، این شعر بلند به همراه ابیات موسیقایی تصویرگر حس غریب و جامه غم پوشیده وی در این سالها می باشد :

 دی به هنگام غروب خورشید / که جهان جامه غم می پوشید

فلک از محمدت یزدانی / خواند آوازه جاویدانی

که بدان زمزمه سحر انگیز / خواندی افسانه ای اسرار آمیز

تعبیه کرده به الحان سرود/ شرح کیفیت اسرار وجود

به سر چنگ نوا آخته چنگ / به نوا تاخته بنواخته چنگ

کرده قانون عبودیت ساز / به الوهیت او نغمه طراز

زده بر زخمه تار دل چنگ / زخم از این زخمه دل بر بط و چنگ

نغمه ای همچو صلای مستان/ با سماع فلکی هم دستان

رقت انگیزتر از ناله سیم / فرح افزاتر از انفاس نسیم

کرده با نبض طبیعت پیوند/ نغمه روح از این پرده بلند

                                  پایان مقاله                                                             

  


91/6/26::: 10:22 ص
نظر()
  

جلوه‌های موسیقی در شعر شهریار - قسمت اول

نوشته جواد کریم نژاد(پژوهشگر موسیقی و فعال فرهنگی)

در باب موسیقی دانی شهریار، جای هیچ شبهه ای نیست.  در شعر و زبان شهریار و در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، ریزه کاریهای موسیقائی یافت می شود که گویای علاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمه ها و ساختمان آلات موسیقی است. جای جای دیوان اشعار وی مملو از واژه ها و اصطلاحات تخصصی موسیقی است و همه اینها از نغمه آگاهی شهریار به موسیقی سخن می گویند.

به عبارتی دیگر، می توان گفت که شهریار ـ آخرین سلطان غزل ـ شاعری موسیقی شناس و خود اهل موسیقی بود که موسیقی ایرانی را در حد صاحب نظری دقیق می شناخت و دستی به ساز و دانگی آواز داشت و به ردیف موسیقی ایرانی و دستگاهها و گوشه های آن تسلط کامل داشته و همچنین با موسیقی دانان بزرگ معاصر محشور و همنشین بوده و با آنان دوستی و مودتی غیر از دیگران داشته است. وی از مکتب موسیقی بزرگانی چون استاد ابوالحسن صبا و دیگر بزرگان موسیقی فیض برده و در اکثر اشعارش به این دوستان موسیقیدان و موسیقی خوانش اشاره ای کرده و برای هر یک اشعار مستقلی سروده است . اوج شیفتگی و دلبستگی شهریار به موسیقی را علاوه بر استعداد ذاتی خود، در دو هنرمند بزرگ و برجسته موسیقی ایران یعنی، مرحوم استاد صبا و استاد اقبال آذر باید دانست .

شهریار در بدو ورود به تهران با یگانه استاد موسیقی « ابوالحسن خان صبا» آشنا می گردد، صبا جدای از مقام دوستی بر گردن شهریار حق استادی در زمینه موسیقی داشت. سه تاری که از درویش خان به وی رسیده بود به شهریار می بخشد و نغمات موسیقی را با این ساز به شهریار ملک سخن یاد می دهد و ایشان نیز همیشه از صبا به احترام یاد می کرده، دوستی با وی را موهبتی برای خود می دانسته و در بیشتر اشعارش نامی از وی برده و او را ستوده است تا جایی که سوز اشعارش را با ساز صبا در هم می آمیزد:

سوزی نداشت شعر دل انگیز شهریار / گر همره ترانه ساز صبا نبود

    یا:           

      صبا، زساز تو من شعر خواجه می شنوم /« بیادگار بمانی که بوی او داری »

 در مکتب آواز پیرو استاد ابوالحسن اقبال آذر بوده اند و وی را سلطان آواز می دانستند ،ایشان هم در زمینه موسیقی بر گردن شهریار حقی دارند. اقبال به سبب سن و شخصیت و سوابق هنری بیش از هر هنرمند دیگری مورد ارادت شهریار بوده است،‌ آشنائی دیرین او با اقبال به سالهای کودکی شاعر باز می گردد و معاشرت نزدیکی که خانواده اش با اقبال داشت:

 .... او مرا از دوره طفلی و دامان پدر/ سرپرستی مهربان است و عموئی مهربان

من سه ساله طفل برزانوی او بنشسته ام / حالیا شصتم من و بازش همی بینم همان

ای بسا روز را که با سرتاختم از مدرسه /تا در منزل که او شب خواهد آمد میهمان ....

 چنانکه ذکر شده شهریار هر دو هنر والای شعر و موسیقی را با هم داشت و آن دو را در هم تنیده بود، ناخنی بر سیم و دو دانگ صدا داشت که به همراه مرغ حزین دلشان و نوای سه تارشان می خواند:

     صدای اوج ندارم ولی دو دانگ غزل / به اوج رقت و سوز و گداز می خوانم

              نالد به حال زار من امشب سه تار من/ این مایه تسلی شبهای تار تار من

 یا:                         

                          اگر دیوان من بود و سه تارم / همین دو مونس شبهای تارم

 وگاهی درد عشق وحکایت شوریدگی و سوز و گذارهای عاشقانه اش را ، از زبان ساز بیان می داشت:

 بازکن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب / تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

از در دست تو سوز دل من می گوید / من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

 و موقعی که غم و اندوه دامنش را می گیرد با ساز نی می نالد تا تسکینی به حال خود داده باشد:

 بنال ای نی که من غم دارم امشب / نه دلسوز و نه همدم دارم امشب

 و زمانی که به یاد ایام جوانی می افتد و غرق در خاطرات آن، ایام پیری را مقابلش می بیند باز از زبان ساز به ابراز درد می پردازد :

 سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم    

شبان وادی عشقم گسسته نای نالانم

    گره شد در گلویم ناله جای سیم هم خالی    

که من واخواندن این پنجه پیچیده نتوانم

 و گاهی از زبان مرغان نغمه خوان آواز هجران و احساسات درونی اش را بیان می داشت:

 ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس / که از خزان گلش شور نغمه خوانی نیست

 اینجاست که شاعر سوز دلش را با یاری گرفتن از نغمه های موسیقی و ابزاز آن بیان می دارد، آه درون را با ناله سه تارش هم آغوش می کند ، زخمه برسه تارش می زند، همان سه تاری که به قول خودش یار و همدم شبهای تارش بود ،با نوای هر مضراب ضربه ای بر پیکر هیولای خیال و زخمه ای برای تسکین زخم های دلش می زند و شبها جویبار روان از چشمه طبعش، سه تارش را تا سپیده سحر به ترنم وا می دارد :

 ای دل ز دوستان وفادار روزگار / جزساز من نبود کسی سازگار من

اشک است جویبار من و ناله سه تار / شب تا سحر ترانه این جویبار من

 بطوری که مرحوم استاد صبا می فرمود :« زمانی که شهریارانگشت به سه تار نزدیک می کند تمام اعضای وجودم می لرزد و ناله از درونم برمی خیزد »

علاوه بر اینها در جای جای دیوان شهریار ، اصطلاحات و واژه های موسیقائی به چشم می خورد ، از اسامی سازها گرفته تا دستگاهها و گوشه های مختلف موسیقی ایرانی و نیز بکار بردن اصطلاحات فنی و تخصصی موسیقی در دیوان وی ، به اشعارشان خصوصیت ویژه ای بخشیده که شعرشان از لحاظ طنین و خوش آهنگی برای شنونده و خواننده اشعار جذاب و موثر می افتد.

در کل دیوان وی ، کمتر غزل یا مثنوی یا قصیده ای می توان یافت که از واژه ها و اصطلاح موسیقی بهره نگرفته باشد و به جرات می توان گفت که در تمام اشعارشان واژگان موسیقی را به نحوی بکار برده و گریزی به آنها زده است . گاهی فقط در یک بیت چندین واژه موسیقائی را به کار برده است:

 ساز و آواز اگر دلکش ما بود نبود / کشته بودند به بیداد همایون ما را

یا:

قطار می کند این راست پنج گاه عجیب / عراق و ترک و بیات، اصفهان و کرد و حجاز

 از همین دست اشعار و ابیات در دیوان شهریار بسیار می توان یافت و گاهی ایشان غزلی را ساز می کند که سرتاسر غزل مملو از واژه ها و ریزکاریهای موسیقائی است و آوردن این همه اصطلاحات موسیقی تنها کار شاعر موسیقدانی است که تسلط او را علاوه بر جنبه عملی موسیقی ،در بخش نظری نیز می رساند، و بی گمان ذوقی که با موسیقی صداها و صداهای موسیقی ، آشنا باشد طبعاً از این همه واژه های موسیقی و نیز زیر و بم موسیقی اشعارش بهره خواهد گرفت و این از شهریار موسیقی شناس عجیب به نظر نمی رسد.

برای ذکر نمونه دو مورد از این دست غزلیات یکی از دیوان فارسی و دیگری از دیوان ترکی استاد انتخاب و در ذیل ارائه می گردد:

غزل «شاهد چنگی» ( ج1 ص 136) با مطلع :

 پرویز چو بر تار برد باربدی چنگ / از پنجه ناهید و نکیسا فکند چنگ ....

   و در « سازلی شاعریمیز( خازن) نین روحینه تقدیم» ‌( کلیات ترکی ص 196) با مطلع:

سییزیلدار سینه مین سازی «درآمد»ائیله رم «شوری»

«چوبانیم» سنده «سلمک» له سیزیلدات تار طنبوری....

که در قطعه اول ( شاهد چنگی) ،22 واژه مربوط به موسیقی و در شعر ترکی سازلی شاعریمیز(خازن) نین روحینه تقدیم،49 واژه مربوط به موسیقی اعم از اسامی سازها، دستگاهها، گوشه ها و دیگر اصطلاحات موسیقایی دیده می شود.

علاقه ایشان به موسیقی به حدی بوده که شعر و موسیقی را دو ستون پایدار و مایه فخر ایران و ایرانی و آن دو را جزو سرمایه های ملی می دانست و احساس خود را در این مورد چنین بیان داشته اند :

           بر شعر و ترانه این دو استن / ایران کهن دژ استوار است

            ایران تو گر یگانه باشد / با این دو شعار شاهکار است

          موسیقی و شعر ماست آری / نقدی که یگانه درشمار است

              ورنه به کدام علم و صنعت / ما را به جهانیان فخار است

لطفاً ادامه اش را در قسمت دوم بخوانید


91/6/26::: 10:18 ص
نظر()
  

نقّاشی، دریچه‌ای به پرورش خلّاقیت

نوشته: جواد کریم نژاد

هنر، شناخت از زندگی به صورت کیفی می‌باشد و منشاء هنر را باید در زندگی شخصی و چگونگی نگاه افراد به زندگی جستجو کرد. از دیگر سو، هنر، خلّاقیت و بهره‌وری هوشی رابطه‌ی مستقیمی با یکدیگر دارند. به تصریح جامعه‌شناسان هنر و روان‌شناسان، کودکان ذاتاً هنرمند هستند و آنچه باعث می‌شود آنها به مرور از ذات خویش دور شوند، نحوه‌ی تعلیم و تربیت، روش تدریس و آموزش آنها می باشد. مربّی خوب هنر و آگاه به اصول آموزشی می‌تواند با پرورش استعدادهای کودکان، هماهنگ ساختن فعالیت‌های ذهنی و عملی کودکان، پرورش قوه‌ی تخیّل و تصوّر، بسترسازی جهت بیان عواطف و احساساست درونی و مهم‌تر از همه ایجاد شرایط مساعد برای پرورش میل به همکاری با دیگران و برقرار ساختن روابط اجتماعی، از آنان کودکانی مسئولیت‌پذیر و خلّاق پرورش دهند.

روان‌شناسان اعتقاد دارند که دوران کودکی، جزو مهم‌ترین سال‌ها در شکل‌گیری شخصیت انسان محسوب می‌شود . اگر در این سال‌ها بتوان هنر را به خوبی به کودک آموزش داد، می‌توان انتظار داشت که هنر بتواند در شخصیت کودک تأثیرگذار باشد.

نقاشی به دلیل برخورداری از قدرت تصوّر و اندیشه‌ی تجسّم، در ارتقاء مهارت‌های حسی و تقویت توانایی ارتباطی برای کودکان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. کودکان هنر را بیشتر با نقاشی کردن تجربه می‌کنند و نقش آموزش و پرورش‌های دوران کودکی، بسیار با اهمیت و پررنگ است، اگر در این دوران کودک تحت نظر یک مربّی کارآزموده و آگاه به اصول آموزشی هنر قرار گیرد، به او کمک خواهد کرد که آزادانه قوه‌ی تخیّل خود را به کار گرفته و با خلق آثار هنری رشد فکری و خلاقیّت در او شکوفا گردد. کودکان به دلایلی هم‌چون لذّت‌جویی، بیان افکار، احساسات و عواطف درونی و روحی خویش، تخلیه‌ی انرژی، بیان رویاها و خواسته‌ها، طرز نگرش و برقراری ارتباط با محیط پیرامون نقّاشی می‌کشند و از طریق نقاشی اولین تجربه‌های خود در هنر را کسب می‌کنند. استفاده از خطوط و رنگ‌های مختلف در نقاشی کودکان گویای آرامش، شور، هیجان، غم و شادی، تمنیّات، خواسته‌ها و حالات روحی آنهاست.

شما به عنوان مخاطب، چه تصویری از کودکی که قلم به دست گرفته و خطوط موزون یا ناموزون با شکل و رنگ‌های مختلف بر روی صفحه کاغذ ترسیم می‌کند، دارید؟ فکر می‌کنید رسم این خطوط با اهمیت است یا خط‌ خطی‌های بی مفهوم کودکانه، معنی می‌شود؟! آیا این خطوط و شکل‌ها دارای پیام است یا خیر؟! باید توجه داشته باشیم که کودک محیط پیرامون خود را آنگونه که می‌بیند نقاشی می‌کند نه آنطور که هست. کودک در نقاشی خود بواسطه‌ عناصر بصری، با صمیمانه‌ترین زبان سخن می‌گوید و تفکّرات و ذهنیات و آرزوهای خود را در قالب آن متجلّی ساخته و دنیای درونی خود را خالصانه بروز می‌دهد و به قول اندیشمندی »نقاشی پلی است برای دستیابی به اندیشه‌ی کودک«، بنابراین نقاشی کودکان اگر از لحاظ فرم بی‌اهمیت جلوه کند، از نظر محتوا نمی‌تواند بی‌ارزش باشد و پیام عاطفی آن را از زبان خط‌ها و رنگ‌های بکار برده شده می‌توان دریافت نمود. به عبارتی دیگر نقاشی به دلیل اینکه از درون کودک سرچشمه می‌گیرد، برای کودک فقط وسیله لذّت و بازی نیست، بلکه با آن به‌طور ناخودآگاه مسائل، مشکلات و حالات درونی‌اش را بیان می‌کند.

در این میان مربی نقاشی کودک، در پرورش خلاقیّت او نقش تعیین کننده‌ای دارد. نقاشی می‌تواند با هدف تقویت قوه‌ی تخیّل، پرورش توجه و دقت کودک، توجه به عناصر حسی موجود در اطراف، تقویت بصری کودک در دیدن اشیاء محیط پیرامون، تمرکز حواس و بیان احساساست با تأکید بر نقش و رنگ دنیای آمالی کودک را وسیع‌تر نموده و سبب ارتقاء مهارت‌های حسی و تقویت توانائی ارتباطی او گردد.

دنیای نقاشی تنها عالمی است که کودکان رفتارهای صادقانه دارند، هرچه دارند در فضای نقاشی خود فاش ساخته و با اطرافیان و اشیاء محیط پیرامون حرف می‌زنند، از اینرو، این مسئله زمینه را برای مربیّان خردمند و آگاه به اصول آموزش مهیّا می‌سازد تا کودکان را بهتر شناخته و آموزش‌هایشان را متناسب با علایق و توانایی‌ها و نیازهای کودکان استوار سازند. در نقاشی کودک می‌بایست با تأکید بر پرورش خلاقیت نقاشی در کودکان و سعی در القاء »دید خلّاق« که منجر به دریافت‌های بهتری برای کودک می‌باشد، داشت. چرا که دیدن و تقویت بصری کودک، ذهن او را غنی می‌کند؛ از طرفی نقاشی کودک هم از حیث ترکیب رنگ‌ها و هم از حیث مضمون در جهت شکوفایی خلاقیّت کودک زیبا و دارای اهمیت به سزائی است. کودکان از قدرت تخیّل، تصور و تجسّم قوی برخوردار هستند و همه‌ی اینها در حاصل فعالیت‌های هنری کودکان- همچون نقاشی- نمایان است، یک مربی خوب کافی است خود را به دنیای کودکان نزدیک ساخته و چونان کودکان اندیشیدن را فراموش نکند.

منبع: دو هفته نامه دنیز، شماره 20 مورخ 26/ 5/91


  
<      1   2