سفارش تبلیغ
صبا
حسادت و تملّق روا نیست، جز درجستجوی دانش . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، مصطفی ، قلیزاده ، غربی ، ترکی ، امام ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، اسلامی ، هنری ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، کتاب ، باکو ، اسلام ، نشریه ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، شهریار ، سایت ، نخجوان ، سید ، شهید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، انقلاب ، سفر ، دریاچه ، ادبیات ، خمینی ، فخری ، اسرائیل ، پیغمبر ، تصویر ، جمعه ، حمید ، صادق ، دفاع ، رضا ، مهدی ، مقدس ، حوزه هنری ، بهرام ، پیامبر ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، فاطمه ، عاشورا ، نارداران ، نامه ، مقاله ، کربلا ، عکس ، عراق ، زهرا ، اهل ، انتظار ، امام علی ، بسیج ، ترکیه ، ترکیه ، جمهوری ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، خامنه ای ، خدا ، بیت ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، زن ، شامی ، دوستی ، در ، صابر ، شهر ، شیخ ، قم ، فرهنگ ، رستمی ، امام خمینی ، حسن ، جنبش ، جشنواره ، حافظ ، نقد ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، محمود ، مجلس ، حاج علی اکرام ، حسنی ، حجاب ، خاطرات ، به ، ترجمه ، تاریخ ، تهران ، ایرانی ، آمریکا ، رمضان ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، زبان ، سال ، سعید ، فرهنگی ، عشق ، عید ، علی یف ، عظیم ، فضولی ، صراف ، زینب ، سلبی ناز ، سلیمانپور ، روز ، رضوانی ، دو ، آمریکا ، آراز ، احمد ، استاندار ، اکرام ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، مجتبی ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مطبوعات ، مهدی موعود ، نویسندگان ، نویسنده ، مشهد ، محمداف ، محفل ، کانون ، هفته ، هفته نامه ، وطن ، ولی ، حزب ، جواد ، پیام ، اردوغان ، ادب ، آذربایجان غربی ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، داستان ، شاهرخ ، شجاع ، زلزله ، زندگی ، فلسطین ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فرانسه ، فتح الهی ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، فیلم ، قیام ، سعدی ، دانشگاه ، رزم آرای ، رهبری ، دینی ، رباعی ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، بعثت ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، یاد ، هنر ، کرکوک ، ماه ، مثنوی ، محسن ، هادی ، نوروزی ، نماز ، ملی ، منظومه ، موسی ، موعود ، هریس ، محمدی ، مسلمان ، مراغه ای ، وفات ، یادداشتهای ، حضرت ، حماسه ، حاجی زاده ، بیداری ، تبلیغات ، توهین ، انجمن ، امین ، انتخابات ، امام زمان ، اخلاق ، آران ، آغدام ، آیت الله خامنه ای ، آذری ، دوزال ، رهبر ، روزنامه ، خوی ، شب ، علامه ، فارس ، فرزند ، صدر ، صادقپور ، عرب ، عرفان ، طلاب ، طلعت ، صمداف ، عابدینی ، عاشیق ها ، صابونی ، شیعه ، شیراز ، شوروی ، صلاحلو ، شهردار ، شهادت ، غلامعلی پور ، علیرضا ، قربانی ، قاراباغ ، سهلاب ، سریال ، خلیل ، دفاع مقدس ، درویش ، دنیز نیوز ، دولت ، دکتر ، آقازاده ، آغری ، اشغال ، اسلامگرایان ، ارمنستان ، ارمنی ، ارزشها ، از ، استاد ، الله ، باکو 10 ، بخش ، تمثیل ، بیر ، پناه ، بشیری ، بهجت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1260
بازدید دیروز :807
کل بازدید :1714930
تعداد کل یاداشته ها : 858
96/11/29
11:7 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ساده دل جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی شقایقهای کالپوش سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است هم نفس طراوت باران ►▌ استان قدس ▌ ◄ تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد ....افسون زمانه مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران سکوت ابدی هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

 

مهمانان «سید محمد آقا» نوجه­مهر 

(یادداشتی کوتاه از یک سفر)  

مصطفی قلیزاده علیار

امام­زاده «سید محمد آقا» در روستای «نوجه­مهر» از توابع شهرستان جلفا قرار دارد، واقع در ساحل رود ارس، نزدیک منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس و گمرک «نوردوز» در مرز ارمنستان به فاصله 65 کیلومتر از جلفا؛ که از بقاع متبرکه و معتبر منطقه ارسباران و بلکه کل ایران به شمار می­رود و مردم منطقه از جان و دل به این مکان مقدس عشق می­ورزند و اعتبار و احترام معنوی و حتی کرامت قائل­اند. 

اهالی منطقه در هر کجای کشور که زندگی می­کنند، معمولاً در ایام خاصی همچون ماه­های محرم و صفر، ایام فاطمیه، نیمه شعبان، تعطیلات نوروزی و تابستانی به زیارت مقبره این امام­زاده می­شتابند و به تعبیر ظریف روحانی این زیارتگاه: «مهمان سید محمد آقا» می­شوند و یا لااقل نذورات خود را به سید محمد آقا از دور هم که شده، فراموش نمی­کنند و می­فرستند و قربانی ذبح می­کنند و... حتی مسافران سیاحتی و تجارتی هم که  به منطقه می­روند، به زیارت این امام­زاده مشرف می­شوند مگر مسافران غافل یا بی توفیق!

«سید محمد آقا» را از سادات اصیل قرن نهم هجری نوشته­اند و سلسله نسب شریفش بنا بر تعیین و تأیید آستان قدس رضوی، با هفت واسطه به امام دهم حضرت علی النقی (ع) می­رسد: محمد بن، سالم بن صادق بن محمود بن شعیب بن مبرقع بن موسی بن ابوطالب بن علی (النقی - ع) بن محمد (تقی-ع) بن علی بن موسی الرضا (ع). البته در عرف عام می­گویند از اولاد امام موسی بن جعفر(ع) است که این هم درست است.

امسال در ایام فاطمیه (س) که اتفاقاً مصادف بود با دومین دور تعطیلات اول سال – از سه شنبه 12 فروردین تا آخر هفته بود، تشرف و ازدحام مهمانان سید محمد آقا بسیار چشمگیر بود. ما از دو روز پیش به واسطه دوستان منزل گرفته بودیم و دو سه روزی مهمان سید محمد آقا شدیم. اما با وجود بیش از 260 واحد اقامتی، در آن دو سه شباروز باز هم بسیاری از زائران نتوانستند منزلی گیر بیاورند و حتی در واحدهای اقامتی خارج از محوطه امام­زاده در داخل روستا هم جا به سختی پیدا می­شد.

با تمام این قضایا، معمولاً مهمانان سید محمد آقا بالاخره شب را در مجموعه زائرسرای اقامتی امامزاده به صبح می­رسانند، اگر نشد در داخل امام­زاده بیتوته می­کنند، یا بیرون از آن و حتی در چادرها وداخل ماشین­هایشان می­مانند، بی آنکه گله­ای داشته باشند.

باری، شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسین علیزاده نوجه­مهری روحانی و تولیت آستان امام­زاده سید محمد آقا، منبر رفت و از فضایل آن بانوی دو عالم سخن گفت به ویژه فضیلت تسبیح بعد از نمازهای واجب که همه مسلمانان آن را انجام می­دهند و یادگار حضرت فاطمه و سنت حسنه آن حضرت است که پدر بزرگوارش پیامبر اکرم (ص) به ایشان آموخت و سایر فضایل ایشان... در پایان روضه جانسوزی هم خواند.

آقای علیزاده  بعد از نماز صبح روز شهادت فاطمه زهرا(س) – 14 فروردین 93- هم منبر رفت و خواب مانده­ها را مذمت کرد و بعد در باب ولایت امیر مؤمنان علی (ع) و قضایای بعد از رحلت پیغمبر (ص) و فتنه سقیفه و موضوع خلافت و مظلومیت خاندان پاک رسالت دادِ سخن داد و به نقش فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق علی (ع) پرداخت و اشاره­ای هم به کتاب عظیم «الغدیر» علامه امینی (ره) کرد... و بعد روضه­خوانی شهادت دختر مظلومه پیغمبر.

ما تعجب می­کردیم از آن همه تحرک خستگی­ناپذیر و جانانه این روحانی بسیار فعال که قبل از نماز صبح به امام­زاده می­آمد و تا ساعت 12 شب و گاه بعد از آن هم در آنجا بود و به امور زائران رسیدگی می­کرد و به سؤالات شرعی پاسخ می­داد و بر روند امور همکارانش در محوطه امام­زاده نظارت می نمود و در عزاداری عمومی خودش شرکت فعال داشت و گاه صریحاً به برخی زائران انگشت­شمار بی­مبالات و بی­توجه، تذکر می­داد و ... این همه فعالیت گسترده البته از یک نفر ممکن و ساخته نیست مگر در سایه احساس عمیق مسئولیت.

به هر حال، در نتیجه همین مدیریت کارآمد و حضور مستمر و فعالیت مسئولیت­محور حاج آقای علیزاده و برادران ارجمند و دیگر همکاران ایشان است که امام­زاده سید محمد آقا امروزه از بقاع متبرکه فعال و جذاب و فرهنگی و تمیز و باصفای استان آذربایجان شرقی و منطقه ارسباران محسوب می­شود. کتابفروشی کنار امام­زاده هم برای زائران لطفی مضاعف دارد.

ناگفته نگذارم که در همسایگی نوجه­مهر، اما­م­زاده دیگری هم هست که مردم منطقه از قدیم و ندیم - که من به یاد دارم - «شعیب آقا» می­گویند اما در سالهای اخیر ارگانهای ذیربط «سید شعیب» می­نویسند! این زیارتگاه، بقعه­ بلند تاریخی شش ضلعی و آجرنمای زیبایی دارد با عمری چند صد ساله در روستای «دوزال» که در دو سه کیلومتری نوجه­مهر و لب رود ارس قرار گرفته است. رفتیم و زیارتش کردیم.

 البته علاوه بر مقبره «شعیب آقا» و این اثر معماری و معنوی و تاریخی روستای دوزال؛ دوست دانشمندم، شاعر خوش ذوق، نویسنده محقق و مترجم فاضل جناب «رسول اسماعیل­زاده» هم برآمده از همین روستاست و هم اکنون رایزن فرهنگی ایران در کشور ترکمنستان است که بی شک وی با خدمات فراوان علمی و فرهنگی و ملی و با نگارش و ترجمه دهها جلد کتاب ارزشمند و مفید، از افتخارات این منطقه و بلکه کشور است و خواهد بود. سراغ ایشان را از اهالی دوزال  گرفتم، گفتند: بله، بله حاجی اینجاست!... بعد خانه پدری­اش را نشان دادند،... معلوم شد حاج رسول رفته جلفا؛ خلاصه تماس تلفنی توسط برادر بزرگوارش «عادل» حاصل شد و او بعد از ظهر به سراغ من در نوجه­مهر آمد و دیداری کوتاه میسر شد و برای سور به خانه پدری­اش دعوتمان کرد که البته برای من مقدور نشد اجابتش کنم، عذر خواستم و گفتم بماند به وقتی دیگر....

منبع: هفته نامه «دنیز» شماره 49 – مورخ سه­شنبه 26 فروردین 1393

 


93/1/27::: 2:51 ص
نظر()
  

یایلاغیمیزین سیمفونیاسی

رسول اسماعیل زاده دوزال

 

سن گؤردویون او یوللاردان،

ایندی ، بئله

             قوش دا کئچمیر.

چاییر آلیب

     اوت باسیبدیر او یوللاری.

سن ایچدیگین او بولاقلار؛

یولون آزیب

دای گؤرونمور،

              بو تورپاقدا.

سن گؤردویون اوبالار؛

        کؤچون چاتمیش

          چوخدان کؤچموش.

ایندی بوردا

نه قارا گؤز اؤکوزلرین بویورور؛

نه ده

ساری تئللی اینکلرین ساغیلیر.

آرخاجلاردا سورو یاتمیر.

نه نئهره لر چالخانیر،

               نه دریلیر یاغلانیر.

بو یایلاغین سوروسو یوخ،

قویون – قوز کورنشلنمیر،

چوبانلارسا قاچیب گئدیب

         خودکلرین سسی گلمیر.

نه قارا باش،

   نه شئر بیلک،

           نه چنبرلی،

         نه ده

 قاپلان باسار او ایتلردن خبر یوخدور.

هوروشمه یوخ،

چون گلن یوخ.

 

آلا گؤزلو گلینلرین،

بایدا الده اوخشا میرلار.

سسی دوشموش بو داشلارا

سانکی سازاخ سیزیلداییر

 اوغلو اؤلموش گلین کیمی

اوزو یوخدور

حزین سس وار

     او یوخلوقدا.

گدیکلردن اسن کولک،

کوفولداییر یاماجلارا،

پیچیلداییر قولاقلارا:

     "اوبا کؤچوب یوردو قالیب وئرانا"

بوردا داها

آیاز – آیدین سمالاردا

دورنالار قاتارلانمیر،

کرتنکه لر توتک چالیر،

ایلان – چایان اود فیشقیریر،

ساری بولبول دای اوخومور،

اوخو سادا ...

نغمه سینی دینله ین یوخ

     آخی نه یه اوخوسون کی؟

مئشه یانیب

      سوسوزلوقدان

آغجا قاییم، پالیت، گون،

ون آغاجی،دوققوزدونلو

بوینون قویوب اؤز چیگنینه

قول – بوداغین چیرمالاییب

یئتیم – یئسیر اوشاق کیمی

قیسیرلانمیش دؤشو شیشمان بولودلاردان

بیر دامجی رحمت دیله ییر.

   وئرن یوخدور؛

          جیگر یانیر،

                     آلولانیر.

نه سس گلیر، نه ده سمیر.

اؤلوده یوخ دانیشاسان.

بورداکی هئچ،

        - هئج کیم یوخدور.

من بیلمیرم بوداغلارین سازاقلاری

                                 کیمه اسیر،

                                          بئله یئسیر؟

حیات بوردا دایانیبدیر.

عؤمور سورمور.

بیر – بیرینه گئییشن او

دیرلیک، شنلیک مینجیقلاری

سانکی یئره یاما نیبدیر.

دیرچه لیش یوخ.

سیلدیریملی قایالارا

                  باغلانیبدیر.

حیات بوردا سال داشلارا

                       سووانیبدیر.

اوهووی ی ی

          هارداسینیز

داغ جبینده اونئی چالان چوبانلار!

اوهوی

       هارداسینیز

 قویونچولار، قوزوچولار!

اوهوی

بس هارداسیز

سازاقلارلا سسله شن او قوچاقلار!

داغ هاواسی، بولاق اوتو

                    - سیزلری

 یایلاق مئهی چاغیریر ...

اوهوی

هارداسینیز

اودونا گئدن اوشاقلار!

قاییدین، گلین

گلین، گلین...

"اورتا چشمه" تک قالیبدیر.

1391

منبع: هفته نامه دنیز، شماره 23 - مورخ 22/7/91


  

   رسول الله ص:

اَلصّائمُ فی عبادةِ اللهِ و اِن کانَ نائماً علی فراشِهِ، ما لم یغتب مسلماً

(ثواب الاعمال، صدوق- ج1، ص 75)

انسان روزه دار دائماً در حال عبادت خداست هر چند در بسترش خوابیده باشد، البته تا زمانی که از مسلمانی غیبت نمی کند!

 


  

صابر بزرگ‏ترین شاعر اجتماعی و مسلمان قفقاز- 3

(به مناسبت یکصدمین سال وفات میرزا علی اکبر طاهر زاده صابر)

نوشته:   رسول اسماعیل زاده دوزال

منبع:نشریه دنیز،شماره 7

 

  - صلح‏طلبى و وحدت مسلمانان

 صابر یک شاعر وحدت‏گرا و صلح‏طلب است. او انسان‏ها را به صلح و صفا دعوت مى‏کند. در شعر بین‏الملل از اختلاف به وجود آمده میان ارامنه و مسلمانان سخت ناراحت است و این اختلاف را خلاف عقل و علم و دین مى‏داند. او مى‏گوید: ارامنه و مسلمانان در قفقاز سال‏هاست با صلح و صفا در کنار هم زندگى کرده‏اند. پس چرا باید صلح باصفا را به جنگ و ستیز مرگ‏بار تبدیل کرد؟

      صابر از تشتت افکار و عدم وحدت بین مسلمانان نیز ناراحت است. دعوت به وحدت، وحدت شیعه و سنى، وحدت متفکرین مسلمان، وحدت مستمندان و ثروتمندان، وحدت اقوام گوناگون قفقاز اساسى‏ترین درد صابر است. شعر »تحسر« وى اوج وحدت‏گرایى یک شاعر است  :

   اولسایدى صفا زمره عرفان آراسیندا !

  قالسایدى وفادن اثر اعیان آراسیندا،

  دورسایدى صداقت بیگ ایله خان آراسیندا،

              قالمازدى کرد ذرّه‏جه انسان آراسیندا

  داعى به اخوت اولور ایکن بیزه قرآن،

  امر ائیلر ایکن بیرلیگه پیغمبر ذى‏شان،

  تاپمازسان ایکى متفق الرأى مسلمان،

              قفقازدا اولان بیر نئچه میلیان آراسیندا .

   

  دینمز عجبا معنى قرآنى بیلنلر؟

  اسلامى بئله تفرقه‏ده خوار گؤرنلر،

  آیا اوخومازلار نه اوچون دینى بؤلنلر  -

 »کانوا شیعاً« رمزینى قرآن آراسیندا؟

  

  آخر بو نه تفریق و تخلّف‏دور، اى امت؟ !

  الدن گئدییور، دینله‏مییور سیزمى، بو ملّت؟

  تا کى بو تخلّف، بو تفرق، بو عداوت؟

              بیر دین، بیر اسلام و بیر ایمان آراسیندا؟

  

  اسلامیمیزى ائتمه‏لى‏ییز بؤیله‏مى احیا !

  ایمانیمیزى قیلمالى ییز بؤیله‏مى ایفا،

  اسلام او دئییلمى‏کى، جگر گوشه زهرا  -

              باش وئردى یولوندا سوسوز آل قان آراسیندا؟

   

      

4-    محبت اهل بیت و روح مذهبى صابر

     صابر که شیعه بود و به قول خودش شیعه نابى که حقیقت ‏پرست است. همان گونه که در پیش اشاره شد، صابر صداى دلنشینى داشته و در عشق‏آباد، شماخى و عتبات عالیات سال‏ها به روضه‏خوانى مشغول بوده است. صابردر این سال‏ها نوحه‏هاى زیادى در رثاى حضرت‏ امام‏ حسین‏علیه‏السلام سروده است. متأسفانه به دلایل مختلف نوحه‏هاى صابر تا کنون جمع‏آورى نشده است و به احتمال زیاد در اثر حکومت بلشویکى روسیه این اشعار معدوم شده‏اند. زیرا به گفته پسرعموى صابر، میرزه‏على‏اکبر همیشه نگران آثارش بوده و در هنگام مرگ نیز چشمانش به سوى آثارى که در طاقچه اتاق گذاشته بود، نظاره‏گر بود ولى نوحه‏هایى که به دستمان رسیده است، اوج محبت شاعر نیست به آل‏عبا در آن متبلور است.

    ارباب علم و کمال خوب مى‏دانند که من در آسمان شعر و ادب چون ستاره درخشانم.

    دیده خورشید از خاک پاى من نور مى‏گیرد. چرا که من نوکر حسین)ع( هستم، فلذا پادشاه عالم هستم.

 

اتهامات

    با این وجود صابر در آماج تیرهاى دوست و دشمن بود. او را به بى‏دینى متهم مى‏کردند و چه آزار و اذیت‏هایى که نکردند. او هم از دوست کتک مى‏خورد، هم از دشمن. او را تکفیر مى‏کردند، تحقیر مى‏کردند ولى در روح او ذره‏اى شکست حاصل نشد، اشعاری طنزآمیز در جواب اتهامات واهی سروده است . او مى‏دانست که دوستانش جاهل و بى‏سوادند، عصر، عصر نامردان است، اهالى بى‏علم، معرفت‏اندوزى خوار گشته، چرخ کج‏مدار، خلق حیله‏گر، بخت تیره، همرهان ساده و صالحین به تیر سوءظن نشانه، همت‏ها بى‏قرار و قلب‏شکنان جسور و ظالمین پررو گشته. چه باید کرد. باید با این ساخت و به تکلیف عمل نمود.

تحجر، جهل، استحمار مرتجعین، بى‏سوادى و خرافه‏زدگى عوام عرصه را بر فردى چون صابر که روشن، بیدار و مترقى بود تنگ کرده بود. سیل تهمت و افترا و تکفیر بر سر شاعر سرازیر بود. صابر در عین این که دیندار، دلسوز، و خداپرست واقعى بود متهم به بى‏دینى و کفر و ارتداد مى‏شد. او نیز علیرغم این بى‏مهرى‏ها و مشکلات از مبارزه در راه علم و دین کوتاهى نمى‏کرد و مقاومت می ورزید به گفته خود:

سیل طعن ائیله تموجله آلیب دور و بریم

بنزرم بیر قوجامان داغه کی، دریاده دورار

( امواج سیل طعن دور و برم را در بر گرفته / به کوهی می مانم که در میان دریا ایستاده است!)

 در اوقات فراغت همراه با دوستانش چون عباس صحت و محمد طراح به بحث و بررسى اشعارشان مى‏پرداخت و با ادبا و علما و شعرا مکاتبه و معاشره داشت.

 

وفات

در نهایت شاعر جام راحتى و آسایش ابدى را از دست اجل بنوشد و به سال 1911 میلادى جان به جان آفرین تسلیم نماید و سیل اندیشمندان، متفکران روحانیون براى تشییع بزرگ‏ترین شاعر قفقاز به شماخى جمع شدند و در شهر عزاى عمومى اعلام گشته، مدارس تعطیل شدند، و پس از اقامه نماز میت با شرکت جمع کثیرى از مردم و اندیشمندان در قبرستان گونبذ شماخى دفن گردید. امسال (2011) در ست یک قرن تمام از فقدان این شاعر مسلمان اندیشمند و بزرگ می گذرد.

 صابر در آخرین نفس‏هاى خود این رباعى را نوشته بود:

    راهم بدهید رو به راه آمده‏ام،

    بر درگه حضرت اله آمده‏ام،

    بى‏تحفه نیامدم، نه دستم  خالی است،

    با دستانی پر از گناه آمده‏ام.

مجموعه اشعار صابر با نام «هوپ هوپ نامه» در ایران و ترکیه و آذربایجان و تاتارستان و عراق و ترکمنستان و ... بسیار مشهور و پر طرفدار است و در میان شاعران فارسی زبان ایرانی کسانی چون سید اشرف الدین نسیم شمال و ملک الشعرا با دیده احترام به او می نگریسته و از او الهام گرفته اند و نسیم شمال مضامین اشعار صابر را ترجمه می کرد. و استاد از شیفتگان او بود. پایان

 


  

صابر بزرگ‏ترین شاعر اجتماعی و مسلمان قفقاز- 1

(به مناسبت یکصدمین سال وفات میرزا علی اکبر طاهر زاده صابر)

نوشته:   رسول اسماعیل زاده دوزال

 

منبع: دو هفته نامه دنیز، شماره 7 - مورخ 11/ 10/ 90

اشاره:   یک صد سال تمام از خاموشی شاعر بلند آوازه و اندیشمند مسلمان قفقاز مرحوم میرزا علی اکبر صابر می گذرد. خیلی ها از اشعار صابر در مطبوعات و رسانه ها با اهداف مختلف خود تغذیه می کنند! اما در یکصدمین سال وفات این شخصیت بزرگ ظاهراً هیچ یادی از او نکردند... شاید هم ما ندیدیم. مقاله ذیل را استاد ارجمند میرزا رسول اسماعیل زاده دوزال(محقق و ناشر زندگی و اشعار صابر) نگاشته و  با بزرگواری در اختیار نشریه گذاشتند که ضمن تشکر و عذرخواهی از ایشان، مقاله مزبور با کمی اختصار از نظر خوانندگان عزیز می گذرد:

 

نگاهی به زندگی صابر

شاعر مشهور و طنزپرداز بزرگ و بلا رقیب سراسر ادبیات غنی آذربایجان مرحوم میرزاعلى‏اکبر طاهرزاده »صابر« در سال 1278 هجرى قمرى اول ماه ذى‏حجه در شهر شماخى جمهوری آذربایجان دیده به جهان گشود. در 8 سالگى وارد مکتب‏خانه شده مشغول تحصیل گردید  .

      از دوران کودکى به نظم و شعرسرائى رغبت پیدا کرد. در نه سالگى طبع خود را در اعتراض به خشونت معلمش به آزمایش گذاشت. در 12 سالگى به مکتب‏خانه حاجی سیدعظیم شیروانى شاعر دانشمند و غزلسراى بزرگ آذربایجان رفت و از سیّد تلمذ کرد. سیدعظیم شیروانى با مشاهده ذوق شاعرانه صابر، متون منظوم فارسى را که به او مى‏آموخت، ترجمه ترکى‏اش را از وى مى‏خواست. صابر نیز به ترجمه ترکی آنها مى‏پرداخت. اشعار گلستان سعدى را به ترکى ترجمه مى‏کرد و به استادش سیدعظیم ارائه مى‏نمود. او یکى از اشعار گلستان با مطلع »دیدم گل تازه چند دسته / بر گنبدى از گیاه بسته«. را چنین ترجمه کرده است  .

   »گؤردوم نئچه دسته تازه گول‏لر،

   باغلانمیش ایدى گیاه ‏ایلن‏تر،

   دئدیم نه اولور گیاه ناچیز،

   تا اگلشه گول صفینده عزیز  .

   اوت آغلایاراق دودی اؤتورسن  .

   صحبت ائلدیم غمیم گؤتور سن  .

   عالى‏لر ائدرمى ترک صحبت،

   حال آنکه اولاردا وار سخاوت  «

    پس از آنکه زبان فارسى و ترکى را خوب می آموزد، پدرش مانع تحصیل وى شده، او را در مغازه‏اش به کار مى‏گمارد. او به موازات خرید و فروش در مغازه پدرش، بیشترین هم و غَم خود را صرف مطالعه مى‏کند. پدرش از این کار او ناراحت گشته و دفتر شعرش را پاره مى‏کند. در اثر خشونت پدرش »صابر« تصمیم به ترک شهر شماخى مى‏گیرد. وى این جریان را چنین به نظم کشیده است:

 من خلیل‏الله عصرم، پدرم چون آذر،

 سفر از بابل شیروان کنم، انشاءالله.

 گر چه او دفتر اشعار مرا پاره نمود،

 وصله با طبع در افشان کنم، انشاءالله!

    او تصمیم مى‏گیرد با کاروانى که راهى خراسان بود، از شماخى فرار کند، ولى پدرش متوجه شده، مانع مى‏شود. مدتى در شماخى در ایام محرم و صفر به نوحه‏خوانى و مرثیه‏سرائى مى‏پردازد. صداى دلنشین و سخنان شنیدنی و شوخ‏طبع صابر موجب محبوبیتش در میان مردم مى‏شود و در مدت کوتاه در ولایات و اطراف و اکناف مشهور و معروف مى‏گردد.

 

    سفر خراسان و کربلا

شاعران آذربایجان از قرون بسیار دور تا به امروز همواره آرزوی سفر خراسان و مکه و مدینه و عتبات عالیات و زیارت قبور و آستانه های پیامبر و خاندان او را – صلوات الله علیهم -  داشته اند و گاه مثل خاقانی در آتش این آرزو سوخته و اشعاری ماندگار آفریده اند. همچنین، عباسقلی آقا باکیخانوف »قدسی«،  حاجی سید عظیم شیروانی و .. و  صابر نیز در اواخر قرن سیزدهم چنین آرزویی داشته که در 23 سالگى به سفر خراسان و عراق می رود و به زیارت ثامن‏الحج حضرت‏امام‏رضا (ع) عتبات مقدسه عراق نائل گردید. او تاریخ سفر زیارتى خود را چنین به نظم کشیده است.

 »صابر شیدا کى، ترک شهر شیروان ائیلدى،

 بولبوله بنزردى کیم، میل گولوستان ائیلدى.

 مین اوچ یوز بیرده هجرتدن سورا میمون ایلى.

 آخر شوالده عزم خراسان ائیلدى«

(صابر شیدا که ترک شهر شیروان کرد،

 همچون بلبلى مى‏ماند که میل گلستان نمود.

 در 1301 هجرى در سال میمون

 در آخر شوال عزم خراسان کرد)

    صابر در سفر خراسان در شهرهاى مشهد، سبزوار، نیشابور، تربت‏حیدریه، تربت‏جام، سمرقند و بخارا سکونت گزیده در عین سیاحت با دست‏ فروشى امرار معاش مى‏کرده است. به دلیل شیوع یک نوع بیمارى خراسان را ترک گفته به شهر شماخى مراجعت مى‏کند. پس از مدتى براى زیارت مرقد حضرت‏امام‏حسین‏علیه‏السلام عازم کربلاى معلّى مى‏شود. مدتى در عتبات عالیات سکنى گزیده، مشغول نوحه‏سرائى و مرثیه‏سرائى مى‏گردد. در این مدت خیلى مرثیه، مدیحه و نوحه و دوبیتى سروده است. پس از مدتى دوباره به شماخى برگشته و سپس راهى عشق‏آباد و مرو مى‏شود. در مدت سکونتش در مرو و عشق‏آباد در ایام محرم و سفر به نوحه‏خوانى و روضه‏خوانى مشغول بوده و از راه صابون‏پزى امرار معاش مى‏کرده است.

    او مدتى در مرو و عشق‏آباد سکنى گزیده و با وفات پدرش مجبور مى‏شود به‏شماخى‏برگردد.

 

خانواده پر جمعیت صابر

صابر در شماخى ازدواج کرد و نهایتاً در شماخى ماندگار شد. او هشت دختر و یک پسر داشت.  اگر چه مشکلات زندگى و فقر مادى و کثرت اعضاى خانواده او را به ستوه آورد، ولى مانع غلیان طبع سرشار و جَوَلان مبارزه سرسخت با جهل و بى‏سوادى نگردید  اداره یک خانواده یازده نفره براى فردى چون صابر حقیقتاً سخت بود. عزیزترین روزهاى عمر این شاعر نابغه و نوآور در صابون‏پزى صرف شد! این دوره از زندگانى شاعر سراسر درد و رنج و مشقت است. زیرا از طرفى فقر مادى و کثرت اولاد  آن هم اولاد دختر که در آن دوره از شرایط اجتماعى و فرهنگى آذربایجان زن فقط نان‏خور خانواده بود، نه عضو فعال آن، سبب شده بود که صابر شبانه ‏روز کار کند و از کنار پاتیل صابون‏پزى دور نشود، تا بتواند خانواده عیالمندش را اداره کند

 

 

... ادامه در قسمت دوم


  
   1   2      >