سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
دانش نور و پرتوی است که خداوند در دلهای دوستانش می تاباند و بدان بر زبان آنان سخن می راند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، باکو ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، انقلاب ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، حمید ، رضا ، صادق ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، نامه ، نارداران ، اهر ، فاطمه ، فاطمه زهرا ، عاشورا ، مقاله ، کربلا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، ترکیه ، بسیج ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، شهر ، صابر ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، شامی ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، بیت ، تاریخ ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، فرهنگ ، نقد ، محمود ، قم ، هفته ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، مجلس ، فرهنگی ، فضولی ، عشق ، عید ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، سلیمانپور ، زبان ، رمضان ، سال ، ایرانی ، آمریکا ، حاج علی اکرام ، ترجمه ، تهران ، به ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، زینب ، روز ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، مجتبی ، محفل ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، وطن ، ولی ، هفته نامه ، نویسندگان ، نویسنده ، شجاع ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فتح الهی ، فلسطین ، فیلم ، فرانسه ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، شاهرخ ، زلزله ، زندگی ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، حزب ، جواد ، پیام ، بعثت ، جاوید ، حسینی ، حدیث ، آذری ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، دینی ، رزم آرای ، دانشگاه ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، شب ، هادی ، هنر ، یاد ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، ملی ، نماز ، نوروزی ، موعود ، موسی ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، مایل ، محمدی ، مراغه ای ، یادداشتهای ، وفات ، هریس ، صادقپور ، صمداف ، صدر ، طلعت ، طلاب ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، خوی ، دوزال ، رهبر ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، حضرت ، توهین ، بیداری ، تبلیغات ، پناه ، تمثیل ، بیر ، بهمن ، بهجت ، باکری ، بشیری ، جاذبه ، جدید ، جعفری ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، آغری ، اسلامگرایان ، از ، ارزشها ، ارمنستان ، ارمنی ، الله ، اسماعیل ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ، سریال ، سهلاب ، دنیز نیوز ، دفاع مقدس ، دکتر ، دولت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :91
بازدید دیروز :689
کل بازدید :1925322
تعداد کل یاداشته ها : 867
97/7/25
4:58 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[267]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ►▌ استان قدس ▌ ◄ هم نفس جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش ساده دل طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

برگی از خاطرات و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی؛

ملاطفت امام خمینی (ره) با شاعر عاشورائی مرحوم خوشدل تهرانی

به دستور امام خمینی(ره)، خانه خوشدل به او بازگردانده شد و حاج احمد آفا از طرف امام به عیادت خوشدل در بیمارستان رفت و هزینه بیمارستان خوشدل را که آن زمان 60 هزار تومان تومان می شد از طرف امام پرداخت گردید و از خودش هم دلجویی شد.

در خرداد سال 1369 همزمان با نخستین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، از تبریز عازم مشهد مقدس برای شرکت در اولین کنگره شعر طلاب بودم که در تهران پیاده شدم و به حوزه هنری رفتم ... قرار بود عصر با قطار راهی مشهد شویم. در حوزه موفق شدم مرحوم محمدعلی مردانی شاعر اهل ببت (ع) را ببینم که ساعتی در خدمتش نشستم.

ایشان عنایت خاص امام خمینی(ره) آن بزرگ مرد ایمان و علم و جهاد و عرفان و ذوق و هنر و ادب را نسبت به شاعران متعهد یادآور شد و ماجرای جالب مرحوم علی اکبر خوشدل تهرانی را نقل کرد که خلاصه اش این است:
خوشدل تهرانی سراینده آن غزل عاشورائی معروفی است که مطلعش این است:
بزرگ فلسفه نهضت حسین این است
که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو
که این پیام حسین است و منطق دین است
که در اوایل دهه چهل سروده و مشهور شده بود درست زمانی که قیام 15 خرداد به رهبری امام خمینی اتفاق افتاد ... و خوشدل با این شعر نزد انقلابیون و علماء و در محافل دینی و هیئتهای مذهبی مشهور گردید... تا اینکه سالها گذشت ... کار آیینه کاری حرم امام رضا (ع) پایان یافت و از سوی آستانه قدس رضوی با همکاری دربار پهلوی مسابقه ای اعلام شد که شاعران شعر بسرایند ... مرحوم خوشدل در این مسابقه شرکت کرد و شعری سرود و مقام اول شد و از سوی دربار یک قطعه زمین در شمران به عنوان جایزه به او تعلق گرفت! بعدها خانه ای ساخت و ازدواج کرد البته زمان ازدواج سن و سالی از او گذشته بود و با ما دوست هیئتی در تهران بود.
تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد و خانه خوشدل در لیست زمینهای طاغوتی بود و توسط هیئت 7 نفره مصادره گردید!
خوشدل که چند بچه قد و نیم قد و کوچک هم داشت، مجبور شد مستاجر شود و چون زمینش از سوی رژیم طاغوت اعطاء شده بود، در آن ایام بحبوحه انقلاب و آشفتگی اوضاع، صدایش به جایی نرسید و هیچ کس هم نتوانست از او دفاع کند... ما در هیئتهای عزاداری تهران پولی جمع کردیم و در اختیارش گذاشتیم تا کمی سرو و سامان بگیرد. چند ماهی گذشت و مرحوم خوشدل به شدت بیمار شد و مدت طولانی به گوشه بیمارستان افتاد! تا اینکه ایام محرم سال 58 رسید. ما تعدادی از سردسته های هیئتهای عزاداری تهران، به دیدار امام خمینی رفتیم. امام در ابتدای سخنان خود همان دو بیت از غزل معروف خوشدل را خواند! حال همه ما به دو جهت متحول شد هم به نام امام حسین (ع) و هم به خاطر سرگذشت غم انگیز مرحوم خوشدل....
امام سوال کرد آیا آقای خوشدل هم در بین شماهاست؟!... هیچ کس چیزی نگفت! امام فرمود: خدا خیرش دهد آقای خوشدل را به خاطر این شعرش.
در این حال یکی از پیر غلامان حسینی تهران اجازه خواست و ماجرای تاسف برانگیز خوشدل را به عرض امام رساند. امام با شنیدن ماجرا، بسیار ناراحت شد و ابروهایش را درهم کشید و متاثر شد و بلافاصله فرزندش حاج احمد آقا را صدا کرد و دستور داد کار خوشدل را زود پیگیری و حل کند! ... رنگ ما همه باز شد و همه در خدمت امام به گریه افتادیم.
خلاصه همان روز به دستور امام خمینی(ره)، خانه خوشدل به او بازگردانده شد و حاج احمد آفا از طرف امام به عیادت خوشدل در بیمارستان رفت و هزینه بیمارستان خوشدل را که آن زمان 60 هزار تومان تومان می شد از طرف امام پرداخت گردید و از خودش هم دلجویی شد و سرو و سامان یافت و با خانواده اش به همان خانه برگشت!
امام در همان دیدار فرمود: آقای خوشدل با این شعرش خدمتی بزرگ به مکتب عاشورایی سیدالشهداء (ع) و انقلاب اسلامی ما کرده است.
مرحوم مردانی گفت: در این دیدار دیگر موضوع دیگری مطرح نشد و حتی عزاداری دیگری هم نشد. همه ما از این اتفاق خوب خدایی خوشحال شدیم و اشک می ریختیم. بعدها مرحوم خوشدل خیلی هم انقلابی تر شد و اشعاری در موضوع انقلاب و امام و شهداء سرود و حتی در جبهه ها هم حضور یافت.
رحمت خدا به روان ملکوتی امام خمینی، خوشدل و محمدعلی مردانی باد.
من که آن زمان 28 سال داشتم اکنون بعد از گذشت 26 سال از آن دیدارم با مرحوم استاد محمدعلی مردانی، آن ماجرای سراسر حکمت و حماسه را نقل می کنم. شکر خدا.
مصطفی قلیزاده علیار

ارومیه/ 15 مهر1395

 


95/8/13::: 2:27 ص
نظر()
  

نون برخی توی دفاع مقدسه!

نویسنده: حسین غفاری (وبلاگ بید مشک - پنجشنبه 13 شهریور 93)

آقای فرج زاده [فرجی زاده] از بنیاد حفظ آثار [آذربایجان غربی] زنگ زد که در تبریز برنامه ای در خصوص خاطره نگاری گذاشته اند و قرار شد با چند نویسنده عازم آنجا شویم.

من و توحید اصغرزاده، هادی عابدی، علی رزم آرای، خانم کریم زادگان و آقای فرج زاده راهی تبریز شدیم. 
بعد از صبحانه رفتیم سالن پارک موزه دفاع مقدس تبریز. 
از استانهای اردبیل و زنجان هم آمده بودند. محمل کار هم نقد کتاب «با تو می مانم» ، خاطره های سردار جمشید نظمی به نویسندگی آقای [رضا] قلیزاده علیار بود. 
برنامه صبح سخنرانی آقای محسن کاظمی نویسنده خاطرات عزت شاهی  بود که انواع مصاحبه را بحث کردند. 
برنامه بعد از ظهر هم نقد کتاب بود که خود جمشید نظمی هم آمد و توفیقی شد این فرمانده تیپ مان را ببینیم. 
صحبت هایی با هم کردیم و عکسی هم به یادگار گرفتیم. 
آمدن ما به تبریز بهانه شد که آن دوست دوران جنگمان را که مدتی پیش تلفنش را بدست آورده بودیم ببینیم. 
رفتیم کارگاه کفش سازی آقای حسن آژیده و نقبی به دوران جنگ زدیم. 
از عدم توجه بنیاد جانبازان و فراموشی نیروهای جنگ گله داشت. کاملا هم بجا بود. 
بعضی وقت ها آدم احساس می کند رزمندگان فقط در دورانی که ایران تهدید می شود یا در زمان انتخابات و برنامه پر کنی صدا و سیما و اینها به درد می خورد. 
حسن پرسید برای چه آمده بودیم تبریز و من قضیه بنیاد حفظ آثار و جلسه را گفتم.
حسن گفت تو از جنگ دست برنداشتی؟ و من به شوخی گفتم فعلا نون توی دفاع مقدسه!!!
البته بعد دیدم واقعیتش را به شوخی گفتم.
فعلا نون برخی مثل ما توی دفاع مقدسه!
اما از طرف دیگر باید جدی به عرض برسانم گاهی احساس می کنم اگر بخش دفاع مقدس را از تاریخ زندگی من بگیرند جز تفاله ای از آنچه که هستم باقی نمی ماند.

جلسه صبح با حضور محسن کاظمی، سردار جعفری و گلعلی بابایی
از راست هادی عابدی، توحید اصغرزاده، حسین غفاری، فرج زاده
از راست آقای قلیزاده، حسین غفاری، توحید اصغرزاده و محسن (پسرم)
آقای محسن کاظمی و من
آقای جمشید نظمی و بنده
کارگاه حسن آقا
از راست محسن(پسرم) حسن آژیده، من و آقا محمد (پسر حسن)




 


93/6/13::: 10:15 ع
نظر()
  

تبریزلی لر

شعری منتشر نشده از مرحوم عبدالحسین شیرپنجه «تنها»

منبع: منیم دونیام (وبلاگ شخصی آقای رضا افشارپور از دوستان مرحوم شیرپنجه)

مرحوم حاج قادر افشارپور ، مرحوم عبدالحسین شیر پنجه رضائی (تنها) و رضا افشار

از چپ «رضا افشارپور(افشار)، مرحوم تنها و مرحوم حاج قادر افشارپور؛ پدر رضا افشار».

تصویر در مغازه حاج قادر افشارپور در ششگلان تبریز برداشته شده است.

 

پیــر سیـز  «منطـق»ده «عـرفان»دا «جـوان تبــریز»لی لر 

پیــرو  «قــرآن» و  «دیــن»ســیز ،  «قهــرمان»تبـــریزلی لـر              

 

                                          «آتـــــروپات»یــن غیــرت و فهــم و ثبــوتی سیـزده دیر

                                           مغـز باشـدا ، قـان دامـاردا ، تـاکـی قــدرت دیـزده دیر

                                          علم و ایمـان ، عشق و عرفان ، حرز جان تبریزده  دیر

                                         عالمـین بـوش جسمـینه بـاخ اولـدو جـان تبــریزلی لر 

 

عالــم امـکان اگــر جسـم اولسـا ؛ تبــریز جانــی دیـر

اینـــدی دونیـاده علـم ؛ غیـرت ده «سـتاّرخـان»ی دیـر

  «باقــر» و «شیــخ محمّـــد» دیـللــرین دســتانی دیـر

تیــر اولـوب ؛ دوشمن لری ائتـدی کمـان  تبــریزلی لر

 

                                            «طاهـر»اولـدو  اؤلـکه میــزده  عــالمه« قــرآن یـازان» 

                                           اؤلـمه ییب ؛ اؤلمـز ، یاشـار عالمــده «المیــزان یازان» 

                                          « شهــــریـار » شعــر  تک  بو عالمـه  دســتان یــازان...

                                چیــخـــدی تبــریزدن اولـوب«فخــر»  زمـان تبریـــزلی لر

   

اولمـاسـایدی «شمـس »  اگر یازمازدی دیـوان «مولـوی»                      

باخ «حسـام»  اولـدو  سـبب تـا نظمـه گلـدی «مثنـوی»                        

همز? تأسیسه  گؤردوم  هئـی دئییر بیر «کس ؛روی»                         

عـالــم علمـیــن  بـاغــی  اولــدو  تـالان  تبـــریزلی لر      

 

                                            گئتــدی  حرّیــّت  یـولـونــدا  چـون  «خیــابـانـی»  دارا

                                            مـاتـمیـنــده  گئیـــدی  یـکـســـر  عـالـم امکان  قارا 

                                          «قاضی»و  «سیّد اسد» اولمـوش  دین اوغـرونـدا  پـارا

                                            ائتــدی لــر  ماتـمـلرینــده  چوخ  فغــان تبــریزلی لر

 

ائیــله ییــر «عـابــد»  عـبادت  داغــدا  داشــدا  آلـلاهـا

  «شـیدا» بـولـبـول  گـؤسـته ریـر  راه  محبّت  گمــراهـا                        

«نـظمـی»نی  بو  عالمین  آللاه  قـویـوبـدور  بـاخ  داهـا                         

اولـدو  انسان  بیر   «پـدیـده»،تـاپـدی  جـان  تبریزلی لر

 

                                         «سلـطان آبـادی» مغوللار  بیر «بؤیوک» شهـر  ائتـدیلر

                                          صونرا  ائل  اولدو  «حزین»، او  اؤلـکه دن  قـهـر  ائتـدیلر

                                           قالدی «خسرو»سوز  او  شیرین  شکّری  زهر  ائتدیلر

                                           قـالـمادی  «فـردی» او  یئـرده  سـؤز قانان  تبـریزلی لر

 

«افشـار»ی  «تـخـت روان»*  ازدیـکده «سلطان»  ائیله دی

چرخ دیر «سلطانی»«درویش»، «درویش»ی « خان» ائیله دی

«شـامـی» «تنـها»صـرف ائـدیب ، هر دردی پنهان ائیه دی

ایـنــدی  «آزرم» اولـدو « آذر » تـک «جـوان»، تبــریزلی لـر     

  

                                            «شهریار» اؤلموش  دئییرلر ،اؤلمه میش  دونیاده دیر

                                          اینـدی  سئیـر  ائیـلیر  ملـک ، تـک  عـالـم  معناده دیر

                                            تـک  گـلیب ، تک  گئتدی ؛ ایندی محضر «تنــها»ده دیر

                                           مــن اونـوتـمام  اوستادی هئچ بیر زمان ، تبـریزلی لر

 

بـاخ گـیلان «اولـدوز»لارا؛  اول «واقـف» علـم «هـئـیت»ه                        

«هـئـیت»ین  علمی  سـالیب  کـلّ  جهـانـی «حیـرت»ه                        

«وارلیــق»یـن  انـسان  دانـانـماز  باخـسا  صنع خلقته                       

هـر  نه  وار «وارلیـق»دا  وار  ای «قهرمان» تبریزلی لر  

..................

*تخت روان = سولطان و پادشاهلار قدیم زامان بیر یئره گئدنده ، میندیکلری وسیله

                    بورادا صندلی چرخدار دئمک دیر. 

                            اورمیــه  ــ  عبدالحسین شیر پنج? رضائی ( تنهــ)ا 18/02/68 )

 

 

 

 

 

92/10/15::: 2:2 ع
نظر()
  

 

 

ای مشهد تو شهود مطلق

 به خاک پای امام رضا(ع)

 

سعید سلیمان­پور- ارومیه

ای ماه منیر ذوالجلالی          

ای شمس سپهر لا یزالی

ای گوهر نام تو خجسته             

بر سلسله الذهب نشسته

ای که به رضای حق رضایی            

آیینه ی نور مر تضایی

ای جان جهان که جمله جانی             

مولا و امام انس وجانی

بر گنبد زر نشانت ای جان!              

شد زرگر چرخ گوهرافشان

ای مدفن تو دفینه ی حق              

ای مشهد تو شهود مطلق

خورشید چو ذرّه در هوایت              

بالیده به سایه ی سخایت

شب سلسله بند گیسوانت           

شب سرمه ی چشم آهوانت

در بارگه منیرت ای ماه            

شب گشته سیه غلام درگاه

شد عرش دخیل بارگاهت             

تا بر شود از در نگاهت

دریای کرم نمی ز جودت              

خورشید شعاعی از وجودت

مستیم به جرعه ای ز جامت             

 ساغر نکشیم جز به نامت

ما دُرد کشان اهل دَردیم              

زین میکده هیچ برنگردیم

ای ساغر وصل حق به دستت              

ای باده خمار چشم مستت

ای مامن و ملجاء غریبان             

ای مرهم جان ناشکیبان

ای خاک در تو توتیایم          

 از نور تو نور دیده هایم

گر بر لب من ترانه ی توست              

از غربت عاشقانه ی توست

دریاب مر ا که درد مندم              

غم شعله کشد ز بند بندم

افتاده ز پا شکسته بالم               

مپسند چنین شکسته حالم

ای مظهر رحم حیّ داور              

 بر این دل خسته رحمت آور...

 


92/10/12::: 8:47 ع
نظر()
  

 مدح امام رضا (ع)

استاد عسگر شاهی اردبیلی

گؤگده آدین تا گلیر تیتره­یر عرش برین

یئرده نه دن بیربئله منزلین اولموش درین

سن ملکوت اهلی­سن ای بشرجان من

یئرده سنی حبس ائدن نفس دیر ای نازنین

نفسی کی ائتدین اسیر عالمه اولدون امیر

مین صفتین اولدو بیر، بیر ثمرین اولدو مین

نفسی مسیح و خلیل، عشق ایله ائتمیش ذلیل

بخش ائله­ییب جبرئیل عاشقه حق الیقین

روح وضو عشق دیر، سرِّمگو عشق دیر

«واعتصموا» عشق دیر، عشق دی حبل المتین

سینه­ده عشق اولماسا، قلبین اولار بوش کاسا

اوندا دوشرسن یاسا، اولسادا فکرین درین

اولماسا عشق ای فلان، حاصلی یوخدوراینان

یوز کره­ ائتسن بیان «نعبدوا» یا «نستعین»

کیم گؤره دلبر قاشین، اگمه یه باش آت داشین

اگمه­دی شیطان باشین اولدو او نادان لعین

باش دئییر آت آدیمی، سالما یادا  یادیمی

روحوون اول خادمی تا اولا روح الامین

 حسن مکمل­دی روح، احمد مرسل­دی روح

یاد ائله اول حضرتی کئچ ملکوت عالمین

ای سنه «شاهی» فدا ایسته­سن عیش و صفا

بسدی فقط مصطفی (ع) بس­دی او نور مبین

عرش وجودوندا غرق، رام رکابینده برق

وصفین ائدر غرب و شرق، مدحین ائدر روم و چین

هردم اوزوندن نقاب آچدی او عالی­جناب

آی دئدی یوز مرحبا، گون دئدی مین آفرین

لشکر اونا «کاف» و «نون»، منبر اونا «حا» و «میم»

شوکت اونا «طا» و «ها»، دولت اونا «یا» و «سین»

سؤز دانیشیب دلربا، وحی ائشیدیب دلپسند

مکتب آچیب دلگشا، دین گتیریب دلنشین

جلوه­سی رضواندادیر، وارثی ایران دا دیر

ملک خراساندادیر، عالمه سالمیش طنین

قدرینه حیران قضا مدحین ائدر مرتضی

شهرتی «موسی الرضا» تربتی مهر جبین

گوزگوسو آهو گؤزو، ضامن آهو اؤزو

قرآنا قارداش سؤزو، دینه دایاق همچنین

یئددی گؤیون سالکی، آلتی مین این مالکی

بئش گؤزه له دین و جان، دؤرد ملکه جان و دین

عشقی وورار قلبه داغ، داغی ائدر قلبی باغ

هم سویو ائیلر چراغ، هم اودو ائیلر سرین

امرینه باغلارمیان «والشجر یسجدان»

قهرینه سؤیلر دومان یا «مطرالمنظرین»

باغ­دا آدین دوتسا باد، باغ اوخویار «و ان یکاد»

کیم اونو دوز ائتسه یاد، اولدو «من المکرمین»

قلب­ده اود گؤزده یاش، سجده یه کی قویدو باش

باشلادی ذکرین یاواش کئچدی سمادن یئیین

درگهووه ای امام، تا دوزه شمع و غلام

هر گئجه اولدوزلارین چرخ ائیله­یردست چین

ای عربین ارشدی، ای عجمین مرشدی

سؤیله دایانسین زامان، سسله دانیشسین زمین

وصفووه عاجزدی دیل، مطلب آغیرمن خجل

مفتعلن مفتعل عهده لیک ائتسین چتین

قلبیمه ای بخش ائده ن نور و ضیا عرش ده ن

سال باشیما حشره جن کؤلگه سین اول دلبرین.


92/10/12::: 12:5 ع
نظر()
  
   1   2   3   4      >