سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
هرگاه مرد با ایمان برادر خود را خشمگین ساخت ، میان خود و او جدائى انداخت . [ گویند : حشمه و أحشمه ، چون او را بخشم آورد . و گفته‏اند شرمگین شدن و خشم آوردن را براى او خواست . و آن گاه جدائى اوست ] . [ و اکنون هنگام آن است که گزیده‏هاى سخن امیر مؤمنان علیه السّلام را پایان دهیم ، حالى که خداى سبحان را بر این منّت که نهاد و توفیقى که به ما داد سپاس مى‏گوییم . که آنچه پراکنده بود فراهم کردیم و آنچه دور مى‏نمود نزدیک آوردیم . و چنانکه در آغاز بر عهده نهادیم بر آنیم که برگهاى سفید در پایان هر باب بنهیم تا آنچه از دست شده و به دست آریم در آن برگها بگذاریم . و بود که سخنى پوشیده آشکار شود و از آن پس که دور مینمود به دست آید . و توفیق ما جز با خدا نیست . بر او توکل کردیم و او ما را بسنده و نیکوکار گزار است . و این در رجب سال چهار صد از هجرت است و درود بر سید ما محمد خاتم پیمبران و هدایت کننده به بهترین راه و بر آل پاک و یاران او باد که ستارگان یقین‏اند . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، باکو ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، انقلاب ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، حمید ، رضا ، صادق ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، نامه ، نارداران ، اهر ، فاطمه ، فاطمه زهرا ، عاشورا ، مقاله ، کربلا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، ترکیه ، بسیج ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، شهر ، صابر ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، شامی ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، بیت ، تاریخ ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، فرهنگ ، نقد ، محمود ، قم ، هفته ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، مجلس ، فرهنگی ، فضولی ، عشق ، عید ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، سلیمانپور ، زبان ، رمضان ، سال ، ایرانی ، آمریکا ، حاج علی اکرام ، ترجمه ، تهران ، به ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، زینب ، روز ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، مجتبی ، محفل ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، وطن ، ولی ، هفته نامه ، نویسندگان ، نویسنده ، شجاع ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فتح الهی ، فلسطین ، فیلم ، فرانسه ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، شاهرخ ، زلزله ، زندگی ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، حزب ، جواد ، پیام ، بعثت ، جاوید ، حسینی ، حدیث ، آذری ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، دینی ، رزم آرای ، دانشگاه ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، شب ، هادی ، هنر ، یاد ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، ملی ، نماز ، نوروزی ، موعود ، موسی ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، مایل ، محمدی ، مراغه ای ، یادداشتهای ، وفات ، هریس ، صادقپور ، صمداف ، صدر ، طلعت ، طلاب ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، خوی ، دوزال ، رهبر ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، حضرت ، توهین ، بیداری ، تبلیغات ، پناه ، تمثیل ، بیر ، بهمن ، بهجت ، باکری ، بشیری ، جاذبه ، جدید ، جعفری ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، آغری ، اسلامگرایان ، از ، ارزشها ، ارمنستان ، ارمنی ، الله ، اسماعیل ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ، سریال ، سهلاب ، دنیز نیوز ، دفاع مقدس ، دکتر ، دولت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :655
بازدید دیروز :614
کل بازدید :1925197
تعداد کل یاداشته ها : 867
97/7/24
10:40 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[267]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ►▌ استان قدس ▌ ◄ هم نفس جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش ساده دل طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

شامی شعر و ادب ارومیه

نگاهی به زندگی استاد محمود شامی

شاعر برجسته و نامی استاد محمود صادقپور متخلص به «شامی»، به گفته خودش در سال 1324 شمسی ( و در شناسنامه 1327) در روستای «بارجوق» از محال بکشلو در اطراف شهر ارومیه در خانواده¬ای کشاورز و باغدار به دنیا آمد و به قول خود در آغوش طبیعت بزرگ شد و روح و جانش از زیبایی¬های سحرانگیز طبیعت سرشار گردید، به طوری که در طول حیات پربارش و در مسیر آفرینش¬های ادبی همواره تحت تاثیر همان شگفتی¬ها و زیبایی¬های دلربا قرار داشته و هنوز هم بعد از هفتاد سال عمر پر برکت، همان انس و الفت دیرینه با طبیعت زیبا و حیرت¬آور را حفظ کرده است.

تحصیل و شعر:

شامی تحصیلات رسمی خود را تا ششم قدیم ادامه داد اما مطالعات عمیق و مستمر و گسترده او در عرصه ادبیات و دواوین شعرای فارسی و ترکی، ذوق فطری شاعرانه این شاعر باغدار را شکوفاتر کرد. مهم¬ترین منبع الهام شاعرانه شامی عبارت است از طبیعت زیبا، آثار شعرای بزرگ و واقعیتهای تلخ و شیرین جامعه. از استاد شامی تاکنون دو مجموعه شعر به نامهای: «طبیعتین قوینوندا» 1369(درآغوش طبیعت) و «داشلی یول» 1384(سنگ فرش) به چاپ رسیده و چندین دفتر و مجموعه شعر هم آماده چاپ و نشر دارد. در اشعار استاد شامی موضوعات انسانی و اجتماعی بیشتر مورد نظر است از جمله وطن دوستی، خانواده، منزلت زن، تربیت، طبیعت، شعور ملی، طنز انتقادی، خرافه ستیزی، ستایش قهرمانان ملی و شهداء، عدالت طلبی و فلکولور آذربایجان که می¬توان او را شاعر ارزشها و فرهنگ آذربایجان نامید چرا که از آداب و رسوم محلی و ضرب¬المثل¬های ترکی آذربایجانی منظومه¬هایی جاودانه و گاه طنزآمیز ساخته است.

او از دلداگان شعر و هنر شاعر بزرگ زمان استاد شهریار است. زبان لطیف و حماسی و ساختن تصاویر بدیع از ویژگی¬های شعری استاد شامی است و باید گفت که او در ادبیات آذربایجان جایگاهی والا و سبک و سیاقی مخصوص به خود دارد. شامی همزمان با عشق ورزی به آذربایجان و ایران، به شهر تاریخی ارومیه به عناون زادگاهش، عشقی آتشین و نگاهی واقع¬بینانه دارد: داغلارین اصلان بئجریب گوزل شانین شهرتین وار کؤرد، آسوری، ارمنی له قیریلمایان وحدتین وار یاشا- یاشا جوان اورمو دل استاد شامی به عنوان یک همسر و پدر نسبت به زندگی، همسر و دو فرزندش مزدک و مانی، سرشار از عشق و مهربانی است و در اشعارش این عشق پاک را انعکاس داده است. اما نگاه او به وطن بسیار گسترده و قابل ستایش است:

هارا قاچیرسینیز کؤچری قوشلار

ایندی کی ائل لرین یامان چاغی دیر

ایگیت اولان مگروطنی بوشلار

گـؤرنده مملکت غم دوستاغی دیـر؟!

شامی بازنشسته فروشگاه شهر و روستاست. او از 40 سال پیش در انجمنها و کانونهای ادبی ارومیه و در اغلب شبهای شعر و همایش¬های شاعرانه استان و گاه دیگر استانها حضوری فعال داشته و در جریان¬سازی ادبی در استان موثر بوده است. شامی علاوه بر ایران، در ممالک دیگر از جمله ترکیه و آذربایجان هم، شاعری شناخته شده است.

 

دوستلار منی سالین یادا

شعری از استاد شامی

من یاشادیم عؤمور بویو

توپ تفنگین قاباغیندا

شاهد اولدوم قان یاشلارا

آنالارین یاغیندا.

بیر فدایی شاعر اولدوم

آزادلیغین سوراغیندا

سیزدن اوزاق اولسون قادا

دوستلار منی سالین یادا.

*

گونوم کئچدی باشدان باشا

آجی - آجی، قره – قره

بیر گولمه دیم بو دونیادا

حسرت قالدیم خوش گونلره

نغمه قوشدوم، حیاتیمی

صرف ائله دیم بو هنره

اویمادیم شهرته،

آدا دوستلار منی سالین یادا.

نویسنده: مصطفی قلیزاده علیار


  

شعر
 
ای طبیعت گونو یاشا!

 
محمود صادقپور «شامی»

 بو شعر فروردین آیی نین 13-جو گونو، طبیعت گونونه عایددیر. بو موضوعدا شعر یازیلماییب. حؤرمتلی اوستاد شامی اؤلکه­میزده خلق آراسیندا اولان گؤزل قایدالاردان، عنعنوی دویوملار و دئییملردن الهام آلاراق «طبیعت گونو» آدلی بو مثنوینی یازمیشدی. «طبیعت گونو» شاعرین یئنی شعرلریندن­دیر و ایندیه کیمی چاپ اولماییب، بیرینجی دفعه اولاراق «دنیز»ده نشر ائدیلیر:

بوگون طبیعت گونودور
گزمگه فرصت گونوندور

چؤللر هامی اوزه گولور
بیر باخ داغا- دوزه گولور

«پیش­پیشا»لار توم­توم آچیب
هر طرفه عطیر ساچیب

آغاجلار نه اویانیبلار!
الوان گوله بویانیبلار

ائللر چیخیب داغا-باغا
حتی یاغیش یاغایاغا

«اورمیه»نین بو چاغیندا
آخار چایلار قیراغیندا

چمنلرین فرشی اوسته
ائللریمیز دسته دسته

سئوینج­ایله شنلیک ائدیر
چالیر، اوینور، جالمان گئدیر

نه گؤزل­دیر داغ- دره­لر
سیخ مئشه­لر، منظره­لر

گؤزل قیزلار، اودور گلیر
چیچک دریر، گول دسته­لیر

تا اؤزونه تاپسین اری
دوگونله­ییر بیتگی­لری!

بعضی­لری توپ اویناییر
باغدا «گیزلن پوپ» اویناییر

بعضی­لری «کیفلان» گئدیر
گؤرنلری حیران ائدیر

ساچلارینی وئریر یئله
باخان دویمور اینجه بئله

اوشاقلار دا چمن اوسته
اویناییرلار «پیلله دسته»

«رسام» گلیر فیرچا الده
دولانیر یام­یاشیل چؤلده

شکیل چکیر داغ-دره­دن
هر بیر گؤزل منظره­دن

ای طبیعت وورغونلاری
گلین بیزیم یوردا ساری

باخین سولار اؤلکه­سینه
قولاق آسین قوش سسینه

نئجه گؤزل اوخویورلار
یووالارین توخویورلار!

محشر ائدیر بهار بوردا
نه یاپیشیر ناهار بوردا!

داغدان گلیر گور شلاله
شعله چکیب یانیر لاله

سولار آخیر شاققیلداییر
سماورلر پاققیلداییر

قیز-­گلینلر بیتیردیگی
ائولریندن گتیردیگی

«گؤی»لرینی سویا آتیر
حکمتی وار اونا خاطیر:

«کؤوشن» اولار جنت تکین
آدام بویدا چیخار اکین


*******


یاواش- یاواش قاش قارالیر
آخشام گلیر گون دارالیر

سس-سمیرلر هامی باتیر
گئتمگین ده وقتی چاتیر

آیریلیق اولور چوخ چتین
قوینوندان بو طبیعتین

یئردن دورور آنا قادین
سسلر ارین هم اؤولادین

زورلا ییغیر اؤز باشینا
تپیلیرلر بیر ماشینا

دوشوب یولون اثرینه
قاییدیرلار ائولرینه

*********


ایندی قیزلار اولوب یامان
گلیب ائوه چاتان زمان

تک نیتی بودور دیلده:
اره گئتسین یئنی ایلده

یادا سالیر ایگیت یارین
چیخاریر اؤز باشماقلارین

باخ ایشینه دقت ائله
آستانادا قویور بئله:

ائوه طرف دابانلاری
بورنو دؤنور چؤله ساری

دئییب­لر کیم بئله ائدر
ائودن چیخیب گلین گئدر...

یاشاسین بو دب­لری میز
اونوتماریق اونلاری بیز

بئله­لیک­له ایل بایرامی
ائل بایرامی، گول بایرامی

«اورمیه» ده چاتیر باشا
ای طبیعت گونو یاشا!


*********


اما منه معمادی
نییه شوم­دور «اون اوچ» آدی؟!

خورباخاندا عوام سنه
یامان آجیق گلیر منه

اینجی­سه ده اگر هامی
سئوده­جکدیر سنی «شامی»

سندن الهام آلاجاقدیر
جوشوب قلم چالاجاقدیر

او اینانماز خرافاتا
جهالتدن دوغار خطا.

93/01/13

منبع:  «دنیز »هفته نامه سی - شماره 52، نشر تاریخی 93/02/14




93/2/15::: 10:29 ع
نظر()
  

وفالی کؤپک (تمثیل)

استاد محمود صادقپور«شامی» - اورمیه

 بیراووچو آتینی چاپیردی یولدا

چیگنین ده توفنگی، یانین دا کؤپک

کؤپک نئجه کؤپک؟ ایرنگی آلا

گؤزلری میرواری تؤک لری ایپک

شیکارا گئدنده تازی دان یئیین

عین اصلان کیمی بئل، بوخون، کؤره ک

قاچیب گتیرردی ووران قوشلاری

هردن صاحابیلا ائیله ردی هَنـَک

اوگون ده شیکاردان گلیردی اونلار

ایت آتین دالیجا قاچاراق زیرک

گؤردو صاحابی نین دوشدو خورجونو

ایچینده پول، قیزیل وارایمیش دئمک

کیشی نین اولمادی بوندان خبری

نییه کی اوچوردی آت مثل کولک

دئدی اؤز اؤزونه او وفالی ایت:

بو ایشی من اونا قاندیرام گره ک

هوروب، میریلدادی، آتیلیب دوشدو

هر اویون چیخارتدی زای اولدو امک

یئیه سی سؤیله دی: بونا نه اولوب؟!

یقین قودوروبدور یوخدور داها شک

اونو گولله له دی قوش توفنگی له

دئدی: بیر قودوزدی اؤلر به در ک

بلی او ایتینی اؤلدوروب گئتدی

آمما ایشین سونو نه اولدو گؤره ک:

آتی چاپا- چاپا چاتدی ائوینه

خورجونو گؤرمه دی سیخیلدی اؤره ک

هر ایکی الینی چالدی باشینا

دئدی: یازیق اولدوم آخیر ای فلک

آختاریب تاپماغا گئری قاییتدی

نه گوردو؟ یول اوسته قالیب او جمدک

اؤلوسوده اونون گ‍ؤزه تچیسی دیر

خورجونو دیشینده ساخلاییب هـَلـَک!

سؤیله دی: من سنی اؤلدوردوم، آمما

سن منی آتمادین جان وئره نه دک

نییه ووردوم سنی سینایدی الیم

نئجه باخیم سنه؟ کور اولسون ببک

دوشوب قوجاقلادی اونون باشینی

بولوت کیمی توتقون اؤره گی کؤوره ک

زارها- زار آغلادی اولدو پشیمان

دئدی اؤز اؤونه: بو جزاندی چک

«شامی» آدام اوغلو چیی سوت امیب دیر

اونا بئل باغلاما، کلک دیر،کلک

بعضی آدام لاردان ایت وفالی دیر

بیر عؤمور اونوتماز یئسه بیر چؤره ک.


  

نگاهی به شعر شامی - 3 ( ترجمه)

شاهرخ رضوانی

 

بمان شاعر!

ترجمه فارسی شعر " کندیمیزدن آیریلاندا " (هنگام جدایی از روستایمان)

سروده ی محمود صادقپور (شامی)

مترجم : شاهرخ رضوانی

بقیه ترجمه

سحر گه روبرو گردید با من                         نگاری شوخ چشم کوزه بر دوش

چو دیدم بافه های زلف او را                        ز دیدارش شدم سر مست و مدهوش

**

در آن وقت و مکان با چشم گریان                نگاهم کرد آن خوشروی فتّان

نگاه فتنه انگیزش به من گفت                     سخن هایی حزین از درد هجران

**

کلامش اینچنین می گشت جاری                 بمان شاعر بمان در روستایت

مکن دوری ز آغوش طبیعت                       دلم را شاد کن از نغمه هایت

 

مردّد گشتم از رفتن در آن دم                    نگار نازنین چون راه را بست

و پنهان از نگاهم اشک ها ریخت                 به خود گفتم که راه دیگری هست؟

**

بمانم یا نمانم مانده بودم                         چه گویم در جواب آن فریبا

بدو گفتم نخواهم برد از یاد                      طبیعت را ، شما را ، روستا را

**

و رودی که در آنجا بود جاری                      خروشان گشت و گفتا وای، ای وای

نباید دائما یکجا بمانی                            سفر کن این زمان برخیز از جای

بیا دیگر در این خطّه نمانیم                    بیا تا سمت دریاها برانیم

**

نباید ماند، باید تاخت اکنون                    تمام جاده ها گفتند با من

مبادا آن پری روی فسونکار                   پشیمانت کند از عزم رفتن

نهفته در وجودت جان والا                   نمی گنجی تو در آبادی ما

**

از آغوش طبیعت می گریزم                 مسیرم از رهی پر سنگ و خار است

بسان ابر بغض آلود و غمگین               در این ره چشمهایم اشکبار است

**

نشاط انگیز و گلگون روستایم               نگاهم می کند با چشم گریان

من و او دور می گردیم از هم               رسیده موسم غمگین هجران

**

نظر می افکنم بر راه رفته                   زمان رفتنم با حسرت و آه

بگوشم می رسد هنگام رفتن               صدای کوچه و دیوار این راه

بمان شاعر مبر از بیاد ما را                  نمی بینی مگر این گریه ها را

                                        منبع: دو هفته نامه "دنیز" شماره 17 مورخ 7/4/91 – چاپ ارومیه              


  

 نگاهی به شعر شامی - 2( ترجمه)

شاهرخ رضوانی

 

بمان شاعر!

ترجمه فارسی شعر " کندیمیزدن آیریلاندا " (هنگام جدایی از روستایمان)

سروده ی محمود صادقپور (شامی)

مترجم : شاهرخ رضوانی

از آغوش طبیعت می گریزم                            مسیرم از رهی پر سنگ و خاراست

بسان ابر بغض آلود و غمگین                           در این ره چشمهایم اشکبار است

**

نگاهم می کند با چشم حسرت                        نشاط انگیز و گلگون روستایم

منم فرزند او ، او نیز مادر                               سرود هجرتم را می سرایم

**

درختی شاخه گسترده است اینجا                    که راهم را بگیرد تا بمانم

تو گوئی دختری خوشرو و زیباست                   که حلقه می زند بر بازوانم

**

درخت خوش صدای خوب منظر                      چنین گوید به من با مهربانی

مرو ای نغمه ساز زندگانی                              تو باید تا ابد اینجا بمانی

**

هزاران مرغ زیبای طبیعت                             به من نزدیک می گردند اینجا

بمان شاعر، بمان در خانه ی خود                     همه گویند با من این سخن را

**

شکفته غنچه های روستایم                           شکوه انگیز و زیبایند و طنّاز

نمی خواهند از من دور باشند                        شگفتی های این دنیای پرراز

**

به هنگام عبور از کوهساران                         هزاران صخره می گیرند راهم

همه از رفتن من اشکبارند                          درخت و باغ و رود و چشمه ها هم

بمن گویند هر یک این سخن را                    مرو شاعر از این گلزار زیبا

**

به من چسبیده خاری از گل سرخ                 که می گوید مرا اینجا بمانم

چرا عزم سفر داری از اینجا                          تو هستی شیره ی روح و روانم

**

هوا و آسمان و ابرها نیز                             همه طوفانی و پر اشک و آهند

و صد ها صخره و دیوار و تپه                            برای رفتن من سدّ راهند

**

و می پیچند پیچک های پیچان                     برای ماندن من ، دور پایم

صدای باد می آید ز هر سو                           پر است از این نوا ها گوش هایم

چرا عزم سفر داری از اینجا                          بما ن شاعر ، مبر از یاد ما را

ادامه ترجمه را در قسمت بعدی بخوانید

                               منبع: دو هفته نامه "دنیز               " شماره 17 مورخ 7/4/91 – چاپ ارومیه

 


  
   1   2      >