سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
در جوانی، سخت در عبادت کوشا بودم .پدرم به من فرمود : «پسرکم ! کمتر از آنچه می بینم ، خودت رارنجه ساز که خداوند ـ عزّوجلّ ـ، هرگاه بنده ای را دوست بدارد، از او به کم خشنود می شود» . [امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، هنری ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، باکو ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، شهریار ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، انقلاب ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، مهدی ، حمید ، رضا ، صادق ، حوزه هنری ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، نامه ، نارداران ، اهر ، فاطمه ، فاطمه زهرا ، عاشورا ، مقاله ، کربلا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، ترکیه ، بسیج ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، در ، عراق ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، شهر ، صابر ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، شامی ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، بیت ، تاریخ ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حسن ، حسنی ، حافظ ، حجاب ، امام خمینی ، رستمی ، شیخ ، فرهنگ ، نقد ، محمود ، قم ، هفته ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، مجلس ، فرهنگی ، فضولی ، عشق ، عید ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، سلیمانپور ، زبان ، رمضان ، سال ، ایرانی ، آمریکا ، حاج علی اکرام ، ترجمه ، تهران ، به ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، آمریکا ، آراز ، استاندار ، احمد ، اکرام ، زینب ، روز ، سلبی ناز ، رضوانی ، دو ، داستان ، عظیم ، علی یف ، صراف ، مجتبی ، محفل ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مشهد ، مطبوعات ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، وطن ، ولی ، هفته نامه ، نویسندگان ، نویسنده ، شجاع ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فتح الهی ، فلسطین ، فیلم ، فرانسه ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، شاهرخ ، زلزله ، زندگی ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، حزب ، جواد ، پیام ، بعثت ، جاوید ، حسینی ، حدیث ، آذری ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، رهبری ، روزنامه ، سعدی ، رباعی ، دینی ، رزم آرای ، دانشگاه ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، شب ، هادی ، هنر ، یاد ، کرکوک ، قیام ، محسن ، مثنوی ، ماه ، ملی ، نماز ، نوروزی ، موعود ، موسی ، منظومه ، مسئولان ، مسلمان ، مایل ، محمدی ، مراغه ای ، یادداشتهای ، وفات ، هریس ، صادقپور ، صمداف ، صدر ، طلعت ، طلاب ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، خوی ، دوزال ، رهبر ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، حاجی زاده ، حماسه ، حمایت ، حضرت ، توهین ، بیداری ، تبلیغات ، پناه ، تمثیل ، بیر ، بهمن ، بهجت ، باکری ، بشیری ، جاذبه ، جدید ، جعفری ، چولپا ، حق ، حیات ، خاطره ، جواب ، حجت الاسلام ، آغری ، اسلامگرایان ، از ، ارزشها ، ارمنستان ، ارمنی ، الله ، اسماعیل ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ، سریال ، سهلاب ، دنیز نیوز ، دفاع مقدس ، دکتر ، دولت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :348
بازدید دیروز :301
کل بازدید :1924276
تعداد کل یاداشته ها : 867
97/7/23
2:24 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[267]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ►▌ استان قدس ▌ ◄ هم نفس جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش ساده دل طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

باکو 10

یادداشت­های سفر باکو

بخش پنجم و پایانی

 مصطفی قلیزاده علیار

خارج از همایش باکو
منظورم از «خارج از همایش» عبارت است از سه روز خارج از همایش بشردوستانه (Baku international Humanitarian Forum –  2-3Oktober 2014  ) در باکو، که در اختیار خودمان بود؛ دو روز قبل از همایش یعنی روزهای سه شنبه و چهار شنبه 8 و 9 مهر ماه 93 و  یک روز هم بعد از همایش یعنی دوشنبه 14 مهر. این سه روز فرصت خوبی بود که بتوانیم با دوستان قدیمی و صمیمی آذربایجانی تجدید دیدار کنیم و این توفیق هم دست داد.

صبح روز سه شنبه که از فرودگاه به سفارت رفتیم کیف¬مان را در سوئیت گذاشتیم و بعد از سلام و علیک با یکی از همکاران محترم سفارت، بیرون زدیم. آقای محمدامین رضازاده رفت به دنبال کاری که در دانشگاه دولتی باکو داشت و من و آقای رمضانی هم به دیدن حاج مصطفی مایل-اوغلو (علی¬یف) فرزند شاعر معروف مرحوم حاج مایل (1935- 1999) در انستیتو نسخ خطی آکادمی ملی علوم آذربایجان – در همان نزدیکی سفارت - رفتیم و ناهار هم مهمان حاجی شدیم! حاج مصطفی از دوستان دانشور و قدیمی ماست. ایشان چندین کتاب تحقیقی را در زمینه ادبیات کلاسیک آذربایجان تصحیح و منتشر کرده از جمله دیوان پدرش حاج مایل، دیوان هاشم بیگ ثاقب، دیوان حسین نادم نخجوانی و ...
در ضمن حاج مصطفی دعوتمان کرد که اگر فردا وقت داشتیم، ساعت 14 به وقت باکو در عصر خاطره و یادمان سالانه حاج مایل شرکت کنیم که در اتحادیه نویسندگان برپا می¬شود.
بعد آقای رمضانی با دوستش حاج جعفر همت¬اف تماس گرفت. او هم آمد سراغمان. رفتیم به محل کار وی در سازمان ورزش و جوانان. بعد دوست دیگرشان «آزاد زینال اف» هم آمد. صحبت آقای رمضانی با این دو دوستش کلی گل کرد و از خاطرات سالهای دور و مربوط به 10 – 15 سال پیش یاد کردند و ... آشنایی حاج جعفر همت¬اف و آقای رمضانی به بیش از بیست سال پیش  و  اوایل سالهای فروپاشی شوروی در نخجوان بر¬می¬گردد. حاج جعفر در آن سالها وزیر ورزش در جمهوری خودمختار نخجوان بود. «آزاد زینال¬اف» متولد 1961 تحصیل¬کرده هنر، پیکرتراش و مدرس هنرهای تجسمی دانشگاه باکوست. در ارومیه هم بوده و چند تندیس از شهدا و شخصیتهای معروف را کار کرده است. مردی خوش¬مشرب و شیرین گفتار است. می¬گفت از ضرب¬المثل¬های فارسی خوشم می¬آید.
از حاج جعفر خداحافظی کردیم و به همراه آزاد معلم و با ماشین ایشان به آرامگاه فخری (مشاهیر) باکو رفتیم بر سر خاک بزرگان علم و سیاست و هنر و فلسفه و ادبیات و موسیقی و اصحاب اندیشه و فرهنگ و قلم این دیار. این قبرستان در باکو واقعاً عالمی دارد؛ دیدنی و قابل تأمل و عبرت¬آموز است. قبور اغلب مشاهیر در اینجا با تندیس و سردیس و مجسمه و طراحی برجسته قرار دارد.
بر سر تربت محمد آراز شاعر مشهور و مردمی آذربایجان ایستادیم و فاتحه¬ای نثار کردیم. دوستمان «آزاد معلم» می¬گفت بخش اعظم مجسمه این شاعر را او در کنار قبرش کار کرده است.
بختیار وهاب¬زاده دیگر شاعر ملی آذربایجان، نبی خزری  و حسن بیگ زردابی (روزنامه¬نگار صد سال پیش و مدیر روزنامه «اکینچی» یعنی کشاورز)، و ... در کنار قبر پیشه¬وری هم توقفی کردیم همان که حافظه تاریخی ملت ایران در سالهای 1324 – 1325 در آذربایجان با نام او و فرقه دموکراتش به رهبری شوروی، پیوند خورده و مردم تبریز در آن یک سال (از آذرماه 1324 تا آذر ماه 1325) یک بار دیگر نمونه بارز و مصداق عینی وابستگی به بیگانگان را به چشم خود در پیشه¬وری و افرادش دید (بد نیست کتاب «ما و بیگانگان» نوشته دکتر نصرت¬الله جهانشاه¬لو افشار را ببینید که خود از افراد پیشه¬وری بود)
مقبره حیدر علی¬یف رییس جمهور سابق آذربایجان هم در میان این قبور مشاهیر به شکل برجسته¬تر قرار دارد و همچنین قبر همسرش ظریفه علی¬یوا.
قبر ابوالفضل ایلچی¬بیگ رییس جمهور اسبق آذربایجان هم در کناری واقع شده، وی دبیر کل حزب جبهه خلق بود که در اوایل فروپاشی شوروی مدت کمی بر آذربایجان حاکمیت داشت و مملکت را دستخوش هرج و مرج ساخت و شکاف و اختلاف سیاسی با همسایگان به ویژه ایران را بیشتر کرد و ...
روبروی قبرستان مشاهیر، غذاخوری خوبی قرار داشت که آزاد معلم برای عصرانه به اندازه یک شام کامل در آن مهمانمان کرد... شب برگشتیم به سوئیت سفارت. آقای رضازاده هم آمد. یک چایی نوشیدیم. بعد بیرون رفتیم و حدود یک ساعت در هوای بعد از باران که اوایل شب بود، قدم زدیم البته بیشتر در اطراف قیز قالاسی و حوالی سفارتخانه. باکو آن شب چه هوای تمیزی داشت.
فردا چهارشنبه 9 مهر، صبح به همراه حاج مصطفی به نارداران رفتیم برای زیارت امامزاده حکیمه خاتون (مشهور به خواهر امام رضا –ع-)، زیارت قبور دوستانمان همه مؤمنین. بر سر مزار مرحوم حاج علی اکرام رهبر اسلامگرایان آذربایجان و مزار دوستمان مرحوم حاج علمدار ماهر شاعر مشهور (1950- 2014)  توقف کردیم با نثار فاتحه¬ای به روح ایشان و همه اهل قبور. یادش به خیر که پارسال (2013/ خرداد 1392) با اکبر حمیدی مهمان او و دیگر دوستان بادکوبه¬ای¬مان بودیم و مرحوم حاج علمدار – با اینکه بیمار بود - ما را به شهر شماخی و زیارت مزار سید عظیم شیروانی و صابر و ... برد که بعد از بازگشت، یادداشت¬های آن سفر را در همین نشریه «دنیز» منتشر کردم ...
سر قبر شاعر مشهور شادروان حاج مایل علی¬یف هم در ضلع شمالی قبرستان رفتیم و فاتحه¬ای خواندیم و ذکر خیری از فضایل و ذوق و خدمات او در گسترش شعر آیینی در آذربایجان نمودیم و تربیت شاعرانی غزلسرا و شاعران اهل بیت (ع) در انجمن شعرای وی که حاج علمدار یکی از آنها بود. من بارها در چند سال اخیر به زیارت این قبرستان رفته¬ام اما امروز جناب حجت¬الاسلام «فدوی» روحانی فاضل و شاعر نارداران هم حضور داشت که موجب توفیقات بیشتری برای ما بود و از محضرش بهره¬مند شدیم.
سری هم به خانه خاطره¬آمیز مرحوم حاج مایل زدیم مثل سفرهای سابقم. بعد با حاج مصطفی به باکو برگشتیم. ساعت 14 به وقت باکو (30/12 به وقت ایران) در مراسم یادکرد و عصر خاطره مرحوم حاج مایل در اتحادیه نویسندگان شرکت کردیم. حاج مصطفی در واقع صاحب مراسم یادبود پدرش و دوست شاعرمان «ایلقار فهمی» مجری مراسم بود که از پرورش یافتگان مکتب حاج مایل به شمار می¬رود. بعضی از دوستان ما اینجا بودند. حاج عارف بزونالی، مهرعلی عاصم و ... که همه شاعران عرصه غزل آذربایجان هستند.
حاج عارف بزونالی در صدر مجلس نشسته بود، اما مرا که دید به اصرار جایش را به من داد، من به نمایندگی از دوستان رمضانی و رضازاده در آنجا نشستم... حرفهای خوبی در باب شعر و زندگی حاج مایل گفته شد. جالب این بود که همه حاضران در مجلس – جز ما سه نفر- مرحوم حاج مایل را بلاواسطه دیده و در حقیقت از تلامیذ او بودند¬؛ لذا محفل خاطره و شعر و اندیشه بود. نوبت به من که رسید، در باب تأثیر شعر و زندگی حاج مایل در احیای شعر انتظار فرج و گسترش شعر اهل بیتی و آئینی در آذربایجان در 40 سال اخیر و دوستی آن مرحوم با شاعران ایرانی به ویژه مرحوم استاد محمد عابد تبریزی (1314- 1385) و ... حرفهایی گفتم و نیز مطالبی از زندگی و شعر حاج مایل که در کتاب «شوق دیدار» (تبریز، انتشارات نور ولایت – 1390) آورده¬ام و مقالات و مطالبی که از وی در چند کتاب و جراید ایرانی در تهران و تبریز و ارومیه و قم منتشر کرده¬ام.
ناگفته نگذرم که که مرحوم حاج مایل در موضوع وطن غزل بسیار مشهوری دارد به مطلع:
عارف اولانین سئوگیلی جانانی وطندیر
هم غیرتی، هم ناموسو، وجدانی وطندیر...
که بسیاری از خوانندگان آذری در 50 – 60 سال اخیر آن را خوانده، یا چاشنی ترانه¬های مقامی خویش ساخته¬اند. در همین محفل یادبود وی، حاج عارف بزونالی و یکی – دو نفر دیگر هم یادآور شدند که «وطن» در کلام حاج مایل «وطن معنوی و عرفانی» است همانگونه که در شعر شاعر و عارف برزگ ملامحمد فضولی بغدادی هم وطن همان وطن اهل معنویت و عرفان است.

امروز هم روز خوبی بود. این از دو روز قبل از همایش در باکو. اما آن یک روز آخر یعنی دوشنبه 14 مهر، من و آقای رمضانی مانده بودیم و آقای رضازاده یکشنبه شب بعد از بازگشت از قَبَله به تهران پرواز کرد. من صبح دوشنبه اتاق هتل را تحویل دادم با دوست و هم¬ولایتی قدیمی جناب «گِرمان» حسین¬اف هم¬قدم شدم. «گِرمان» شاعر و نویسنده و هنرمند و مؤلف چندین کتاب و متولد 1962 شهر آغدام مرکز منطقه «قره¬باغ» است که از بیست سال پیش در اشغال ارامنه قرار دارد نام پدرش «علی» بوده است. اما داستان همولایتی بودن من و گِرمان از این قرار است که پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری گرمان (اَلماسخان و سِحران خانم، والدین علی) در اصل اهل روستای ما «علیار» در نزدیکی شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی) بوده¬اند و در سال 1917 به شهر آغدام مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. الماسخان در جنگ جهانی دوم به جبهه رفته و دیگر بازنگشته و اثری هم از او به دست نیامده. اهالی آغدام او و خانواده¬اش را می¬شناسند.
خود گرمان این قضایا را در جلد چهارم خاطرات مربوط زادگاهش آغدام (حافظه بیدار شهر گم-شده:-   QEYB OLMU? ??H?R?N OYAQ YADDA?I) آورده است.
آن روز با او به دیدن یک خانواده دیگر از اهالی آغدام رفتیم که آنان هم در اصل علیاری هستند و بعد از اشغال قره¬باغ به باکو مهاجرت کرده¬اند و او جناب «نوشیروان» است. همسرش «حمایل» خانم سخت مریض بود. پیر مرد و پیر زن مهربانی که پارسال یک هفته¬ای مهمانشان بودیم و خیلی زحمتشان دادیم. یک ساعتی که آنجا نشستیم، آنان با گرمان که از همان بیست سال پیش همدیگر را ندیده بودند، خیلی گرم گرفتند و از خاطرات آغدام و روزهای قبل از اشغال و آوارگی گفتند...
بعد پا شدیم و رفتیم به یک مراسمی که از سوی اداره مثلاً جانبازان و ایثارگران جنگ قره¬باغ، در آن از خانواده¬های قربانیان و جانبازان تجلیل می¬کردند. گرمان را همه می¬شناختند و او همه جا مرا قوم و خویش علیاری خود معرفی می¬کرد!... او در آن مراسم سخنانی گفت و شعری در مدح امام علی (ع) از خودش خواند که در کتابهای قدیمی¬اش چاپ کرده است. از من هم دعوت کردند که مطالبی در باب شهیدان و جانبازان گفتم و آرزو کردم که هر چه زودتر اراضی اشغالی آذربایجان آزاد گردد و آوارگان به زادگاه خود برگردند.
آن روز من با گرمان بودم و شب هم مهمانش شدم و آقای رمضانی هم مهمان دوستان قدیمی-اش.
فردا ساعت 5 صبح گرمان ما را به فرودگاه بین المللی حیدر علی¬یف باکو رساند. در فرودگاه به این بزرگی جایی برای نماز خواندن نبود، سمت قبله را از جوانی صاحب مغازه پرسیدم و در جایی به نماز ایستادم. آقای رمضانی هم بالاخره با دوستانش آمد. ساعت 40/7 به مقصد تبریز پرواز کردیم. روی هم رفته این سفر هم سفر خوبی بود و آنچه در این چند قسمت از یادداشتهای سفر (باکو 10)نوشتم بسیار خلاصه و شاید یک دهم کل یادداشت¬ها باشد.

منبع:  سایت «دنیزنیوز» (Daniznews.ir) و هفته نامه «دنیز» شماره 62 - تاریخ نشر: 23 آذر 1393


 


93/9/29::: 1:29 ص
نظر()
  

قالخ آیاغا آذربایجان!

موج بیداری اسلامی، سواحل خزر را متلاطم ساخت

مجتبی قربانی

این شعار سالهاست که بر زبان مردم جمهوری آذربایجان جاری می شود: »قالخ آیاغا آذربایجان: به پا خیز آذربایجان!« اما مثل اینکه این بار این شعار به راستی تحقق پیدا می کند! ... بعد از فروپاشی شوروی، پیروان مکتب اهل بیت (ع) در این دیار اسلامی – شیعی به پاسداری از ارزشهای دینی و معنوی به پا خاستند، با الهام از انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی و به رهبری مجاهد نستوه مرحوم حاج علی اکرام علی یف مبارزه ای سخت علیه کژ راهه های غربی – صهیونیستی را شروع کردند... اتفاقاتی تلخ در این مسیر افتاد، هر چند غرب و حاکمیت غرب گرا و صهیونیست پرست این کشور، اسلامگرایان را به ظاهر سرکوب کرد و تعیین سرنوشت ملت مسلمان آذربایجان را به بیگانگان سپرد و مردم صبور آذربایجان هم که تازه از زیر یوغ روس غارتگر و جلاد درآمده بودند، در این دو دهه هر چه از خاندان غرب گرا و صهیونیست بنیاد علی یف ها دیدند، تحمل کردند... ولی از دو سال پیش با اعتراضات شدید »دکتر موسوم صمد اف«رهبر اسلامگرایان آذربایجان بر ضد قانون منع حجاب و دستگیری و زندانی شدن وی و دیگر مبارزان و شهادت مرحوم حاج واقف عبد الله اف زیر شکنجه عمال بی رحم حاکمیت در زندان باکو، مبارزات اسلامی و اعتراضات ملی آذربایجان وارد فصل نوینی شد و اینک مراحل جدیدی را طی می کند که اعتراضات اخیر مردم مسلمان شهر اسماعیللی (اسماعیلیه) در شمال آذربایجان به دفاع از شرافت ملی، اصالت اسلامی و ارزشهای دینی خود و به دنبال آن اعتراض مردم باکو در پارک ساحلی شهر، هر چند با زور و قلدری پلیس دولت الهام علی یف سرکوب و دهها نفر دستگیر گردید، ولی نوید فراگیری جنبش مردمی در آذربایجان و وزش نسیم بیداری در این کشور اسلامی را می دهد، اینک امواج بیداری اسلامی در ساحل دریای خزر هم متلاطم گشته و بنیان ستم را می لرزاند. شعار معترضان باکو این بود: » سلاحی اوستوموزدن چکین« : سلاح را از بالای سرمان بردارید! (سایت های خبری آذری)

این شعار عمق فاجعه حکومت پلیسی در آذربایجان را می نمایاند، به طوری که حتی طرفداران آبکی حقوق بشر در غرب و ممالک اروپایی هم حاکمیت علی یف را به نقض حقوق بشر و سرکوب مردم آذربایجان متهم می کنند. البته واقعیت فراتر و فاجعه آمیزتر از آن است که اینان می گویند.

باری، سالهاست که حقوق مادی و معنوی ملت آذربایجان توسط رژیم مستبد علی یف پایمال می شود و ثروتهای مادی و معنوی این مردم به دست حاکمان کشور و همدستان اسرائیلی و آمریکایی و اروپایی آنان به تاراج می رود، اما امواج بیداری و اعتراضات همگانی مردم، امیدبخش رهایی است و جنبش ملی – اسلامی آذربایجان روز به روز گسترش می یابد... و شاید تجربه مصر و لیبی و تونس این بار در ساحل خزر تکرار خواهد شد و الله غالب علی امره

منبع: دو هفته نامه دنیز، شماره 28 – مورخ 11/11/91


  

قالخ آیاغا آذربایجان!

موج بیداری اسلامی، سواحل خزر را متلاطم ساخت

مجتبی قربانی

این شعار سالهاست که بر زبان مردم جمهوری آذربایجان جاری می شود: »قالخ آیاغا آذربایجان: به پا خیز آذربایجان!« اما مثل اینکه این بار این شعار به راستی تحقق پیدا می کند! ... بعد از فروپاشی شوروی، پیروان مکتب اهل بیت (ع) در این دیار اسلامی – شیعی به پاسداری از ارزشهای دینی و معنوی به پا خاستند، با الهام از انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی و به رهبری مجاهد نستوه مرحوم حاج علی اکرام علی یف مبارزه ای سخت علیه کژ راهه های غربی – صهیونیستی را شروع کردند... اتفاقاتی تلخ در این مسیر افتاد، هر چند غرب و حاکمیت غرب گرا و صهیونیست پرست این کشور، اسلامگرایان را به ظاهر سرکوب کرد و تعیین سرنوشت ملت مسلمان آذربایجان را به بیگانگان سپرد و مردم صبور آذربایجان هم که تازه از زیر یوغ روس غارتگر و جلاد درآمده بودند، در این دو دهه هر چه از خاندان غرب گرا و صهیونیست بنیاد علی یف ها دیدند، تحمل کردند... ولی از دو سال پیش با اعتراضات شدید »دکتر موسوم صمد اف«رهبر اسلامگرایان آذربایجان بر ضد قانون منع حجاب و دستگیری و زندانی شدن وی و دیگر مبارزان و شهادت مرحوم حاج واقف عبد الله اف زیر شکنجه عمال بی رحم حاکمیت در زندان باکو، مبارزات اسلامی و اعتراضات ملی آذربایجان وارد فصل نوینی شد و اینک مراحل جدیدی را طی می کند که اعتراضات اخیر مردم مسلمان شهر اسماعیللی (اسماعیلیه) در شمال آذربایجان به دفاع از شرافت ملی، اصالت اسلامی و ارزشهای دینی خود و به دنبال آن اعتراض مردم باکو در پارک ساحلی شهر، هر چند با زور و قلدری پلیس دولت الهام علی یف سرکوب و دهها نفر دستگیر گردید، ولی نوید فراگیری جنبش مردمی در آذربایجان و وزش نسیم بیداری در این کشور اسلامی را می دهد، اینک امواج بیداری اسلامی در ساحل دریای خزر هم متلاطم گشته و بنیان ستم را می لرزاند. شعار معترضان باکو این بود: » سلاحی اوستوموزدن چکین« : سلاح را از بالای سرمان بردارید! (سایت های خبری آذری)

این شعار عمق فاجعه حکومت پلیسی در آذربایجان را می نمایاند، به طوری که حتی طرفداران آبکی حقوق بشر در غرب و ممالک اروپایی هم حاکمیت علی یف را به نقض حقوق بشر و سرکوب مردم آذربایجان متهم می کنند. البته واقعیت فراتر و فاجعه آمیزتر از آن است که اینان می گویند.

باری، سالهاست که حقوق مادی و معنوی ملت آذربایجان توسط رژیم مستبد علی یف پایمال می شود و ثروتهای مادی و معنوی این مردم به دست حاکمان کشور و همدستان اسرائیلی و آمریکایی و اروپایی آنان به تاراج می رود، اما امواج بیداری و اعتراضات همگانی مردم، امیدبخش رهایی است و جنبش ملی – اسلامی آذربایجان روز به روز گسترش می یابد... و شاید تجربه مصر و لیبی و تونس این بار در ساحل خزر تکرار خواهد شد و الله غالب علی امره

منبع: دو هفته نامه دنیز، شماره 28 – مورخ 11/11/91


  
رئیس حزب اسلامی آذربایجان در زندان هم برای زندانیان از اسلام صحبت سخن می گوید PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
پنجشنبه 14 دی 1391 ساعت 20:53

دنیزنیوز: دکتر "موسوم صمد اف"از سال 2003 که مرحوم حاج علی اکرام علی یف از رهبر ی حزب اسلامی جمهوری آذربایجان کناره گیری کرد، مسولیت آن را به عهده گرفته و در ژانویه 2011 در پی اعتراض به قانون منع حجاب در کشورش، از سوی حکومت الهام علی یف دستگیر و به 12 سال زندان محکوم شده است!

 

 

همسر رئیس محبوس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان که اخیراً به ملاقات او در زندان رفته بود، در مصاحبه با یکی از سایتهای خبری آذربایجان گفت: دکتر "موسوم صمد اف" انسان مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، او حتی از مطالعه مطبوعات هم محروم است،

وی افزود:  وقتی دکتر برای زندانیان از اسلام سخن می گوید، او را از آنها دور می سازند.

به گزارش سایت مدیا فروم (آذری، لاتین)، در دومین سالگرد سخنرانی انتقادی دکتر موسوم صمداف از حاکمیت باکو و بازداشتش، همسر وی خانم مهپاره صمد اُوا در مصاحبه ای با این سایت با اشاره به حق کشی های حاکمیت در باره موسوم صمداف گفت: روزی خداوند همه این واقعیت ها را روشن خواهد ساخت    .

همسر رهبر حزب اسلامی آذربایجان تصریح نمود: فرهاد کریم اف که قضاوت پرونده را به عهده گرفته، به مرخصی رفته است، چنین تصورم می کنیم که قاضی به خاطر اینکه زمان دادگاه را تعیین ننماید عمدا به مرخصی رفته است تا زمان نیز کمی هم بیشتر تلف شود ،زیرا بعد از رسیدگی به شکایات اسلامگرایان در دادگاه عالی، پرونده ها بلافاصله به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع خواهد شد.

 خانم مهپاره صمداوا از ملاقات خود با همسرش در زندان شماره 11 در تاریخ 19 دسامبر سال 2012 خبر داد و گفت: این بار خانوادگی به ملاقات همسرم رفتیم و 3 روز در آنجا ماندیم، وضعیت عمومی حاج موسوم خوب است، او آدم مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، از مطالعه روزنامه ها هم محروم است، نه تنها روزنامه های جدید الانتشار را نمی دهند بلکه روزنامه های کهنه و تاریخ گذشته را هم که من، خورد و خوراک، لباس و اشیاء وی را در آن پیچیده بوده ام  تحویلش ندادند!

وی افزود: وقتی حاج موسوم با سایر زندانیان در خصوص دین اسلام و معنویت سخن می گوید به طور موقت وی را از زندانیان جدا می کنند، به طور مستمر در موضوع ایران مورد بازجویی قرار می دهند، و احساس می شود که می خواهند فعالیت دکتر را به ایران نسبت دهند   .

خانم مهپاره صمداوا تأکید کرد: هربار که با دکتر موسوم در باره درخواست عفو از دولت صحبت می کنند، می گوید: من گناهی نکرده ام  و جنایتی را مرتکب نشده ام که مورد عفو  قرار بگیرم.

وی با انتقاد از حق کشی های حاکمیت باکو در باره همسرش گفت: مگر حاج موسوم چه کاری کرده بود؟ او فقط از حاکمیت انتقاد کرده بود. آیا فقط تنها او از حاکمیت انتقاد می کند؟ پس چرا دیگر منتقدان را دستگیر و یا به 12 سال زندان محکومشان نمی کنند؟!

خانم مهپاره صمداوا با اشاره به مشکلات و سختی های این دو سال در فراق همسرش که در راه احیای حق، بناحق محبوس شده، اظهار داشت: بعد از بازداشت همسرم، سرپرستی خانواده و مراقبت از فرزندان مان به تنهایی بر عهده من بوده و سخت مشغولم کرده است. این ایام به سختی می گذرد با این حال من می دانم که این همه بی عدالتی و حق کشی نمی تواند بر زمین بماند، مطمئنا خداوند متعال خود روزی همه اینها را روشن و ظالمان را رسوا خواهد کرد.

گفتنی است نام رهبر حزب اسلامی آذربایجان "موسوم" صمداف است اما در برخی مطبوعات و رسانه های ایران، به اشتباه یا به اقتضای ذوق ایرانی و یا به هر دلیل دیگری به صورت "محسن" صمداف نوشته می شود!

رئیس حزب اسلامی آذربایجان در زندان هم برای زندانیان از اسلام صحبت سخن می گوید PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
پنجشنبه 14 دی 1391 ساعت 20:53

دنیزنیوز: دکتر "موسوم صمد اف"از سال 2003 که مرحوم حاج علی اکرام علی یف از رهبر ی حزب اسلامی جمهوری آذربایجان کناره گیری کرد، مسولیت آن را به عهده گرفته و در ژانویه 2011 در پی اعتراض به قانون منع حجاب در کشورش، از سوی حکومت الهام علی یف دستگیر و به 12 سال زندان محکوم شده است!

 

 

همسر رئیس محبوس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان که اخیراً به ملاقات او در زندان رفته بود، در مصاحبه با یکی از سایتهای خبری آذربایجان گفت: دکتر "موسوم صمد اف" انسان مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، او حتی از مطالعه مطبوعات هم محروم است،

وی افزود:  وقتی دکتر برای زندانیان از اسلام سخن می گوید، او را از آنها دور می سازند.

به گزارش سایت مدیا فروم (آذری، لاتین)، در دومین سالگرد سخنرانی انتقادی دکتر موسوم صمداف از حاکمیت باکو و بازداشتش، همسر وی خانم مهپاره صمد اُوا در مصاحبه ای با این سایت با اشاره به حق کشی های حاکمیت در باره موسوم صمداف گفت: روزی خداوند همه این واقعیت ها را روشن خواهد ساخت    .

همسر رهبر حزب اسلامی آذربایجان تصریح نمود: فرهاد کریم اف که قضاوت پرونده را به عهده گرفته، به مرخصی رفته است، چنین تصورم می کنیم که قاضی به خاطر اینکه زمان دادگاه را تعیین ننماید عمدا به مرخصی رفته است تا زمان نیز کمی هم بیشتر تلف شود ،زیرا بعد از رسیدگی به شکایات اسلامگرایان در دادگاه عالی، پرونده ها بلافاصله به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع خواهد شد.

 خانم مهپاره صمداوا از ملاقات خود با همسرش در زندان شماره 11 در تاریخ 19 دسامبر سال 2012 خبر داد و گفت: این بار خانوادگی به ملاقات همسرم رفتیم و 3 روز در آنجا ماندیم، وضعیت عمومی حاج موسوم خوب است، او آدم مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، از مطالعه روزنامه ها هم محروم است، نه تنها روزنامه های جدید الانتشار را نمی دهند بلکه روزنامه های کهنه و تاریخ گذشته را هم که من، خورد و خوراک، لباس و اشیاء وی را در آن پیچیده بوده ام  تحویلش ندادند!

وی افزود: وقتی حاج موسوم با سایر زندانیان در خصوص دین اسلام و معنویت سخن می گوید به طور موقت وی را از زندانیان جدا می کنند، به طور مستمر در موضوع ایران مورد بازجویی قرار می دهند، و احساس می شود که می خواهند فعالیت دکتر را به ایران نسبت دهند   .

خانم مهپاره صمداوا تأکید کرد: هربار که با دکتر موسوم در باره درخواست عفو از دولت صحبت می کنند، می گوید: من گناهی نکرده ام  و جنایتی را مرتکب نشده ام که مورد عفو  قرار بگیرم.

وی با انتقاد از حق کشی های حاکمیت باکو در باره همسرش گفت: مگر حاج موسوم چه کاری کرده بود؟ او فقط از حاکمیت انتقاد کرده بود. آیا فقط تنها او از حاکمیت انتقاد می کند؟ پس چرا دیگر منتقدان را دستگیر و یا به 12 سال زندان محکومشان نمی کنند؟!

خانم مهپاره صمداوا با اشاره به مشکلات و سختی های این دو سال در فراق همسرش که در راه احیای حق، بناحق محبوس شده، اظهار داشت: بعد از بازداشت همسرم، سرپرستی خانواده و مراقبت از فرزندان مان به تنهایی بر عهده من بوده و سخت مشغولم کرده است. این ایام به سختی می گذرد با این حال من می دانم که این همه بی عدالتی و حق کشی نمی تواند بر زمین بماند، مطمئنا خداوند متعال خود روزی همه اینها را روشن و ظالمان را رسوا خواهد کرد.

گفتنی است نام رهبر حزب اسلامی آذربایجان "موسوم" صمداف است اما در برخی مطبوعات و رسانه های ایران، به اشتباه یا به اقتضای ذوق ایرانی و یا به هر دلیل دیگری به صورت "محسن" صمداف نوشته می شود!

رئیس حزب اسلامی آذربایجان در زندان هم برای زندانیان از اسلام صحبت سخن می گوید

دنیزنیوز: دکتر "موسوم صمد اف"از سال 2003 که مرحوم حاج علی اکرام علی یف از رهبر ی حزب اسلامی جمهوری آذربایجان کناره گیری کرد، مسولیت آن را به عهده گرفته و در ژانویه 2011 در پی اعتراض به قانون منع حجاب در کشورش، از سوی حکومت الهام علی یف دستگیر و به 12 سال زندان محکوم شده است! و اینک از بازداشت این مبارز مسلمان و مدافع حقوق مردم مسلمان کشورش دو سال می گذرد.

همسر رئیس محبوس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان که اخیراً به ملاقات او در زندان رفته بود، در مصاحبه با یکی از سایتهای خبری آذربایجان گفت: دکتر "موسم صمد اف" انسان مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، او حتی از مطالعه مطبوعات هم محروم است،

وی افزود:  وقتی دکتر برای زندانیان از اسلام سخن می گوید، او را از آنها دور می سازند.

به گزارش سایت مدیا فروم (آذری، لاتین)، در دومین سالگرد سخنرانی انتقادی دکتر موسوم صمداف از حاکمیت باکو و بازداشتش، همسر وی خانم مهپاره صمد اُوا در مصاحبه ای با این سایت با اشاره به حق کشی های حاکمیت در باره موسم صمداف گفت: روزی خداوند همه این واقعیت ها را روشن خواهد ساخت    .

همسر رهبر حزب اسلامی آذربایجان تصریح نمود: فرهاد کریم اف که قضاوت پرونده را به عهده گرفته، به مرخصی رفته است، چنین تصورم می کنیم که قاضی به خاطر اینکه زمان دادگاه را تعیین ننماید عمدا به مرخصی رفته است تا زمان نیز کمی هم بیشتر تلف شود ،زیرا بعد از رسیدگی به شکایات اسلامگرایان در دادگاه عالی، پرونده ها بلافاصله به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع خواهد شد    .

خانم مهپاره صمداوا از ملاقات خود با همسرش در زندان شماره 11 در تاریخ 19 دسامبر سال 2012 خبر داد و گفت: این بار خانوادگی به ملاقات همسرم رفتیم و 3 روز در آنجا ماندیم، وضعیت عمومی حاج موسوم خوب است، او آدم مقاوم و محکمی است، در شرایط خیلی سختی نگهداشته می شود، از مطالعه روزنامه ها هم محروم است، نه تنها روزنامه های جدید الانتشار را نمی دهند بلکه روزنامه های کهنه و تاریخ گذشته را هم که من، خورد و خوراک، لباس و اشیاء وی را در آن پیچیده بوده ام  تحویلش ندادند!

وی افزود: وقتی حاج موسوم با سایر زندانیان در خصوص دین اسلام و معنویت سخن می گوید به طور موقت وی را از زندانیان جدا می کنند، به طور مستمر در موضوع ایران مورد بازجویی قرار می دهند، و احساس می شود که می خواهند فعالیت دکتر را به ایران نسبت دهند    .

خانم مهپاره صمداوا تأکید کرد: هربار که با دکتر موسم در باره درخواست عفو از دولت صحبت می کنند، می گوید: من گناهی نکرده ام  و جنایتی را مرتکب نشده ام که مورد عفو  قرار بگیرم.

وی با انتقاد از حق کشی های حاکمیت باکو در باره همسرش گفت: مگر حاج موسوم چه کاری کرده بود؟ او فقط از حاکمیت انتقاد کرده بود. آیا فقط تنها او از حاکمیت انتقاد می کند؟ پس چرا دیگر منتقدان را دستگیر و یا به 12 سال زندان محکومشان نمی کنند؟!

خانم مهپاره صمداوا با اشاره به مشکلات و سختی های این دو سال در فراق همسرش که در راه احیای حق، بناحق محبوس شده، اظهار داشت: بعد از بازداشت همسرم، سرپرستی خانواده و مراقبت از فرزندان مان به تنهایی بر عهده من بوده و سخت مشغولم کرده است. این ایام به سختی می گذرد با این حال من می دانم که این همه بی عدالتی و حق کشی نمی تواند بر زمین بماند، مطمئنا خداوند متعال خود روزی همه اینها را روشن و ظالمان را رسوا خواهد کرد.

گفتنی است نام رهبر حزب اسلامی آذربایجان "موسوم" صمداف است اما در برخی مطبوعات و رسانه های ایران، به اشتباه یا به هر دلیلی به صورت "محسن" صمداف می نویسند!

منبع: سایت دنیزنیوز www.daniznews.ir


  

غزل

ملا محمد فضولی بغدادی

کفر زلفون ساله لی رخنه لر ایمانیمیزه

کافر آغلار بیزیم احوال پریشانیمیزه

سنی گؤرمک متعذر گؤرونور بئیله که اشک

سنا باقدوقده دولر دیده ی گریانیمیزه

جوری چوق ائیلمه کیم، اولمیه ناگه توکنه

آز ائدوب جوری، جفالرائده سن جانیمیزه

اکسک اولمز غمیمیز بونجه که بیزدن غم آلوب

هر گلن غملو گئدر، شاد گلوب یانیمیزه

وار هر حلقه ی زنجیریمیزین بیر آغیزی

متصل قیلمغه افشا غم پنهانیمیزه

غم ایام «فضولی» بیزه بیداد ائتدی

گلمیشیز عجز ایله داد ائتمگه سلطانیمیزه

(لیلی و مجنون، علمی - تنقیدی متن، باکو ، 1996 –

آینا بابا یوا؛ حاج مایل علی یف)


  
   1   2      >