سفارش تبلیغ
صبا
خدایا! . . . در دیده ام نور و در دینم بینش بنه . [امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، مصطفی ، قلیزاده ، غربی ، ترکی ، امام ، علی ، ترکی ، دنیزنیوز ، شاعر ، حوزه ، حسین ، اسلامی ، هنری ، حمیدی ، غزل ، محمد ، ایران ، حاج ، فارسی ، قرآن ، کتاب ، باکو ، اسلام ، نشریه ، تبریز ، طنز ، عاشیق ، اکبر ، کتاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، شهریار ، سایت ، نخجوان ، سید ، شهید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، انقلاب ، سفر ، دریاچه ، ادبیات ، خمینی ، فخری ، اسرائیل ، پیغمبر ، تصویر ، جمعه ، حمید ، صادق ، دفاع ، رضا ، مهدی ، مقدس ، حوزه هنری ، بهرام ، پیامبر ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، فاطمه ، عاشورا ، نارداران ، نامه ، مقاله ، کربلا ، عکس ، عراق ، زهرا ، اهل ، انتظار ، امام علی ، بسیج ، ترکیه ، ترکیه ، جمهوری ، همایش ، واقف ، هنرمندان ، ورزقان ، مردم ، موسیقی ، خامنه ای ، خدا ، بیت ، امام حسین ، اسدی ، ادبی ، آیت الله ، زن ، شامی ، دوستی ، در ، صابر ، شهر ، شیخ ، قم ، فرهنگ ، رستمی ، امام خمینی ، حسن ، جنبش ، جشنواره ، حافظ ، نقد ، کانون ، وبلاگ ، واحدی ، مدح ، محمود ، مجلس ، حاج علی اکرام ، حسنی ، حجاب ، خاطرات ، به ، ترجمه ، تاریخ ، تهران ، ایرانی ، آمریکا ، رمضان ، سیاسی ، شاعران ، سوریه ، زبان ، سال ، سعید ، فرهنگی ، عشق ، عید ، علی یف ، عظیم ، فضولی ، صراف ، زینب ، سلبی ناز ، سلیمانپور ، روز ، رضوانی ، دو ، آمریکا ، آراز ، احمد ، استاندار ، اکرام ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، حیدر ، مجتبی ، مرثیه ، میرزا ، مصر ، مطبوعات ، مهدی موعود ، نویسندگان ، نویسنده ، مشهد ، محمداف ، محفل ، کانون ، هفته ، هفته نامه ، وطن ، ولی ، حزب ، جواد ، پیام ، اردوغان ، ادب ، آذربایجان غربی ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، داستان ، شاهرخ ، شجاع ، زلزله ، زندگی ، فلسطین ، علمیه ، علیزاده ، عکس ، فرانسه ، فتح الهی ، غفاری ، غدیر ، علمدار ، فیلم ، قیام ، سعدی ، دانشگاه ، رزم آرای ، رهبری ، دینی ، رباعی ، آثار ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، بعثت ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، یاد ، هنر ، کرکوک ، ماه ، مثنوی ، محسن ، هادی ، نوروزی ، نماز ، ملی ، منظومه ، موسی ، موعود ، هریس ، محمدی ، مسلمان ، مراغه ای ، وفات ، یادداشتهای ، حضرت ، حماسه ، حاجی زاده ، بیداری ، تبلیغات ، توهین ، انجمن ، امین ، انتخابات ، امام زمان ، اخلاق ، آران ، آغدام ، آیت الله خامنه ای ، آذری ، دوزال ، رهبر ، روزنامه ، خوی ، شب ، علامه ، فارس ، فرزند ، صدر ، صادقپور ، عرب ، عرفان ، طلاب ، طلعت ، صمداف ، عابدینی ، عاشیق ها ، صابونی ، شیعه ، شیراز ، شوروی ، صلاحلو ، شهردار ، شهادت ، غلامعلی پور ، علیرضا ، قربانی ، قاراباغ ، سهلاب ، سریال ، خلیل ، دفاع مقدس ، درویش ، دنیز نیوز ، دولت ، دکتر ، آقازاده ، آغری ، اشغال ، اسلامگرایان ، ارمنستان ، ارمنی ، ارزشها ، از ، استاد ، الله ، باکو 10 ، بخش ، تمثیل ، بیر ، پناه ، بشیری ، بهجت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :828
بازدید دیروز :1093
کل بازدید :1719437
تعداد کل یاداشته ها : 858
96/12/2
2:3 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ساده دل جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی شقایقهای کالپوش سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است هم نفس طراوت باران ►▌ استان قدس ▌ ◄ تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت نغمه ی عاشقی یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد ....افسون زمانه مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران سکوت ابدی هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

صابر بزرگ‏ترین شاعر اجتماعی و مسلمان قفقاز- 3

(به مناسبت یکصدمین سال وفات میرزا علی اکبر طاهر زاده صابر)

نوشته:   رسول اسماعیل زاده دوزال

منبع:نشریه دنیز،شماره 7

 

  - صلح‏طلبى و وحدت مسلمانان

 صابر یک شاعر وحدت‏گرا و صلح‏طلب است. او انسان‏ها را به صلح و صفا دعوت مى‏کند. در شعر بین‏الملل از اختلاف به وجود آمده میان ارامنه و مسلمانان سخت ناراحت است و این اختلاف را خلاف عقل و علم و دین مى‏داند. او مى‏گوید: ارامنه و مسلمانان در قفقاز سال‏هاست با صلح و صفا در کنار هم زندگى کرده‏اند. پس چرا باید صلح باصفا را به جنگ و ستیز مرگ‏بار تبدیل کرد؟

      صابر از تشتت افکار و عدم وحدت بین مسلمانان نیز ناراحت است. دعوت به وحدت، وحدت شیعه و سنى، وحدت متفکرین مسلمان، وحدت مستمندان و ثروتمندان، وحدت اقوام گوناگون قفقاز اساسى‏ترین درد صابر است. شعر »تحسر« وى اوج وحدت‏گرایى یک شاعر است  :

   اولسایدى صفا زمره عرفان آراسیندا !

  قالسایدى وفادن اثر اعیان آراسیندا،

  دورسایدى صداقت بیگ ایله خان آراسیندا،

              قالمازدى کرد ذرّه‏جه انسان آراسیندا

  داعى به اخوت اولور ایکن بیزه قرآن،

  امر ائیلر ایکن بیرلیگه پیغمبر ذى‏شان،

  تاپمازسان ایکى متفق الرأى مسلمان،

              قفقازدا اولان بیر نئچه میلیان آراسیندا .

   

  دینمز عجبا معنى قرآنى بیلنلر؟

  اسلامى بئله تفرقه‏ده خوار گؤرنلر،

  آیا اوخومازلار نه اوچون دینى بؤلنلر  -

 »کانوا شیعاً« رمزینى قرآن آراسیندا؟

  

  آخر بو نه تفریق و تخلّف‏دور، اى امت؟ !

  الدن گئدییور، دینله‏مییور سیزمى، بو ملّت؟

  تا کى بو تخلّف، بو تفرق، بو عداوت؟

              بیر دین، بیر اسلام و بیر ایمان آراسیندا؟

  

  اسلامیمیزى ائتمه‏لى‏ییز بؤیله‏مى احیا !

  ایمانیمیزى قیلمالى ییز بؤیله‏مى ایفا،

  اسلام او دئییلمى‏کى، جگر گوشه زهرا  -

              باش وئردى یولوندا سوسوز آل قان آراسیندا؟

   

      

4-    محبت اهل بیت و روح مذهبى صابر

     صابر که شیعه بود و به قول خودش شیعه نابى که حقیقت ‏پرست است. همان گونه که در پیش اشاره شد، صابر صداى دلنشینى داشته و در عشق‏آباد، شماخى و عتبات عالیات سال‏ها به روضه‏خوانى مشغول بوده است. صابردر این سال‏ها نوحه‏هاى زیادى در رثاى حضرت‏ امام‏ حسین‏علیه‏السلام سروده است. متأسفانه به دلایل مختلف نوحه‏هاى صابر تا کنون جمع‏آورى نشده است و به احتمال زیاد در اثر حکومت بلشویکى روسیه این اشعار معدوم شده‏اند. زیرا به گفته پسرعموى صابر، میرزه‏على‏اکبر همیشه نگران آثارش بوده و در هنگام مرگ نیز چشمانش به سوى آثارى که در طاقچه اتاق گذاشته بود، نظاره‏گر بود ولى نوحه‏هایى که به دستمان رسیده است، اوج محبت شاعر نیست به آل‏عبا در آن متبلور است.

    ارباب علم و کمال خوب مى‏دانند که من در آسمان شعر و ادب چون ستاره درخشانم.

    دیده خورشید از خاک پاى من نور مى‏گیرد. چرا که من نوکر حسین)ع( هستم، فلذا پادشاه عالم هستم.

 

اتهامات

    با این وجود صابر در آماج تیرهاى دوست و دشمن بود. او را به بى‏دینى متهم مى‏کردند و چه آزار و اذیت‏هایى که نکردند. او هم از دوست کتک مى‏خورد، هم از دشمن. او را تکفیر مى‏کردند، تحقیر مى‏کردند ولى در روح او ذره‏اى شکست حاصل نشد، اشعاری طنزآمیز در جواب اتهامات واهی سروده است . او مى‏دانست که دوستانش جاهل و بى‏سوادند، عصر، عصر نامردان است، اهالى بى‏علم، معرفت‏اندوزى خوار گشته، چرخ کج‏مدار، خلق حیله‏گر، بخت تیره، همرهان ساده و صالحین به تیر سوءظن نشانه، همت‏ها بى‏قرار و قلب‏شکنان جسور و ظالمین پررو گشته. چه باید کرد. باید با این ساخت و به تکلیف عمل نمود.

تحجر، جهل، استحمار مرتجعین، بى‏سوادى و خرافه‏زدگى عوام عرصه را بر فردى چون صابر که روشن، بیدار و مترقى بود تنگ کرده بود. سیل تهمت و افترا و تکفیر بر سر شاعر سرازیر بود. صابر در عین این که دیندار، دلسوز، و خداپرست واقعى بود متهم به بى‏دینى و کفر و ارتداد مى‏شد. او نیز علیرغم این بى‏مهرى‏ها و مشکلات از مبارزه در راه علم و دین کوتاهى نمى‏کرد و مقاومت می ورزید به گفته خود:

سیل طعن ائیله تموجله آلیب دور و بریم

بنزرم بیر قوجامان داغه کی، دریاده دورار

( امواج سیل طعن دور و برم را در بر گرفته / به کوهی می مانم که در میان دریا ایستاده است!)

 در اوقات فراغت همراه با دوستانش چون عباس صحت و محمد طراح به بحث و بررسى اشعارشان مى‏پرداخت و با ادبا و علما و شعرا مکاتبه و معاشره داشت.

 

وفات

در نهایت شاعر جام راحتى و آسایش ابدى را از دست اجل بنوشد و به سال 1911 میلادى جان به جان آفرین تسلیم نماید و سیل اندیشمندان، متفکران روحانیون براى تشییع بزرگ‏ترین شاعر قفقاز به شماخى جمع شدند و در شهر عزاى عمومى اعلام گشته، مدارس تعطیل شدند، و پس از اقامه نماز میت با شرکت جمع کثیرى از مردم و اندیشمندان در قبرستان گونبذ شماخى دفن گردید. امسال (2011) در ست یک قرن تمام از فقدان این شاعر مسلمان اندیشمند و بزرگ می گذرد.

 صابر در آخرین نفس‏هاى خود این رباعى را نوشته بود:

    راهم بدهید رو به راه آمده‏ام،

    بر درگه حضرت اله آمده‏ام،

    بى‏تحفه نیامدم، نه دستم  خالی است،

    با دستانی پر از گناه آمده‏ام.

مجموعه اشعار صابر با نام «هوپ هوپ نامه» در ایران و ترکیه و آذربایجان و تاتارستان و عراق و ترکمنستان و ... بسیار مشهور و پر طرفدار است و در میان شاعران فارسی زبان ایرانی کسانی چون سید اشرف الدین نسیم شمال و ملک الشعرا با دیده احترام به او می نگریسته و از او الهام گرفته اند و نسیم شمال مضامین اشعار صابر را ترجمه می کرد. و استاد از شیفتگان او بود. پایان

 


  

  

 

 صابر بزرگ‏ترین شاعر اجتماعی و مسلمان قفقاز - 2

 نوشته: رسول اسماعیل زاده دوزال

منبع: نشریه دنیز، شماره 7

 حضور در مطبوعات اجتماعی و انتقادی

      صابر با پیوستن به مطبوعات عملاً وارد مبارزه سرسختانه با جهل و بى‏سوادى و خرافه‏پرستى گردید. ارتباط ادبى او با جامعه مطبوعات بیدار گر و پیشرو اجتماعی آذربایجان سبب شد که او از لحاظ ادبى و اجتماعى به عنوان یک شاعر بین‏الملل مطرح گردد. بخصوص اشعار ساتیریک او در تقبیح خرافات و جهل و بى‏سوادى و تلاش ادبى‏اش در راه بیدارى مسلمانان آوازه و شهرتش را به دورترین نقطه جهان چون مصر، هند، آسیاى میانه و ترکیه رساند  .

      او یک مسلمان دردآشنا بود که از عقب‏ماندگى و بى‏سوادى و جهل مسلمانان سخت ناراحت بود و از این که خیلى‏ها از این عقب‏ماندگى‏ها و جهالت‏ها را با دین و دیندارى مرتبط مى‏کردند، نگران بود. به همین خاطر نیز سعى مى‏کرد از طرفى حساب دین و اسلام را از حساب روحاین نمایان و مسببین جهل و بى‏سوادى جدا کند و از طرف دیگر با نشان دادن چهره واقعى و حقیقى از دین مانع اجراى نقشه‏هاى شوم مغرضان و دشمنان دین را که براى ضربه زدن به دین در کمین نشسته بودند و از آب گل‏آلود قصد ماهى گرفتن داشتند، مى‏شد  .

  مصلح و متفکر

او اسلام سنتى را با زبان جدید و متد نو تبلیغ مى‏کرد. او وظیفه‏اش را خوب درک کرده بود و چون آینه شفاف ارزش‏ها و ضدارزش‏ها، کمال و نقصان و خوب و بد، راستى و دروغ را به خوبى نشان مى‏داد. نه حقیقت را بر مصلحت فروخت و نه این که در درک حقیقت دچار لغزش شد  .

        او به عنوان یک مسلمان بیدار و روشن بین و غیرتمندى که زبانش و وسیله انتقال افکارش شعر بود، آنچه که در جامعه نقص و عیب، انحراف و لغزش، کجى و تقلب، جهل و خرافه‏پرستى و تحریف حقایق مى‏دید، انگشت روى آنها مى‏گذاشت و چون ذره‏بین آنها را چنان هویدا نشان مى‏داد که هر کس به عیب خود واقف مى‏شد  .

      میرزا على‏اکبر صابر به عنوان یک مصلح و مسلمان حقیقى وضعیت جامعه خود را مى‏دید و به وضوح مظلومیت دین محمدى را احساس مى‏کرد. او مسائل شرق را با جهان‏بینى اسلامى و با دید وحدت اسلامى تحلیل مى‏کرد. او راهش را و هدفش را انتخاب کرده بود. وظیفه شاعرى خود را به نحو احسن انجام مى‏داد. هدفش وحدت مسلمین، سربلندى اسلام، ترقى و تکامل مسلمانان و در سطح بین‏المللى، صلح، نوعدوستى، انسان‏دوستى بود. او شعرش را در خدمت هدف مقدسش به کار گرفت. دقیقاً افشاگرى طبقات مختلف جامعه و به باد انتقاد گرفتن نویسندگان، روشنفکران، وکلا، حاجى‏ها، قضات، روحانی نمایان، اطباء، تجار، روضه‏خوان‏ها، شعرا و روزنامه‏نویس‏ها، همه و همه در راستاى اصلاح و از سر دلسوزى و اصلاح‏طلبى بود، از باب تمسخر، استهزاء، عیب‏گیرى، تهمت و افترا نبود

    او در شعر »تحسّر« مى‏گوید: اگر در بین اعیان و اشراف و بیگ‏ها و خان‏ها و عرفا و شعرا وحدت مى‏بود، ذره‏اى غم و حزن و اندوه در جامعه باقى نمى‏ماند. این در حالى است که قرآن و پیغمبر اسلام، ما را به اخوت دعوت مى‏کند. با این حال در بین چند میلیون مسلمان، دو مسلمان متفق‏الرأى وجود ندارد. اگر بخواهیم عمده‏ ترین موضوعاتى که صابر به آن پرداخته است را احصاء کنیم، مى‏توانیم به طور مختصر به موارد ذیل اشاره کنیم:

1- مبارزه با جهل و خرافات

جهل ، خرافات و بى‏سوادى مفرط  اقشار مختلف جامعه مسلمین را فرا گرفته بود، در قفقاز سیستم آموزش به صورت مکتب‏خانه‏اى بود و مکتب‏خانه‏ها را اکثراً افراد بى‏سواد اداره مى‏کردند. شاگردان حق نوشتن مطالب را نداشته و زنان و دوشیزگان حق شرکت در کلاس‏هاى درس را نداشتند. مردم نیز نسبت به علم و سواد بى‏رغبت بودند. صابر با درک موقعیت، هر چه توان داشته بر علیه جهل و جهالت مبارزه کرده و اشعارى در تقبیح جهل و تشویق مردم به علم‏آموزى مى‏سرود. او در اشعار: بیلمم نه گؤروبدور بیزیم اوغلان اوخوماقدان، تحصیل علوم ائتمه‏کى، علم آفت جاندیر ... اوشاق منیمدیر اوخوتمورام ال چکین...« وضعیت موجود را تبیین کرد.

  2- اهتمام به امور مسلمین

    صابر مى‏دید که مسلمانان ظاهر دین را گرفته و با حقیقت دین بیگانه‏اند. دینى که در آن حقوق مستمندان در دارایى و ثروت‏دارایان پیش‏بینى شده است، چگونه مى‏تواند در مقابل عده‏اى ثروتمند که نه زکات مى‏دهند و نه به امور مسلمین اهتمام مى‏ورزند، سکوت کند. صابر در شعر: »هر نه وئرسن وئر، مبادا وئرمه بیر درهم زکات«  کاملاً روشن مى‏سازد که یکى از بزرگ‏ترین مسائل دینى زکات است و متأسفانه ثروتمندان عوض این که زکات بدهند و یا در مراسم عیدقربان به فکر مستمندان باشند به عنوان اعیاد اسلامى به فکر عیش و نوش خویش هستند و این را نیز از دیندارى‏شان تلقى مى‏کنند. صابر با دیدن این اعمال سخت مى‏آشوبد و مى‏گوید:

    »بیر ایلدیر اولور ظلم‏ایله تاراج مسلمان،

    اطراف بلدلرده قالیر آج مسلمان،

    آیا نه روادیر اولا محتاج مسلمان؟

    گون رزقینه، بیر بؤیله مسلمان آراسیندا

»سال‏هاست که با ظلم و ستم مسلمانان هلاک مى‏شوند، در اطراف و اکناف در گرسنگى به سر مى‏برند. آیا با وجود این همه مسلمان )غنى( سزاوار است که مسلمانى محتاج نان شب باشد؟«

    صابر دقیقاً در تبعیت از مولایش على)ع( به تمام انسان‏ها من حیث انسان بودنشان احترام و ارزش قایل است، او تنها به فکر مسلمانان قفقاز نیست، به همان اندازه نیز به فکر مسلمانان ایران، عثمانى و سایر کشورهاى اسلامى است. براى او ایرانى، عثمانى، ترک و فارس و عرب معنا ندارد. او انسان‏ها را به انسانیت و آدمیت مى‏شناسد و به اسلامیت و مسلمان بودن افتخار مى‏کند. نه افتخار و تعصب کورکورانه، بلکه افتخار آگاهانه. به نظر او مترقى‏ترین مکتب، دین اسلام است. دایره تفکر صابر در نژاد و زبان و خاک محصور نیست. او نه تفوق قومى بر قومى را مى‏پذیرد و نه بیگانگى نسبت به فرهنگ خودى را قبول دارد. براى او ترک آذربایجانى با ترک عثمانى فرقى ندارد، همان گونه که بین ترک و فارس فرقى وجود ندارد.

 ادامه در قسمت سوم و پایانی


  

نوحه خوان

شعری از: مهناز صابونی

در رثای عشق و خون ادراک انسان نوحه خوان

»هل اتی« شد نوحه خوان، آیات قرآن نوحه خوان

لاله ها پژمرده و احساس بی سامان شده است

یاس و نرگس ها همه سر در گریبان نوحه خوان

چشم مریم خون فشان از ماتم زهرا شده است

عیسی و انجیل با اعجاز گریان نوحه خوان

رودها شرمنده اند از تشنگان کربلا

از مدینه تا به کوفه صد بیابان نوحه خوان

پر بسوزان جبرئیل، این عشق معراج تو نیست

عرشیان پر سوخته بین شهیدان نوحه خوان

نوح در کشتی و موسی در گذر از رود نیل

هم خلیل از هُرم ماتم در گلستان نوحه خوان

صف به صف آشوب افتاده است در متن زمان

هم زمین، هم آسمان، هم روح باران نوحه خوان

آرزوها شمع در شام غریبانش شدند

شمعهای آب گشته در شبستان نوحه خوان

ظهر عاشورا چو داغی بر دل دین و یقین

مسجد و محراب ها آیینه گردان، نوحه خوان

فصلها با اشک در تقویم مان قد می کشند

سالهامان در بهار و در زمستان نوحه خوان 

 

 


  

سلام بر امام  حسن مجتبی (ع)

یادت نسیم مژده صبح است در زمین

نامت طلوع روشن صلح است بر زمین

از حُـسن انتخابِ تو حق پایدار ماند

ای فخر هر زمانه و محبوب هر زمین...

دوستان سلام. عیدتان مبارک. میلاد امام حسن مجتبی (ع) عید همه آزادگان و نیکان است... از این حرفها که بگذریم؛ راستی شما چقدر با امام حسن مجتبی(ع) – امام به حق الهی،نواده پیامبر اسلام، فرزند علی و فاطمه زهرا و برادر امام حسین (علیهم السلام) – آشنا هستید؟ قصدم از این سؤال نه اظهار فضلی است که ندارم  و نه فضولی در کار شما؛بلکه می خواهم برای آشنایی بیشتر با زندگی سراسر افتخار و حماسه و فضل و عظمت و سخاوت و حکمت حضرت امام حسن مجتبی(ع) نام دو کتاب خوب و خواندنی و مفید و روشنگر را در اینجا بیآورم که از حدود چهل سال پیش در ایران مکرر چاپ شده اند:

1-  صلح امام حسن (ع) پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ – ترجمه ی آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی

2-    امام در عینیت جامعه – اثر اندیشمند بزرگ اسلامی معاصر جناب استاد محمد رضا حکیمی

علاقمندان می توانند از این دو منبع سودمند علمی و تاریخی استفاده کنند.

التماس دعا در شب میلاد آن امام معصوم و در عین حال مظلوم ... هنوز هم!!

سلام بر تو یا حسن بن علی! یا حجة الله علی خلقه

 


  

محفل عاشقان -7

در کانون عاشیق های حوزه هنری آذربایجان غربی مطرح شد:

عشق به پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت آن حضرت، مثل خوشید بر هنر اسلامی تابیده، نور معنویت و نیروی ایمان به آن بخشیده و عامل بالندگی و تعالی این هنر شده است و هنر پاک و حماسی و ملی و عرفانی و انسانی موسیقی عاشیقهای آذربایجان از این عشق ازلی بیشتر تأثیر پذیرفته است.

 

دوشنبه 6 تیر ماه 90 کانون عاشیقها طبق هفته های پیشین در حوزه هنری آذربایجان غربی تشکیل گردید. ابتدا مصطفی قلیزاده علیار فرا رسیدن عید مبعث را به عاشیقها و حضار تبریک گفت و افزود: عشق به پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت آن حضرت، مثل خوشید بر هنر اسلامی تابیده، نور معنویت و نیروی ایمان به آن بخشیده و عامل بالندگی و تعالی این هنر شده است و هنر پاک و حماسی و ملی و عرفانی و انسانی موسیقی عاشیقهای آذربایجان از این عشق ازلی بیشتر تأثیر پذیرفته است.

عاشیق علی کریمی قره آغاجی هم ضمن تبریک این ایام، اعلام کرد: که امروز از اجرای دو عاشیق پیشکسوت و معروف ارومیه استفاده می کنیم: عاشیق محمد حسین دهقان و عاشیق یوسف اوهانیس.

عاشیق یوسف اوهانیس، با ساز قدیمی خود که تاریخ 1232 قمری بر روی آن نوشته شده، پشت تریبون قرار گرفت و توضیح داد که پدر و پدر بزرگم نیز عاشیق بوده اند و این ساز هم یادگار آنها و از 158سال پیش در خانواده ماست! عاشیق یوسف به شیوه مرسوم عاشیق ها مجلس را با دیوان شروع کرد و در آهنگ «شاه ختایی»، دیوان حروفات از خسته قاسم خواند:

ازلی الف اوخورام/ «ب» بیاندی والسلام

«ت» تانری نین مین بیر آدی/ «سین» سبحاندی والسلام.

این هنرمند مسیحی آسوری چنان از حقایق اسلام می خواند که اگرنمی شناختی می گفتی قطعاً او عاشیقی متدین به دین اسلام است:

معرفت بحرینده قواصام دئین/

شاهد آیه ی « انّما» گره ک.

داماد مصطفی، زوج فاطمه

بنت خدیجه کبریا گره ک.

همچنین از عاشیق مصطفی بالوی هم یک بندچاشنی کلامش می کند:

حسن، حسین پیغمبرین چیراغی/

خزان اولدو فاطمه نین روناغی(رونقی)

قلم قوللار ایله توتدو بایراغی/

عباسین دا حسین وفاسی گره ک.

گفتنی است شعر عاشیقی کلاسیک آذربایجان شیوه خاص و عامه پسند خود را دارد که باید در این جایگاه آن را دید و سنجید، نه به شیوه شعر رسمی شاعران بزرگی مثل فضولی و شهریار و ملا پناه واقف و بختیار و ...

شاعر صمیمی و متواضع ارومیه حسین سنجیده «نجات» که خیلی وقت بود به محفل عاشقان و کانون شعر حوزه نیامده بود و به قول خودش گرفتاری هایی در باب خانه و شهرداری داشت، امروز شعری برای عاشیق ها خواند:

بوراخیب داها بو غملی دوستاغی/

دومانلی شهردن چیخماق ایسته رم/

چؤللرین قوینوندا قوناق اولماغی/

طبیعت الینی سیخماق ایسته رم....

حسن حاتم اینانلو نیز غزل خواند و مرثیه ای در مرگ دریاچه ارومیه:

شور گؤلونون شپه لری/

اولدو منه هوس اورومو.

داشا ده ین شاپبالاری

اولدو منه نفس اورمو.

 

وارلیغیمیز گؤزه گلدی/

نه بلا وار بیزه گلدی/

نه او سویا، دوزا گلدی

اولدو منه قفس اورمو.

 

یواش – یواش پیشیر آشین!

سینه ن اوستن کئچیر ماشین

قورویوبدور «کاظم داشین»

یاردیمینا تلس اورمو!

عاشیق دهقان هم در این فاصله وارد محفل شده بود که پشت تریبون آمد و شعری از «قول هارتون» سلماسی خواند:

عاشیق لیغین چوخدور یولو/

سئودیگیم سیردن بیر خبر.

حقیقت دن،معرفتدن/

آدی مین بیردن بیر خبر...

و با بیان داستانی از سفر عربستان کو اوغلو، در آهنگ حماسی و شو انگیز «محترمی» (مصری، جنگی) خواند:

عربستان چؤلونده سیران ائدیردیم/

قاباغیما چیخان بئش ایگید ایدی/

بیری عرب، بیری عجم، بیری ترک،

بیرینی ده خبر آلدیم کُرد ایدی.....

و در آهنگ «کسمه دیوانی» فقیل بند می خواند از بابا علی جوانمرد:

سؤال: نئچه پیغمبر جهاندا شاه دوران اولدولار؟

نئچه دریا بیر بیرینه ده ییب عمان اولدولار؟

آدم نه گونده یاراندی؟ نه گونده گلدی یئره؟

ملک لر نئچه دسته دی؟ نئجه خلقان اولدولار؟

جواب: دؤرد پیغمبر جهاندا شاه دوران اولدولار/

ایکی دریا بیر بیرینه ده ییب عمان اولدولار.

آدم جمعه ده یاراندی، جمعه ده گلدی یئره/

ملائکه لر اوچ دسته دیر، اوچ جور خلقان اولدولار.

عاشیق دهقان در آخر می گوید: عاشیق های آذربایجان همواره در طول تاریخ حافظ فرهنگ دین اسلام و مروج اخلاق انسانی و مدافع ارزشهای ملی و وطنی خود بوده اند.

سیاوش جمال زاده،محسن منصوری، درگاهقلی عطارد و ... از شاعرانی بودند که اشعار خود را برای حاضران خواندند و عاشیق خدمت حاجی زاده مرندی هم به عنوان مهمان به اجرای یک آهنگ پرداخت.

قلیزاده علیار نام برگزیدگان سومین جشنواره نسلی از آفتاب را در موضوع موسیقی عاشیقی  اعلام می کند به ترتیب: عاشیق نباتعلی علیزاده، عاشیق عبد الله اشرفی و عاشیق اسمعلی لطفی. جماعت حاضر در محفل با کف زدنهای پر شور خود این سه هنرمند را تشویق کردند.

و عاشیق نباتعلی علیزاده با هم آوایی عاشیق علی کریمی قره آغاجی با آهنگ شاد « دستان» محفل را به پایان برد:

آلدین عقـلیمی سریمدن/

اولدوم ده لی، دیوانه قیز...

 

 

 


  
   1   2   3   4      >