سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ـ در سفارش به هشام : مبادا که حکمت را فرو افکنی و آن را نزد نادانان بنهی . [امام کاظم علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
شعر ، دنیز ، آذربایجان ، ارومیه ، علیار ، قلیزاده ، مصطفی ، غربی ، امام ، ترکی ، علی ، ترکی ، شاعر ، دنیزنیوز ، حوزه ، هنری ، حسین ، اسلامی ، حمیدی ، غزل ، محمد ، حاج ، ایران ، فارسی ، باکو ، قرآن ، کتاب ، نشریه ، اسلام ، تبریز ، طنز ، کتاب ، عاشیق ، اکبر ، شهریار ، انقلاب ، مصطفی قلیزاده علیار ، نخجوان ، شهید ، سایت ، سید ، باکو ، اهل بیت ، ابراهیم ، سفر ، دریاچه ، فخری ، ادبیات ، تصویر ، خمینی ، دفاع ، رضا ، پیغمبر ، جمعه ، اسرائیل ، مقدس ، نامه ، مهدی ، حوزه هنری ، حمید ، صادق ، فاطمه ، پیامبر ، بهرام ، اکبر ، اهر ، فاطمه زهرا ، نارداران ، مقاله ، عاشورا ، عکس ، زهرا ، ترکیه ، کربلا ، همایش ، واقف ، ترکیه ، بسیج ، بیت ، جمهوری ، اهل ، انتظار ، امام علی ، ادبی ، در ، عراق ، صابر ، شهر ، شامی ، خامنه ای ، خدا ، دوستی ، زن ، سعید ، اسدی ، آیت الله ، امام حسین ، هنرمندان ، ورزقان ، هفته ، مردم ، موسیقی ، نقد ، قم ، محمود ، کانون ، امام خمینی ، جنبش ، جشنواره ، خاطرات ، حافظ ، حجاب ، حسنی ، حسن ، تاریخ ، سال ، رستمی ، شیخ ، عکس ، فرهنگی ، فرهنگ ، فضولی ، عید ، عشق ، سیاسی ، رمضان ، زبان ، سلیمانپور ، شاعران ، سوریه ، ترجمه ، تهران ، به ، حاج علی اکرام ، ایرانی ، آمریکا ، وبلاگ ، واحدی ، نویسنده ، مدح ، محفل ، مجلس ، مجتبی ، میرزا ، مرثیه ، مصر ، آمریکا ، آراز ، احمد ، استاندار ، اکرام ، حیدر ، تبریزی ، پیامبر اسلام ، سلبی ناز ، روز ، زندگی ، زینب ، رضوانی ، دو ، داستان ، صراف ، عظیم ، علی یف ، علیزاده ، علمیه ، علمدار ، فتح الهی ، فرانسه ، فلسطین ، فیلم ، شاهرخ ، شجاع ، دو هفته نامه ، دیدار ، رسول ، رجبی ، زلزله ، پیام ، بهمن ، حزب ، جواد ، ادب ، اردوغان ، آذربایجان غربی ، آثار ، مطبوعات ، مشهد ، مهدی موعود ، محمداف ، کانون ، نویسندگان ، هفته نامه ، هنر ، وطن ، ولی ، یاد ، هادی ، نوروزی ، نماز ، قیام ، کرکوک ، محسن ، مثنوی ، ماه ، مایل ، ملی ، آذری ، آزادی ، ارشاد ، اسماعیل زاده ، انگلیس ، اورمیه ، اکرام ، جاوید ، حدیث ، حسینی ، حضرت ، بهرامپور ، بعثت ، روزنامه ، رهبری ، سعدی ، رباعی ، رزم آرای ، دینی ، دانشگاه ، شب ، غدیر ، غفاری ، علامه ، عرب ، عرفان ، فارس ، فرزند ، صمداف ، صادقپور ، صدر ، طلعت ، طلاب ، خوی ، دوزال ، رهبر ، بیداری ، تبلیغات ، حمایت ، حماسه ، حاجی زاده ، جعفری ، توهین ، امین ، انتخابات ، انجمن ، امام زمان ، الله ، از ، استاد ، اخلاق ، آیت الله خامنه ای ، آران ، آغدام ، آقازاده ، منظومه ، مسلمان ، مراغه ای ، مسئولان ، موعود ، موسی ، ماهر ، محمدی ، هریس ، یادداشتهای ، وفات ، یحیی ، یک ، کردستان ، کربلا ، نوروز ، نمایندگان ، وحید ، مایل اوغلو ، گرمان ، مولانا ، میلاد ، نباتی ، مسجد ، مرگ ، مرسی ، مسئول ، معلم ، آغری ، آذربایجانی ، اسلامگرایان ، اسماعیل ، ارمنستان ، ارمنی ، ارزشها ، اشغال ، باکو 10 ، بخش ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :268
بازدید دیروز :539
کل بازدید :2223214
تعداد کل یاداشته ها : 879
99/4/24
11:44 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلیزاده علیار[266]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هم نفس ►▌ استان قدس ▌ ◄ سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید نغمه ی عاشقی جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سرچشمه همه فضـایـل مهــدی(ع) است ساده دل سکوت ابدی ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی ....افسون زمانه شقایقهای کالپوش طراوت باران تنهایی......!!!!!! جـــیرفـــت زیـبا بچه مرشد! سارا احمدی بیصدا ترازسکوت... .: شهر عشق :. پیامنمای جامع شهر صبح ماتاآخرایستاده ایم سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ گروهیِ تَیسیر منطقه آزاد محمدمبین احسانی نیا رازهای موفقیت زندگی مرام و معرفت یامهدی Dark Future امام خمینی(ره)وجوان امروز عشق ارواحنا فداک یا زینب سیاه مشق های میم.صاد مهاجر مردود دهکده کوچک ما گروه اینترنتی جرقه داتکو بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران هفته نامه جوانان خسروشهر آتیه سازان اهواز بیخیال همه حتی زندگیم عمو همه چی دان پـنـجـره صل الله علی الباکین علی الحسین تینا شهید آوینی Chamran University Accounting Association پدر خاک فقط خدا از یک انسان ع ش ق:علاقه شدید قلبی تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! گاهنامه زیست جوک و خنده دهاتی دکتر علی حاجی ستوده قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی کشکول sindrela شیدائی تنها عاشقانه سیب آریایی نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) به یاد تو آخوند مالخر و تمام طرفدارانش در سیستم حکومتی فروشگاه من قاضی مالخر یا قاضی طمع کار کدامیک ؟؟؟؟ پایگاه خبری،قرآنی، فرهنگی آذربایجان غربی عاشقانه زنگ تفریح

طوطی ناردارانی

شاعر عاشورائی آذربایجانی *

طوطی ناردارانی - شاعر عاشورائی آذربایجانی  طوطی ناردارانی شاعر عاشورائی آذربایجانی
 

پژوهش و نگارش: مصطفی قلیزاده علیار

اشاره: نواحی قفقاز و جمهوری آذربایجان از مناطق مهم ادبیات عاشورائی و مهد شاعران و نویسندگان آیینی است و شخصیتهای برجسته ای در این عرصه – چه قبل از جدایی این مناطق از ایران و چه بعد از آن در دو قرن اخیر – ظهور کرده اند که مشهورترین این سخن سرایان فرهیخته و دلباخته اهل بیت نبوت و امامت (ع) مرحوم میرزا محمدتقی قُمری دربندی داغستانی (صاحب کتاب معروف »کنز المصائب«) است. البته همزمان با قُمری و قبل و بعد از او، در قرن 13 و 14 هجری قمری (19 و 20میلادی) چه در دوره سلطه امراتوری تزار روس و چه بعد از آن در دائره حاکمیت شوروی کمونیستی، دهها شاعر و ادیب بزرگ و نامدار در جمهوری داغستان (مخصوصاً شهر »دربند«) و نیز جمهوری آذربایجان و نخجوان بوده اند که عمرشان را صرف شعر و شاعری و آفرینش های ادبی و هنری در موضوع حادثه جانگداز کربلا و نشر فرهنگ حیاتبخش عاشورای حسینی کرده، آثاری ماندگار و تاثیرگذار آفریده اند و گنجینه هایی ارزشمند به یادگار گذاشته اند. اما با تاسف، اشعار اکثر این سرایندگان آیینی شیعی، خصوصاً در دوره شوروی یا از بین رفته یا منتشر نشده و در پستوی خانه ها و صندوقهای خانوادگی، سر پوشیده ومخفی مانده که اصطلاح »ادبیات صندوقی« (صاندیق ادبیاتی) بر این قبیل آثار اطلاق می شود. بازمانده های ادبیات صندوقی بعد از فروپاشی شوروی، کمابیش ظاهر شدند و تاکنون بخشی از آنها توسط افراد متعهد و ادیبان مؤمن و پژوهشگر در باکو نشر یافته است. یکی از این گنجینه ها، کتاب مجموعه اشعار عالم روحانی و شاعر اهل بیت (ع) مرحوم حاج »شیخعلی« ناردارانی متخلص به »طوطی« است.
نگاهی به زندگی شاعر
قصبه نارداران از قدیم الایام تاکنون یکی از کانون های مهم دینداری، ادبیات و هنر در آذربایجان به شمار می رود و شخصیت های دینی ادبی، هنری و اجتماعی سرشناسی از این قصبه ظهور کرده اند از جمله حاجعلی پریشان، میرزا عباس شاهین، حاج مایل علی یف، حاج علی اکرام، حاج علمدار ماهر و … عالم برجسته ربانی و شاعر وارسته آذربایجانی مرحوم حاج شیخعلی »طوطی« ناردارانی فرزند «آقا رضی یاخشی بیگ اف« یکی از این ستارگان پر فروغ آسمان علم و ادب نارداران است. وی در سال 1881 میلادی (1298 قمری) در قصبه تاریخی، ادب پرور و دینی »نارداران« در شمال باکو به دنیا آمد و در خانواده مذهبی و ادب دوست پرورش یافت. تحصیلات ابتدائی، آموزش زبان فارسی، صرف و نحو عربی، قرآن، احکام و عقاید را نزد ملا محمدعلی در زادگاهش آموخت؛ سپس در محضر عالم سرشناس دیگر شیخ محمدامین آقا (مشهور به »آقا«) به مدت 6 سال به تکمیل تحصیلات ابتدائی و فراگیری سطوح بالاتر در زمینه ادبیات، فصاحت و بلاغت، احکام شرعی، فقه و اصول، فلسفه، کلام، حدیث، تاریخ و دیگر معارف مرسوم آن دوره پرداخت.
بعد از آن به توصیه استادش آقا، به روستای مشهور و همجوارشان »مشداغا« (مشهدی آقا) رفت و به مدت 11 سال نزد عالم برجسته و بزرگ منطقه مرحوم حاج میرزا عبدالکریم به تکمیل دروس علمی در زمینه های فقه و اصول و تفسیر و حدیث و کلام و معارف اسلامی اهتمام ورزید و خود عالمی برجسته و یکی از روحانیون دانشور و تاثیرگذار آذربایجان در دهه های نخستین قرن 14 هجری و دهه اول قرن 20 میلادی گردید. این عالم پاک نهاد و روحانی جوان از آن پس پرچم تبلیغ احکام حیاتبخش دینی، نشر معارف روشنگر اسلامی و ترویج مکتب الهی اهل بیت (ع) را با عشق و علاقه برافراشت و به انجام رسالت خویش به عنوان مبلغ دینی همت گماشت.بعدها به زیارت مکه معظمه و مدینه منوره و عتبات عالیات و سیر در آفاق معنوی دنیای اسلام نیز موفق شد.دوران میانسالی تا پیری طوطی مصادف بود با دوران حاکمیت کمونیستهای بی وجدان و دشمن معنویت و دینداری، مخصوصا دهه 1930 که سالهای حاکمیت استبداد استالینی، که هر چه و هر که رنگ دینی و معنوی داشت بر می چیدند و هزار عالم و ادیب و دانشمند و فعال اجتماعی را در آذربایجان قتل عام، زندانی و یا به سیبری تبعید کردند و در اردوگاههای مخوف و کارخانه ها و مزارع و دشتها و ساخت و ساز ساختمانهای بزرگ دولتی، به کارهای اجباریِ سخت و سنگین نامناسب واداشتند. حاج شیخلی طوطی نیز از این امر استثنا نبود. او در آن سالهای سخت خفقان و عسرت، مجبور شد مثل بسیاری از مردان دانشور و روحانی و شاعر و معلم و تاجر و … در کارخانه ها به کارگری و عملگی بپردازد! … بعد از سالهای جنگ جهانی دوم و گذر از دوره سیاه استبداد استالینی، که آزادیهای نسبی به ملتهای اتحاد جماهیر شوروی داده شد، طوطی نیز بعد از دهها سال دوری اجباری از فعالیت های تبلیغی و روحانی اش، دوباره به همان فعالیت صنفی روحانی و تبلیغی مقدس خود در نارداران برگشت و تا آخر عمر در این عرصه کوشید. وی سرانجام در سال 1966 و در 86 سالگی وفات یافت و در آرامگاه امام زاده «رحیمه خاتون» نارداران به خاک سپرده شد. هنوز هستند کسانی در نارداران و روستاهای اطراف آن و یا در باکو، که حاج شیخغلی طوطی را دیده اند و سیمای نورانی این مرد خدا و شاعر دانشور را به خاطر می آورند.
طوطی شاعر
طوطی از نوجوانی بنا به علاقمندی و گرایش باطنی اش و نیز تحت تاثیر محیط ادبی نارداران و اطراف،به مطالعه آثار شاعران بزرگ فارسی زبان و ترکی زبان می پرداخت و به اقتضای استعداد فطری گاه شعر مخصوصا مرثیه و مدایح اهل بیت (ع) هم می سرود. در واقع به عنوان عالمِ شاعر و شاعرِ عالم شناخته می شد. مطلب دیگر که در مورد مرحوم طوطی شاید قابل بررسی باشد، ارتباط علمی و ادبی او با معاصران و همگنانش در دو سوی ارس و در ایران و آذربایجان و مناطق قفقاز باشد که برای ما و پژوهشگران زندگی و آثار وی و کسانی که او را دیده اند چندان روش نیست یعنی گزارش تاریخی و شفاهی در این مورد نرسیده است. طوطی در دوره جوانی با شاعران برجسته آیینی و اجتماعی از جمله مرحوم نیّر تبریزی، حاج رضا صراف تبریزی، ثاقب باکویی، حسین نادم نخجوانی، میرزا محمدتقی قُمری دربندی، محمد هادی، حسین جاوید و …. معاصر بود و به احتمال قوی آثار اینان را دیده بوده و شاید ارتباطی هم بین ایشان برقرار بوده است. فقط ارتباط دوستانه اش با همولایتی خود »حاجعلی پریشان« از شاعران بنام نارداران داشته که در اشعار حاجعلی پریشان انعکاس یافته است.
مجموعه اشعار مجموعه اشعار طوطی اولین بار در سال 1992 در باکو منتشر و در سال 2001 با افزایش هایی تجدید چاپ شده است. اشعار که دارای الفبای عربی – فارسی به خط خود شاعر بوده، توسط «غضنفر حسن اف احمد اوغلو» و «مصطفی علی یف مایل اوغلو» با الفبای رسمی آن زمان در آذربایجان یعنی الفبای کریل تنظیم شده و ادیب و شاعر مشهور مرحوم حاج مایل علی یف بر آن نظارت داشته و ویراستاری کرده و مقدمه نوشته است. کتاب در قطع رقعی با بیش از 150 صفحه و در سه بخش ترتیب یافته: بخش اول – قصاید در مدایح پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) و امیرالمؤمنین علی مرتضی (ع) بخش دوم – شامل مراثی عاشورایی (بیشترین اشعار کتاب)
بخش سوم – تعداد اندکی غزل
بررسی اشعار طوطی از زاویه های مختلف ادبی، بدیعی، محتوایی، تطبیقی و سبک شناسی، نقد شعر آئینی و … مجالی دیگر و بیشتر می طلبد. در اینجا برای نمونه، چند بند از یکی از مرثیه شاعر در سوگ سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام و ابیاتی چند از دیگر مراثی اش را تقدیم می کنم:
عاشقدی حسین جمال حقه
عاشقدی حسین جمال حقه
ایچدی اودو باده بلانی
جان وئردی سوسوز قوری یئر اوسته
ترک ائیلمدی ره وفانی.
***
چالدی یئره بیدق محبت
میدانی بلاده قالدی تنها
اطرافین آلیب سپاه عدوان
جان نقدی الینده قیلدی سودا
شمیر و سنان و تیر و پیکان
یاغدیردی او زاره قوم اعدا
شنگرف صفت تؤکولدو قانی
رنگین ائدیب ارض کربلانی.
***
اؤز قانی ایله نهال شرعه
سو وئردی یئتیردی تا کماله
لب تشنه، گون ایستی، پاره پیکر
بو حالی گتیرگیلن خیاله
صد پاره بدن کسیلمیش اللر
داخل اولو مجلس وصاله
افغانه گلیر گؤرنده زهرا (س)
باش آچدیرو حوری جنانی.
***
دریا تک آخیر فرات هر یان
اصحاب حسین قالیب لب عطشان
اطفال سیزیلداریر سوسوزدان
عرشه چیخو ناله ایله افغان
قالدی او بلالی چؤلده یالقیز
بی یار و معین و دیده گریان
تسلیم ائله ییب رضای حقه
اول دشتده پیر و نوجوانی.
***
جان وئرمک ایله یئتیب کماله
اول وادی و دشت پرخطرده
تورپاغه سریلدی جسمی عریان
دوشموش حق مرکز نظرده
جان قیلدی فدای راه جانان
مردانه بو پرخطر سفرده
مبهوت ائله دی بو ذات اقدس
بو ایشده تمام ماسوانی.
***
جوش ائتدی محبتی حسینه
طغیان ائله ینده قوم بی دین
آل قانه بویاندی شقه شقه
نورسته جوان، زلفی پرچین
اول قانلاری سید شهیدان
اؤز قانی ایله دوباره رنگین
ائتدی چو عقیق و لعلگون تک
پر قیمت و گوهر گرانی
***
یا رب به حقیقت حسینی
عفو ائیله بیزی به خون اکبر
قویما قالا طوطی زار و مضطر
آلوده به ذنب روز محشر
عفو ائیله بو مجمع عزانی
دردینه دواسین ائیله یکسر
گلمز اولارین حسین دن اؤزگه
محشر گونو کیمسه یه گمانی.
***
علی او قانلی گؤزوندن گؤزوم کنار اولماز
اگر اولورسا اوغول، منده اختیار اولماز
***
فراز نیزده باشین، طنابه باغلی قولوم
عزیز اوغول آنادان بیر بئله کنار اولماز
***
تؤکمه یین ناحق یئره ای وم کافر قانیمی
یئرده قویماز خار اولا خلاق اکبر قانیمی
***
یارالی قوم اوسته یاتما بئله نوجوانیم اکبر
بوکولوبدو غم الیندن بو قد کمانیم اکبر


منابع مورد استفاده در پژوهش:
1-طوطی، حاج شیخعلی؛ »قصیده لر، نوحه لر، غزللر« (مجموعه اشعار حاج شیخعلی طوطی)، الفبای کریل؛ باکو، 1992-

2- ماهر، حاج علمدار؛ »سؤز و موغام بئشیگی نارداران«، (با الفبای لاتین) باکو، نورلان، 2009، ص 57 – 95

* این مقاله نخستین بار در هفته نامه «دنیز» شماره 18 به تاریخ 97/7/19 در ارومیه منتشر شد. سپس در روزنامه «آراز آذربایجان» روز اول آبان 1397 نشر یافت. در پایگاه اطلاع رسانی حوزه هنری آذربایجان غربی هم منتشر شده است


97/8/13::: 12:27 ص
نظر()
  

عارف اولانین سئوگیلی جانانی وطندیر

 

اشاره: کؤرکملی شاعر و ادیب مرحوم حاج مایلین «دیوان»یندا اولان غزللر تبریزده نباتی نشریاتی طرفیندن نشر اولوب. شعرلری کؤچورن جناب «نورالله پورشریف» دیر. بو 550 صحیفه لیک کتابا مصطفی قلیزاده علیار گئنیش مقدمه یازیبدی، شاعرین حیات و یارادیجیلیغینی تانیتدیریب. بورادا مقدمه­نی بیرگه اوخویوروق:

 

 

گؤرکملی عالم، شاعر، تدقیقاتچی حاج مایل علی­یِف

آذربایجان ادبیاتیندا تانینمیش و سئویملی سیما‌لردن بیری­ ده گؤرکملی شاعر، ادیب، یوکسک درجه­لی دیندار - ضیالی شخصیته مالک اولان مرحوم «حاج مایل علی‌یف»دیر. اونون هم شعری - هنری، هم‌ده عِلمی، عَملی و دینی جاذبه­سی آذربایجانین داخلینده و خارجینده اؤز معاصرلرینه گئنیش تأثیر بوراخمیشدی.

حاج مایل اسماعیل اوغلو علی­یف 1935ـ جی ایل آُکتبر آیی­نین 25 ده باکی‌نین یاخینلیغیندا شعر و ادب اوجاغی اولان مشهور «نارداران» قصبه­سینده، دیندار عایله‌ده دونیایا گؤز آچمیشدی. ابتدائی تحصیلاتینی نارداراندا، اورتا مکتبی (دبیرستانی) قونشو کند «مشد آغا» دا، و 1960- جی ایلده آذربایجان دولت بدن تربیه­سی اینیستوتونو بتیرمیشدی.

حاج مایل ناردارانین ادبی محیطینده بویا باشا چاتدیغی اوچون، اوشاق یاشلاریندان قدیم کلاسیک ادبیاتا خصوصاً بؤیوک عالم، شاعر و متفکر ملا محمد فضولی شعرینه طبیعی اولاراق هوس گؤسترمیش، اما بو طبیعی هوس و ماراق، حاج مایلین گنج چاغلاریندان تدریجی اولاراق بیر مکتبه چئوریلمیش، اونو بیر بؤیوک فضولی شناس عالم و تدقیقاتچی کیمی تانیتدیرمیشدی.

حاج مایل تورک، فارس و عرب دیللرینی یاخشی بیلدیگینه گؤره، 20 ایلدن آرتیق آذربایجان عِلم­لر آکادمیاسی­نین الیازمالار اینیستوتوندا علمی – تدقیقی فعالیتلرله مشغول اولموش، اورتا عصرلرین الیازما اثرلری اوزه­رینده درین تدقیقاتی ایشلر آپارمیشدیر. فضولی­نین تورک دیوانی، اونون شاه اثری اولان «لیلی و مجنون» منظومه­سی و همچنین «جهانشاه حقیقی»­نین سئچیلمیش اثرلری حاج مایلین بو تدقیقاتی – علمی ایشلریندن دیر.

حاج مایل اهل‌بیت(ع) شاعری اولماقلا برابر، اجتماعی و غزل شاعری و ادبی تدقیقاتچی ایدی. او آذربایجاندان خارجینده ده ادبیات اهلی و شاعرلرله ادبی علاقه لر یاراتمیشدیر، خصوصاً ایران، ترکیه، عراقدا علمی – ادبی کنفرانسلاردا اشتراک ائدیب و بؤیوک شاعرلر، ادیبلر و عالملرله تانیش اولوب، دوستلوق علاقه لری قورموشدور. او جمله دن ایران شاعرلری ایله و تانینمیش اهل‌بیت شاعری مرحوم استاد «محمد عابد تبریزی» ایله چوخ صمیمی ارتباطی و دوستلوغو اولموشدور.

حاج مایل 64 ایل ثمره لی عؤمور سوردوکدن سونرا،  1999 ـ جو ایل آوگوست آیی­نین 22 ده (31 شهریور 1378 ده) آغیر خسته لیکدن وفات ائتمیش، نارداران کندی‌نین مقدس رحیمه خاتون امامزاده­سی­ قبرستانیندا تورپاغا تاپشیریلدی. اوندان مختلف کتابلار، صالح اؤولادلار و حؤرمته لایق عایله عضولریندن علاوه، چوخ قیمتلی بیر کتابخانه یادگار قالیب کی، کیچیک اولماغینا باخمایاراق بؤیوک گنجینه و علم خزینه­سی­دیر. اونا تای شخصی الیازملار کتابخاناسی یا تاپیلماز، یا چوخ نادر حاللاردا تاپیلار! حیرتلندیریجی الیازما و نادر خطی کتابلار انسانی واله ائدیر. من دفعه­لر ناراداران زیارتینه گئتدیکده، بو کتابخانا­نی دا زیارت ائدیب، حاج مایلین روحینه فاتحه اوخوموشام. الله اونا رحمت ائله­سین.

حاج مایلین شعر دونیاسینا بیر باخیش

حاج مایل دوغرودان دا آذربایجان شعری­نین پارلاق و مشهور اولدوزلاریندان بیری­دیر؛ اما او چوخ مشهور اولان بو گونکی ادبیات و شعر اولدوزلاریندان تاریخده داها چوخ قالاجاق و چوخ یاشایاجاق. بونون دا یالنیز بیر سرّی وار، او دا عبارت دیر بوندان کی، حاج مایلین شعرینده شاعرانه فیکرلر، حسّلر، بدیعی تصویرلر، مجازلار، استعاره­لر، کنایه­لر و سایر صنعتکارلیقلارلا برابر «عقل و حکمت» وار. او بیر اوستاد شاعر اولماقدان علاوه، بیر حکیم و متفکردیر، الهی حکمت بیر جانلی روح کیمی اونون شعری­نین جسمینده و چرچیوسینده جریان ائدیر و شعرینه ابدیت باغیشلایر. قرآن دئمیشکن: «و مَن یُؤتَ الحِکمَةَ فَقَد اُوتِیَ خَیراً کثیراً» (هر کیمه الله تعالی طرفیندن حکمت وئریلسه، اونا چوخلو خیرلر عطا اولونار – بقره سوره، آیه 269)

بو باخیمدان حاج مایلین بوتون یارادیجیلیغی دقتی چکن، آلقیشا لایقدیر. من مرحوم حاج مایلین حیات و یارادیجیلیغینا حصر ائتدیگیم کتابدا، بو باره ده فکیرلریمی گئنیش سویه­ده سؤیله میشم کی، یاخین گله جکده ان شاءلله نشر ائدیله­جک. بورادا نئچه مثال ایله، سؤزومو آیدینلاشدیریرام. حاج مایل بو مشهور غزلینی 19 یاشیندا یازمیشدیر:

عارف اولانین سئوگیلی جانانی وطندیر

هم ناموسو، هم غیرتی، وجدانی وطندیر

شاعرین گنج­لیگینه باخمایاراق، بو غزلده چوخ درین و معنوی – انسانی فیکرلری، دقتی جلب ائدیر. جوان مایل بیر سیرا باشقا شاعرلر کیمی وطن حاقیندا بوش بوش شعارلا قناعتلنمیر، بوتون انسانلیغی، غیرتی، ناموسو، وجدانی، وطن مفهومی ایله سجیه­لندیریر و وطن معناسینی حدسیز توصیف ائدیر.

حاج مایل حکمتی­نین بیر نشانه­سی ده بودور کی، او شاعرلیگی خوشلوقدا یوخ، بلکه داها چوخ غمده – کدرده حس ائدیر:

شاعرلیگی شادلیقدا، کؤنول، تاپماییرام من

الهامی گلیر «مایل»ین هر گون غم اولاندا.

شبهه­سیز کی بئله بیر حس و حال، آنجاق مقدس بیر غم – کدرده اولا بیلر و الهی روحلو بیر حالدیر.

دوینا گؤورشو حکتمدن یوغرولان حاج مایل، دونیایه ده باخیشی فرقلی و حکیمانه­دیر؛ او حضرت پیغمبر (ص) درین حکمتلی «الدُّنیا مَزرَعةُ الآخِرة» کلامیندان الهام آلاراق، دونیانی آخرتین مزرعه و تارلاسی کیمی حساب ائدیر و ایکی دونیا آراسیندا سیخ علاقه گؤرور :

اَبله ایش­دیر دار دونیاده وفا اومماق اؤزو

کیم اونون هم بیر آدی مشهوردور «دارالفنا»

«آخرتچون تارلادیر دونیا»، دئمیش پیغمبریم

مایلا لازم دئییلدی، یوخسا ، بیر دم بو بنا.

حاج مایلین دونیا گؤروشونده، عارف انسانین یگانه معشوقو آنجاق الله تعالی­دیر:

عارف انسان اولانین یاری گرک تاری اولا

تانرینی ذکر ائله­مک صبح و مسا کاری اولا

اوره­­یین میوه­سی الله تانیماقدیر آنجاق

تانری­سیز بیر اوره­یی، گؤرمه­میشم باری اولا

حاج مایل، حقیقی عشقی ده ازلی و الهی عشق تانییر. او فیکرینجه عشق انسان ایله بیرگه یارانیب، حدسیز و حدودسوز بیر وجوددور:

اوندا کی، تانری الیله تاپدی انسانلار وجود

عاشقه، عشقه او گوندن اولمادی سرحد، حدود

اول اؤز معبودونا اعلان عشق ائتدی بشر

آتش عشقینده ظاهر اولمادی آتشله دود

ائله بو باخیمدان مقدس عشق اودو دائما عاشقین اوره یینده شعله چکندیر:

عشق بیر اوددور، اونا هر کیم یاخین دورسا یاخار

عشق اودو سؤنمز، اونا آغلا و  یا گؤز یاشی ساچ

حاج مایل شاعرلیگه ده فرقلی باخیر، او شاعر اولماغی  یالنیز طبع و قریحه ده دئییل،بلکه بیر الهی سرّ کیمی قیمتلندیریر، حقیقی شاعری «خازن اسرار» آدلاندیریر:

طبع ایله شاعرلیک اولماز، چون گرکدیر مایله

هم تخیّل صاحبی، هم خازن اسرار اولا.

بو مساله ده چوخ آیدین دیر کی حاج مایل گؤرکملی اهل بیت شاعری اولوب، اهل بیت – علیهم السلام – مدحینده چوخلو گؤزل شعرلری یازیب، یارادیب. بیر قطره:

یا محمد! یا نبی! ای بیر آدی خیرالبشر

اولماسایدین، درک قیلمازدی شر و خیرین بشر

ای سالان حیرتلره علمی، جهان عالملرین

باخما کی، علمیندن اونلار آگاه اولموش مختصر

 

اهل عرفانه، کؤنول، بیر اسم­ پنهان­دیر علی (ع)

کیمسه بیلمز کی، نئجه بیر اهل عرفان­دیر (ع)

کایناتین هر ایشین تاپشیرمیش ایزد حیدره

اختیاردار جمیع چرخ دؤوران­­دیر علی(ع)

البته حاج مایلین شعر دونیاسی چوخ الوان ناخیشلی، گؤزل، گئنیش و جاذبه لی دیر، شعرلرینی اوخوماقلا اونون شاعرلیک دونیاسینی و حکمتلی، عارفانه دوشونجه لرینی آرتیق تانیماق اولار.

 

حاج مایلین آذربایجان شعرینه گوستردیگی خدمتلری

رحمتلیک حاج مایل معاصر آذربایجان شعرینده عروض قایداسیندا شعر یازماغی یئنی­دن دیرچلتدی. او هم غزل یازماق ایله، هم ناردارانداکی ائوینده و باشقا یئرلرده ادبی مجلسلر تشکیل ائتمکله، چوخلو گنج شاعرلری عروض قایداسیندا یازیب، یاراتماغا تشویق و هدایت ائله­ییر، بو طریق ایله آذربایجاندا غزل طرزینی یئنی­دن احیا ائتدی. مرحوم بابا پهنان و مرحوم استاد حاج علمدار ماهر کیمی قدرتلی شاعرلر حاج مایل مکتبی­نین ثمره­لری حساب اولور، ائله بو گون ده حاجی مایل مکتبی­نین طلبه­لری باکی و آذربایجانین چوخ یئرلرینده غزل، قصیده، مثنوی و قطعه یازماقلا، ها بئله آذربایجانین کلاسیک ادبیاتینی اوزه چیخارماقلا، نسیمی، فضولی، حاجی سید عظیم شیروانی کیمی داهی­لرین شعر و دیل ارثینی یاشلادیرلار، یئنی نسله و دونیایا تانیتدیریرلار.

حاج مایل 90 ـ جی ایللرده اؤز ائوینده «مجمع الشعراء» ادبی مجلسینی یئنیدن برپا ائتمه‌سی ایله آذربایجاندا جوان شاعرلرین انتظارفرج موضوعسوندا شعر یازماسینا زمین یاراتدی. او اؤزو ده بو موضوعدا چوخلو شعرلر یازمیشدیر.

شاعرین دیوانی و باشقا کتابلاری

حاج مایلدن دیوان اشعار و مختلف باشقا شعر و ادبی تدقیقات کتابلاری قالیب، بیر سیراسی اؤزونون حیاتیندا نشر اولونوب، بیر سیراسی دا سونرالار  عالم ادبیات شناس اوغلو حرمتلی «حاج مصطفی»نین تشبّثی ایله باکیدا چاپ ائدیلیب.

  • 1-جهانشاه حقیقی نین سئچیلمیش اثرلری، باکی، یازیچی نشریاتی، 1986
  • 2-جهانشاه حقیقی نین سئچیلمیش اثرلری، عرب الفاسیندا، باکی، یازیچی نشریاتی، 1988
  • 3-داهی لرین گؤز یاشی، باکی، علم نشریاتی، 1990
  • 4-حاج شیخعلی طوطی (غزل­لر، نوحه­لر، قصیده­لر)؛ مقدمه و ویراستارلیق، باکی، 1992
  • 5-غزل­لر، (حاج مایلین غزل­لری) آذربایجان نشریاتی، باکی، 1994
  • 6-فضولی­نین تورکی دیوانی، علمی – تنقیدی متن، باکی، 1996
  • 7-لیلی و مجنون، فضولی؛ علمی – تنقیدی متن، باکی، 1996
  • 8-حاج مایل، دیواندان سئچمه لر، سونا خیال، باکی، 2000
  • 9-دیوان حاج مایل؛ مقدمه و ترتیبچی، حاج مصطفی مایل اوغلو، باکی 2006
  • 10-قوشمالار، حاج مایل؛ مقدمه یازان: زلیمخان یعقوب، رداکتور: حاج مصطفی مایل اوغلو، چاپا حاضیرلایانک سونا خیال؛ باکی، 2006
  • 11-گزیده اشعار حاج مایل علی اف (تورکجه، فارسجا ترجمه ایله برابر) مهدی نعلبندی، انتشارات سوره مهر، تهران، 1393

 

حاج مایل حاقدا یازیلان کتابلار

بو گونه قدر مرحوم حاج مایلین حیات و یارادیجیلیغی باره مختلف کتابلار ایشیق اوزو گؤروب؛

  • 1-مایلین عنوانی وطندی (یادنامه)، باکی، گنجلیک، 2000
  • 2-فضولی ادبی مجلسی و حاج مایل، سونا خیال، باکی، نورلان نشریاتی، 2005
  • 3-سونسوز عؤمره نقطه قویولماز (یادنامه، 480 صفحه دن عبارت یوزدن آرتیق گؤرکملی علم و ادب و اینجه صنعت اهلی نین فیکرلر و خاطره لری)، توپلایان: ظاهر عادل اوغلو، باکی نورلان نشریاتی، 2005
  • 4-موغام عاشیقی، واقف علی یف، نورلان نشریاتی، باکی، 2009
  • 5-حاجی مایل حکمتی، سونا خیال، باکی، 1014

همچنین بیر سیرا باشقا کتابلاردا شاعر حاقدا ده­یرلی فیکرلر، خاطره لر و معلومات نشر ائدیلیب، او جمله دن: «خاطرات حاج علی اکرام علی اف»، تهران 1385 (2006م)؛ «سؤز و موغام بئشیی ناردارانیم»، مرحوم حاج علمدار ماهر،باکی، 2008

بو کتابدا اوخودوغوموز شعرلر حاج مایلین دیوانینداکی شعرلردیر. کتاب حؤرمتلی دوستوم، ادبیات خادمی، تبریزلی فعال ناشر جناب «نورالله پورشریف»ین همت و تشبثی ایله عرب – فارس الفباسینا کؤچورولوب، ایرانلی آذربایجان ادبیات سئورلرینه تقدیم اولور. الله تعالی دان نورالله جنابلارینا بو یولدا آرتیق نائلیتلر آرزولاییر، حاج مایلین روحونا رحمت دیله­ییریک.

حؤرمتله:

مصطفی قلیزاده علیار

پاییز 1396



  

باکو 10

یادداشت­های سفر باکو

بخش پنجم و پایانی

 مصطفی قلیزاده علیار

خارج از همایش باکو
منظورم از «خارج از همایش» عبارت است از سه روز خارج از همایش بشردوستانه (Baku international Humanitarian Forum –  2-3Oktober 2014  ) در باکو، که در اختیار خودمان بود؛ دو روز قبل از همایش یعنی روزهای سه شنبه و چهار شنبه 8 و 9 مهر ماه 93 و  یک روز هم بعد از همایش یعنی دوشنبه 14 مهر. این سه روز فرصت خوبی بود که بتوانیم با دوستان قدیمی و صمیمی آذربایجانی تجدید دیدار کنیم و این توفیق هم دست داد.

صبح روز سه شنبه که از فرودگاه به سفارت رفتیم کیف¬مان را در سوئیت گذاشتیم و بعد از سلام و علیک با یکی از همکاران محترم سفارت، بیرون زدیم. آقای محمدامین رضازاده رفت به دنبال کاری که در دانشگاه دولتی باکو داشت و من و آقای رمضانی هم به دیدن حاج مصطفی مایل-اوغلو (علی¬یف) فرزند شاعر معروف مرحوم حاج مایل (1935- 1999) در انستیتو نسخ خطی آکادمی ملی علوم آذربایجان – در همان نزدیکی سفارت - رفتیم و ناهار هم مهمان حاجی شدیم! حاج مصطفی از دوستان دانشور و قدیمی ماست. ایشان چندین کتاب تحقیقی را در زمینه ادبیات کلاسیک آذربایجان تصحیح و منتشر کرده از جمله دیوان پدرش حاج مایل، دیوان هاشم بیگ ثاقب، دیوان حسین نادم نخجوانی و ...
در ضمن حاج مصطفی دعوتمان کرد که اگر فردا وقت داشتیم، ساعت 14 به وقت باکو در عصر خاطره و یادمان سالانه حاج مایل شرکت کنیم که در اتحادیه نویسندگان برپا می¬شود.
بعد آقای رمضانی با دوستش حاج جعفر همت¬اف تماس گرفت. او هم آمد سراغمان. رفتیم به محل کار وی در سازمان ورزش و جوانان. بعد دوست دیگرشان «آزاد زینال اف» هم آمد. صحبت آقای رمضانی با این دو دوستش کلی گل کرد و از خاطرات سالهای دور و مربوط به 10 – 15 سال پیش یاد کردند و ... آشنایی حاج جعفر همت¬اف و آقای رمضانی به بیش از بیست سال پیش  و  اوایل سالهای فروپاشی شوروی در نخجوان بر¬می¬گردد. حاج جعفر در آن سالها وزیر ورزش در جمهوری خودمختار نخجوان بود. «آزاد زینال¬اف» متولد 1961 تحصیل¬کرده هنر، پیکرتراش و مدرس هنرهای تجسمی دانشگاه باکوست. در ارومیه هم بوده و چند تندیس از شهدا و شخصیتهای معروف را کار کرده است. مردی خوش¬مشرب و شیرین گفتار است. می¬گفت از ضرب¬المثل¬های فارسی خوشم می¬آید.
از حاج جعفر خداحافظی کردیم و به همراه آزاد معلم و با ماشین ایشان به آرامگاه فخری (مشاهیر) باکو رفتیم بر سر خاک بزرگان علم و سیاست و هنر و فلسفه و ادبیات و موسیقی و اصحاب اندیشه و فرهنگ و قلم این دیار. این قبرستان در باکو واقعاً عالمی دارد؛ دیدنی و قابل تأمل و عبرت¬آموز است. قبور اغلب مشاهیر در اینجا با تندیس و سردیس و مجسمه و طراحی برجسته قرار دارد.
بر سر تربت محمد آراز شاعر مشهور و مردمی آذربایجان ایستادیم و فاتحه¬ای نثار کردیم. دوستمان «آزاد معلم» می¬گفت بخش اعظم مجسمه این شاعر را او در کنار قبرش کار کرده است.
بختیار وهاب¬زاده دیگر شاعر ملی آذربایجان، نبی خزری  و حسن بیگ زردابی (روزنامه¬نگار صد سال پیش و مدیر روزنامه «اکینچی» یعنی کشاورز)، و ... در کنار قبر پیشه¬وری هم توقفی کردیم همان که حافظه تاریخی ملت ایران در سالهای 1324 – 1325 در آذربایجان با نام او و فرقه دموکراتش به رهبری شوروی، پیوند خورده و مردم تبریز در آن یک سال (از آذرماه 1324 تا آذر ماه 1325) یک بار دیگر نمونه بارز و مصداق عینی وابستگی به بیگانگان را به چشم خود در پیشه¬وری و افرادش دید (بد نیست کتاب «ما و بیگانگان» نوشته دکتر نصرت¬الله جهانشاه¬لو افشار را ببینید که خود از افراد پیشه¬وری بود)
مقبره حیدر علی¬یف رییس جمهور سابق آذربایجان هم در میان این قبور مشاهیر به شکل برجسته¬تر قرار دارد و همچنین قبر همسرش ظریفه علی¬یوا.
قبر ابوالفضل ایلچی¬بیگ رییس جمهور اسبق آذربایجان هم در کناری واقع شده، وی دبیر کل حزب جبهه خلق بود که در اوایل فروپاشی شوروی مدت کمی بر آذربایجان حاکمیت داشت و مملکت را دستخوش هرج و مرج ساخت و شکاف و اختلاف سیاسی با همسایگان به ویژه ایران را بیشتر کرد و ...
روبروی قبرستان مشاهیر، غذاخوری خوبی قرار داشت که آزاد معلم برای عصرانه به اندازه یک شام کامل در آن مهمانمان کرد... شب برگشتیم به سوئیت سفارت. آقای رضازاده هم آمد. یک چایی نوشیدیم. بعد بیرون رفتیم و حدود یک ساعت در هوای بعد از باران که اوایل شب بود، قدم زدیم البته بیشتر در اطراف قیز قالاسی و حوالی سفارتخانه. باکو آن شب چه هوای تمیزی داشت.
فردا چهارشنبه 9 مهر، صبح به همراه حاج مصطفی به نارداران رفتیم برای زیارت امامزاده حکیمه خاتون (مشهور به خواهر امام رضا –ع-)، زیارت قبور دوستانمان همه مؤمنین. بر سر مزار مرحوم حاج علی اکرام رهبر اسلامگرایان آذربایجان و مزار دوستمان مرحوم حاج علمدار ماهر شاعر مشهور (1950- 2014)  توقف کردیم با نثار فاتحه¬ای به روح ایشان و همه اهل قبور. یادش به خیر که پارسال (2013/ خرداد 1392) با اکبر حمیدی مهمان او و دیگر دوستان بادکوبه¬ای¬مان بودیم و مرحوم حاج علمدار – با اینکه بیمار بود - ما را به شهر شماخی و زیارت مزار سید عظیم شیروانی و صابر و ... برد که بعد از بازگشت، یادداشت¬های آن سفر را در همین نشریه «دنیز» منتشر کردم ...
سر قبر شاعر مشهور شادروان حاج مایل علی¬یف هم در ضلع شمالی قبرستان رفتیم و فاتحه¬ای خواندیم و ذکر خیری از فضایل و ذوق و خدمات او در گسترش شعر آیینی در آذربایجان نمودیم و تربیت شاعرانی غزلسرا و شاعران اهل بیت (ع) در انجمن شعرای وی که حاج علمدار یکی از آنها بود. من بارها در چند سال اخیر به زیارت این قبرستان رفته¬ام اما امروز جناب حجت¬الاسلام «فدوی» روحانی فاضل و شاعر نارداران هم حضور داشت که موجب توفیقات بیشتری برای ما بود و از محضرش بهره¬مند شدیم.
سری هم به خانه خاطره¬آمیز مرحوم حاج مایل زدیم مثل سفرهای سابقم. بعد با حاج مصطفی به باکو برگشتیم. ساعت 14 به وقت باکو (30/12 به وقت ایران) در مراسم یادکرد و عصر خاطره مرحوم حاج مایل در اتحادیه نویسندگان شرکت کردیم. حاج مصطفی در واقع صاحب مراسم یادبود پدرش و دوست شاعرمان «ایلقار فهمی» مجری مراسم بود که از پرورش یافتگان مکتب حاج مایل به شمار می¬رود. بعضی از دوستان ما اینجا بودند. حاج عارف بزونالی، مهرعلی عاصم و ... که همه شاعران عرصه غزل آذربایجان هستند.
حاج عارف بزونالی در صدر مجلس نشسته بود، اما مرا که دید به اصرار جایش را به من داد، من به نمایندگی از دوستان رمضانی و رضازاده در آنجا نشستم... حرفهای خوبی در باب شعر و زندگی حاج مایل گفته شد. جالب این بود که همه حاضران در مجلس – جز ما سه نفر- مرحوم حاج مایل را بلاواسطه دیده و در حقیقت از تلامیذ او بودند¬؛ لذا محفل خاطره و شعر و اندیشه بود. نوبت به من که رسید، در باب تأثیر شعر و زندگی حاج مایل در احیای شعر انتظار فرج و گسترش شعر اهل بیتی و آئینی در آذربایجان در 40 سال اخیر و دوستی آن مرحوم با شاعران ایرانی به ویژه مرحوم استاد محمد عابد تبریزی (1314- 1385) و ... حرفهایی گفتم و نیز مطالبی از زندگی و شعر حاج مایل که در کتاب «شوق دیدار» (تبریز، انتشارات نور ولایت – 1390) آورده¬ام و مقالات و مطالبی که از وی در چند کتاب و جراید ایرانی در تهران و تبریز و ارومیه و قم منتشر کرده¬ام.
ناگفته نگذرم که که مرحوم حاج مایل در موضوع وطن غزل بسیار مشهوری دارد به مطلع:
عارف اولانین سئوگیلی جانانی وطندیر
هم غیرتی، هم ناموسو، وجدانی وطندیر...
که بسیاری از خوانندگان آذری در 50 – 60 سال اخیر آن را خوانده، یا چاشنی ترانه¬های مقامی خویش ساخته¬اند. در همین محفل یادبود وی، حاج عارف بزونالی و یکی – دو نفر دیگر هم یادآور شدند که «وطن» در کلام حاج مایل «وطن معنوی و عرفانی» است همانگونه که در شعر شاعر و عارف برزگ ملامحمد فضولی بغدادی هم وطن همان وطن اهل معنویت و عرفان است.

امروز هم روز خوبی بود. این از دو روز قبل از همایش در باکو. اما آن یک روز آخر یعنی دوشنبه 14 مهر، من و آقای رمضانی مانده بودیم و آقای رضازاده یکشنبه شب بعد از بازگشت از قَبَله به تهران پرواز کرد. من صبح دوشنبه اتاق هتل را تحویل دادم با دوست و هم¬ولایتی قدیمی جناب «گِرمان» حسین¬اف هم¬قدم شدم. «گِرمان» شاعر و نویسنده و هنرمند و مؤلف چندین کتاب و متولد 1962 شهر آغدام مرکز منطقه «قره¬باغ» است که از بیست سال پیش در اشغال ارامنه قرار دارد نام پدرش «علی» بوده است. اما داستان همولایتی بودن من و گِرمان از این قرار است که پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری گرمان (اَلماسخان و سِحران خانم، والدین علی) در اصل اهل روستای ما «علیار» در نزدیکی شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی) بوده¬اند و در سال 1917 به شهر آغدام مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. الماسخان در جنگ جهانی دوم به جبهه رفته و دیگر بازنگشته و اثری هم از او به دست نیامده. اهالی آغدام او و خانواده¬اش را می¬شناسند.
خود گرمان این قضایا را در جلد چهارم خاطرات مربوط زادگاهش آغدام (حافظه بیدار شهر گم-شده:-   QEYB OLMU? ??H?R?N OYAQ YADDA?I) آورده است.
آن روز با او به دیدن یک خانواده دیگر از اهالی آغدام رفتیم که آنان هم در اصل علیاری هستند و بعد از اشغال قره¬باغ به باکو مهاجرت کرده¬اند و او جناب «نوشیروان» است. همسرش «حمایل» خانم سخت مریض بود. پیر مرد و پیر زن مهربانی که پارسال یک هفته¬ای مهمانشان بودیم و خیلی زحمتشان دادیم. یک ساعتی که آنجا نشستیم، آنان با گرمان که از همان بیست سال پیش همدیگر را ندیده بودند، خیلی گرم گرفتند و از خاطرات آغدام و روزهای قبل از اشغال و آوارگی گفتند...
بعد پا شدیم و رفتیم به یک مراسمی که از سوی اداره مثلاً جانبازان و ایثارگران جنگ قره¬باغ، در آن از خانواده¬های قربانیان و جانبازان تجلیل می¬کردند. گرمان را همه می¬شناختند و او همه جا مرا قوم و خویش علیاری خود معرفی می¬کرد!... او در آن مراسم سخنانی گفت و شعری در مدح امام علی (ع) از خودش خواند که در کتابهای قدیمی¬اش چاپ کرده است. از من هم دعوت کردند که مطالبی در باب شهیدان و جانبازان گفتم و آرزو کردم که هر چه زودتر اراضی اشغالی آذربایجان آزاد گردد و آوارگان به زادگاه خود برگردند.
آن روز من با گرمان بودم و شب هم مهمانش شدم و آقای رمضانی هم مهمان دوستان قدیمی-اش.
فردا ساعت 5 صبح گرمان ما را به فرودگاه بین المللی حیدر علی¬یف باکو رساند. در فرودگاه به این بزرگی جایی برای نماز خواندن نبود، سمت قبله را از جوانی صاحب مغازه پرسیدم و در جایی به نماز ایستادم. آقای رمضانی هم بالاخره با دوستانش آمد. ساعت 40/7 به مقصد تبریز پرواز کردیم. روی هم رفته این سفر هم سفر خوبی بود و آنچه در این چند قسمت از یادداشتهای سفر (باکو 10)نوشتم بسیار خلاصه و شاید یک دهم کل یادداشت¬ها باشد.

منبع:  سایت «دنیزنیوز» (Daniznews.ir) و هفته نامه «دنیز» شماره 62 - تاریخ نشر: 23 آذر 1393


 


93/9/29::: 1:29 ص
نظر()
  

سفر هشتم  (2)

مصطفی قلیزاده علیار

در نارداران

دوست ادیب و دانشمندم جناب حاج مصطفی علی ­یف مایل ­اوغلو (فرزند شاعر معروف مرحوم حاج مایل) امروزه ازذخایر علمی و ادبی جمهوری آذربایجان و به حق فرزندی خلف برای پدرش است، ایشان علاوه بر زبان و ادبیات آذربایجان، با زبانهای فارسی و روسی و عربی نیز به خوبی آشنایی دارد، در شعبه نسخ خطی آکادمی علوم ملی آذربایجان در باکو به کار تحقیق بر روی آثار و کتب خطی ترکی با الفبای عربی و فارسی (شعر و ادب) مشغول است و تاکنون چندین کتاب ازآثار بزرگان را منتشر کرده است از جمله: دیوان هاشم بیگ ثاقب، دیوان حسین نادم نخجوانی و دیوان پدرش حاج مایل را. 

فردای روز ورودمان به باکو – یعنی روز 29 خرداد - دیدیم. همراه او عازم قصبه نارداران شدیم. حاج مصطفی گفت خواهر دوست شاعرمان حاج علمدار ماهر وفات کرده و الان در نارداران مجلس یادبود آن مرحومه با حضور خود حاج علمدار ماهر برپاست، بنابر این یک­راست به مجلس ترحیم رفتیم و فاتحه­ای خواندیم و تسلیت گفتیم. حاج علمدار از دیدن ما در مجلس فاتحه خوانی خواهرش خوشحال شد و آمد در کنار ما نشست. حاجی خیلی لاغر شده بود! از حاج مصطفی علتش را پرسیدم، معلوم شد یک عمل جراحی سنگین بر روی معده­اش انجام داده­اند و این لاغری نتیجه آن است.

  بعد از آن، بارگاه امام­زاده رحیمه خاتون – معروف به خواهر امام رضا (ع) – را زیارت کردیم که زیارتگاهی بسیار باشکوه است و قبرستان عمومی نارداران نیز در اطراف آن قرار دارد. قبر شاعر مرحوم حاج مایل و نیز قبر برادرش شادروان حاج علی ­اکرام – رهبر جنبش اسلامی و مؤسس حزب اسلامی آذربایجان – را هم در همان قبرستان زیارت کردیم. این چندمین بار بود که به همراه حاج مصطفی این قبرستان و امام­زاده را زیارت می ­کردم. ولی دوستانم اکبر حمیدی علیار و مجتبی قربانی اولین بار بود که به زیارت این مکان مقدسه می آمدند و البته برایشان جالب بود.

همچنین تربت دوست شهیدم، نویسنده و روزنامه نگار جوان مرحوم «کربلایی انتقام» را هم زیارت کردیم که در انفجارات تروریستی سال 2010 به همراه چند زائر دیگر در کربلا به شهادت رسید و تنها فرزند ذکور خانواده بود و آرزوهایی مقدس و آرمانی داشت و بیشتر در نشریه «اسلام حقیقتلری» قلم می زد و... یادش بخیر.

در خروجی قبرستان دوستم «حاج وقار محمداف» را دیدم. او نخجوانی­ الاصل است و بسیار باصفا. 17 سال پیش که من جوانتر بودم و در نخجوان به تدریس فارسی و معارف دینی و فعالیتهای فرهنگی و ادبی (اداره انجمن ادبی اهل بیت، بعد از تأسیس آن در سال 1375/ 1996) مشغول بودم، وقار خیلی جوانتر بود و در کلاسهای من شرکت می­کرد؛ بعدها از دانشگاه بین­المللی قزوین پذیرفته شد و به همراه تعدادی دانشجوی جوان دیگر به ایران آمد و بعدها سر از حوزه قم درآورد و ... امروز هم تصادفاً اینجا دیدمش! می گفت از روحانیون این منطقه است. البته عرقچین سفیدآخوندی مرسوم در بین روحانیون این دیار هم برسرش بود. همچنین در خروجی قبرستان حاج حسین فرزند مرحوم حاج علی ­اکرام را دیدیم.

در خانه حاج مایل شاعر مشهور آذربایجان

بعد به خانه پدری حاج مصطفی رفتیم یعنی منزل مرحوم حاج مایل در نارداران که روزگاری محل رفت و آمد شعرا و اهل ادب و محل برگزاری انجمن ادبی « مجمع الشعراء باکو» به مدیریت حاج مایل بوده است. مرحوم استاد «محمد عابد» شاعر معروف تبریزی نیز چند روزی در این خانه به همراه تعدادی از شاگردانش در اوایل فروپاشی شوروی، مهمان حاج مایل بوده­اند و مرحوم استاد خودش در تبریز از آن ایام بارها خاطراتی برای من نقل کرده بود و بارها و بارها یادی حسرت آلود از حاج مایل و ذکر خیری از وی ... که حاکی از تأثیرگذاری شخصیت و منش نیک حاج مایل بر روحیه و رفتار عابد بود.

من مرحوم حاج مایل را ندیده­ام اما در اصل دو نفر، احترام و ارادت این حقیر را نسبت به مرحوم حاج مایل برانگیختند، اول مرحوم استاد عابد بود، دوم مرحوم حاج علی ­اکرام در ایام گفتگوی مفصل ام با او در جریان تدوین خاطراتش در قم، سال 1384 که برخی از خاطراتش را در باره حاج مایل در کتاب «خاطرات حاج علی اکرام» (تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385) آورده ام.

باری، کتابخانه حاج مایل را درطبقه دوم خانه­اش همانگونه که بوده، نگه داشته­اند با همان حال و هوای 20 – 30 سال پیش، که گنجینه­ای است گرانقدر با دهها جلد کتاب خطی به ویژه قرآن­های خطی به شیوه­ های گوناگون خوشنویسی ثلث و نسخ و ... در قطع ­های متفاوت. دواوین شعرای ترک­زبان، فارسی­زبان، لغت ­نامه­ ها، تواریخ، کتابهای چاپی قدیمی و .... یک جلد کتاب احکام فقهی خطی در قطع بسیار بزرگ (ظاهراً 50 در 80 سانتی متر) به زبان فارسی هم بود. برای همه ما جالب بود. همچنین دیوان خطی ترکی حکیم ملا محمد فضولی بغدادی که می­ گویند این نسخه بیش از چهار قرن عمر دارد. حاج مصطفی از ارائه برخی توضیحات لازم در باره این گنجینه کتاب و زحماتی که پدرش در جمع­آوری کتب و نگهداری آنها کشیده، دریغ نمی­کرد.

خانه و کتابخانه حاج مایل روزگاری به نوعی مرکز تبلیغات دینی و ترویج ادبیات شیعی بوده است. من در سفرهای پیشین نیز این خانه و کتابخانه را دیده بودم. شاگردان و ارادتمندان حاج مایل امروز هم در عرصه غزل و شعر عروضی آذربایجان فعالند. یکی جناب حاج علمدار، دیگری عارف بزونالی، آخوند حاج سلطان علیزاده و .... برخی دیگر هم رفته ­اند مثل مرحوم بابا پنهان شاعر معروف طنزپرداز و ...

نماز ظهر و عصر را در کتابخانه حاج مایل خواندیم و ناهار را هم مهمانِ خانه او شدیم به میزبانی حاج مصطفی و برادرش احمد. بعد از ظهر حاج مصطفی ما را برداشت و به بخش «شُوَلان» در نزدیکی باکو برد و مقبره سید علی (اَت­آقا) را زیارت کردیم که کاملاً به سبک بارگاههای امامزادگان ایرانی بود. سید علی آت­آقا در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 می زیسته و بدنش نرمی استخوان داشته است. عموم اهالی آذربایجان به این سید ارادت دارند، کرامتها برایش قایلند، به زیارتش می آیند و نذرها می­ دهند. حتی خانه مسکونی­ اش در باکوی قدیمی زیارتگاه و محل قربانی است.

دیدار با زلیم خان یعقوب

عصر همان روز به همراه نصرت علی­ یف (از فامیلهای اکبر حمیدی و عجیب علاقمند به ادبیات) و پسرش ائلشن طبق قرار قبلی – با هماهنگی اکبر حمیدی- به دیدار شاعر مشهور جناب زلیم­خان یعقوب رفتیم در محله رازین باکو. دیدار در خانه مجلل و بزرگ و زیبای شاعر و در محل کتابخانه­ اش انجام گرفت. او گرچه مریض ­الاحوال بود، در حیاط خانه­ اش با خوشرویی به استقبال ما آمد. شاعر 64 ساله این روزها به علت بیماری­اش کمتر دیده می­ شود، هر دو کلیه­ اش را برداشته اند و می­گفت ماه آینده (جولای) برای چندمین بار تحت عمل جراحی قرار خواهد گرفت.

زلیم خان یعقوب را همه اهل ادب می شناسند، شعر هجایی به ویژه به سبک شعر عاشیقهای آذربایجان را در 30 سال گذشته متحول کرد. خودش هم ساز عاشیقی را با استادی می نوازد. اشعارش در موضوعات وطن، طرز حیات، اخلاق، اجتماعیات و تاریخ است. شعر زیبایی را هم در موضوع کربلا و امام حسین (ع) سروده که چند سال پیش من در ارومیه به الفبای اصیل برگرداندم و در نشریه دعوت چاپ کردم.

زلیم­خان یعقوب کتابهای متعددی از اشعارش را منتشر کرده و تمام اشعار خودش و اشعار مهم و زیبای همه شاعران آذربایجان– از قدیم و جدید- را از حفظ می خواند! برای همین به او «شاعر سینه ­دفتر» می­گویند. زبانی ساده و اشعاری بسیار پر احساس دارد و شعرهای زیادی از او را عاشیقهای آذربایجان در ایران و آذربایجان و ترکیه و گرجستان و داغستان با ساز و آواز می­خوانند. از این نظر او واقعاً یک شاعر مردمی است. یکی دو بیت از منظومه جدیدش با عنوان «شوشا شکسته­ سی» برای ما خواند که در باب اراضی اشغالی آذربایجان توسط ارمنستان سروده. یادی از استاد شهریار هم کرد و اظهار ارادت؛ در باب آشنایی شهریار با موسیقی هم جملاتی گفت.

زلیم­خان چند دوره نماینده مجلس ملی آذربایجان بوده و در 50 سالگی ­اش جشن بزرگداشتی از سوی دولت و با حضور سه ساعته شخص رئیس جمهور حیدر علی­ یف برپا گردید که من در آن سالها – ظاهراً سال 1998 – در نخجوان بودم و برنامه­ اش را از پخش مستقیم تلویزیون باکو تماشا می­کردم.

این شاعر شناخته شده، کتاب منظوم «پیغمبر»ش را در موضوعات مربوط به زندگی و سیره و گفتار پیامبر اکرم (ص) سروده و خیلی زیبا در قطع وزیری چاپ کرده (2009) که به هر کدام از ما یک نسخه امضا کرد. کتاب ارزشمندی است و نشان می دهد که شاعر مطالعه ای گسترده در تاریخ حیات پیغمبر و نیز قرآن داشته که توانسته این اثر را بسراید.

زلیم­خان می گفت: «شاعر باید مردمی باشد و تربیت مردمی داشته باشد. شاعر نباید ادعا کند که من شاعرم، بلکه رفتار و کلام و اندیشه و دفتر و قلم او هستند که نشان می دهند او شاعر است.»

ادامه دارد

 منبع: دوهفته نامه دنیز، شماره 37 مورخ 92/5/30

 


92/6/9::: 10:8 ع
نظر()
  

باکیلی جوان شاعرلر

مجتبی قربانی

اشاره: بو ایل اورمیا شهرینده 7- جی آذری تورکجه رضوی شعر فستیوالیندا باکی دان اشتراک ائدن شاعر قوناقلارین ترکیبینده اوچ جوان شاعر ده گؤرونوردو. اونلار چوخ نجیب، ساکت اوتوروب آغساققال و تجربه لی اولان یاشلی شاعرلرین سؤز- صحبت لرینه قولاق وئریردیلر. من اونلاری حاج ماییل مکتبی نین، حاج علمدار و عارف بزونالی کیمی تانینمیش شاعرلری نین تربیه اولونموشلارینا بنزتدیم؛ ائله اونا گؤره ده اونلارا یاخین دوشوب منیم اوچون شعر اوخوماقلارینی خواهش ائتدیم. اونلار دا چوخ ادبلی و تمکینلی حالدا هر بیری بیر گؤزل شعر اوخودو، من اونلارین شعرلرینی در حال یازدیم. بورادا او اوچ شاعری شعرلر ایله بیرگه، دنیزین عزیز اوخوجولارینا تقدیم ائدیرم:

کمال حسین اف

    1987 – جی ایل باکیدا آنادان اولوب، گمرک رشته سینده عالی تحصیل آلیبدیر، غزل یازماغا چوخ

میل گؤسترن جوان شاعرلردن دیر.

کولک لر

بو گون اسمه ییر اومیدیم، اؤلوب، آغلاییر کولک لر

دئییب آغی غملی – غملی سینه داغلاییر کولک لر

بو گلن بولود دئییل کی، یئنه آییران گؤروبدور

بیزی، یاس توتور، سمایه قارا باغلاییر کولک لر

او ملک کی، عاشقیندن دوشوب آیری ایندی بلکه

اونو یا اؤپور یاغیشلار، یا قوجاقلاییر کولک لر

ائله بیر ظریف چیچک دیرکی، بیتیب باهار یئلینده

اونا گاه سیغال چکیر مِه، گاه آیاغلاییر کولک لر

هئچ ایتن جواهراتی بئله آختاران تاپیلماز

گؤر ایتیب باتان بیر عشقی نه سراغلاییر کولک لر!

نه کؤنول، نه آهی واردیر »کمالین« غزل لری ایله

دولو بیر غلیظ کتاب وار کی واراقلاییر کولک لر.

خالید صفی خان اف

    1979- جو ایل باکی دا دونیایا گؤز آچیب، اورتا تحصیللی دیر، آنجاق طبعی نین چوخ روان اولدوغونا گؤره آخیجی و بدیعی تصویرلی غزل یازان بیر شاعردیر.

بیر بیر

او دلبر کی، دویونلنمیش ساچین هر دم آچیر بیر بیر

اسیری اولموش عاشقلر، قاپیب فرصت، قاچیر بیر بیر

چکیر شانه تؤکوب رخساری اوزره ساچلارین، گویا

یاریب باغرین بولودلاردان، گونش نورون ساچیر بیر بیر

اوزون، زولفون، گؤزون، قاشین، لبون،ای مه دهانین تک

قیلیر واریم یوخ اول دم کی، خیالیمدان کئچیر بیر بیر

دئییل بیهوده مژگانی دوزولموش چشمینه صف صف

هره هر گون بیر عاشق اؤلدوروب، قانین ایچیر بیر بیر

سانیب خالی بلادن مرغ لر باشیم یووا قیلمیش

گؤروب ایندی بلالی اولدوغون هر گون اوچور بیر بیر

در دلداره ای »خالید« گلن لر جان فدالردیر

دئمه اول یار غافل دیر، هنوز اؤلچور، بیچیر بیر بیر!

مهمان گول محمد اف

    1985 ده »سومقاییت«دا آنادان اولوب، آذربایجان ادبیاتیندا عالی تحصیل آلانلاردان دیر. بو شعری امیر المؤمنین علی مرتضی (ع) اتحاف ائدیب:

دئدیگین

کیمدی ای دل بیلیرم سئوگیلی جانان دئدیگین

یوخونو، وارینی اول یاریوا قوربان دئدیگین

شه مردان دئدیگین، هم شه خوبان دئدیگین

یعنی کی، حُسنده بیر یوسف کنعان دئدیگین

مسلک عشق ائشیدیلمیش اونو سلطان دئدیگین

بو فضیلتله بولونماز کی هر انسان دئدیگین.

 

سن دئییرسن کی اودور کان سخاوت ای دل

سؤیله ییرسن اونو بیر اهل شجاعت ای دل

گؤزموسن اوندا جهاد ائتمه گه همت ای دل

اوسته لیک صبر و یقین لیک و عدالت ای دل

اولور البته بو جور صاحب ایمان ای دل

بو فضیلتله بولونماز کی هر انسان دئدیگین.

 

دون ائشیتدیم کی، دئدین پیرلرین پیری اودور

تانری نین حیدر کراری اودور، شیری اودور

حقی نین نیزه سی، شمشیری اودور، تیری اودور

خسته جمعیت اگر وار ایسه، تدبیری اودور

هم دئییل دیر او مسیحا و سلیمان دئدیگین

بو فضیلتله بولونماز کی هر انسان دئدیگین.

 

دئدین او احمد مختاریمیزین یاوری دیر

ذوالفقار الده اونون جنگه گئدن عسگری دیر

اونون اولادی دئدین کی شهدا سروری دیر

هم حقین کعبه ده دونیایه گلن چاکری دیر

شه سلطان لاری اول کویینه دربان دئدیگین

     بو فضیلتله بولونماز کی هر انسان دئدیگین.

 

  سن اونون باره ده چوخ آیت قرآن دا دئدین

کویینی عاشق صادق لره رضوان دا دئدین

اونو عارف لر اوچون مکتب عرفان دا دئدین

دوغماییب بؤیله اوغول مادر دوران دا دئدین

مرتضی دیر یقین ائتدیم کی بو »مهمان« دئدیگین

بو فضیلتله بولونماز کی هر انسان دئدیگین.

منبع: هفته نامه دنیز شماره 24- تاریخ نشر 14/8/91 - و ب سایت: www.Daniznews.ir


  
   1   2      >